كاشمر2


کاشمر
نام اصلی این شهر ترشیز است و جغرافیانویسان اسلامی به صورت طرتیت و بعدها ترتیش و ترشیس نگاشته اند. در گذشته، این شهر جزو ولایتی بود به نام بوشت و یا یوشت که غیر از ترشیز، شهر معروف دیگر آن، کندر بوده است.
در سال 520ه.ق این شهر توسط سلطان سنجر سلجوقی محاصره و غارت شد و پس از این تاریخ یکی از مراکز مهم فرقه اسماعیلیه گردید. پس از آنکه فرقه اسماعیلیه توسط هولاکوخان از بین رفت، این شهر دوباره رونق یافت؛لیکن در قرن هشتم هجری، بار دیگر این شهر توسط امیر تیمور گورکانی ویران شد.
آثار به جامانده در این شهر متعلق به قون هفتم و هشتم هجری است. سرو افسانه ای کاشمر در این شهر قرار دارد.
جاذبه های گردشگری شهرستان کاشمر:
بناها و یادمان های تاریخی:
برج علی آباد کاشمر:
در روستای علی آباد در 42 کیلومتری کاشمر، بنایی بر روی قلعه ای به نام کوشک ساخته شده است. معماری این مناره آجری به شیوه برج رادکان قوچان می باشد. شکل مناره مانند برجی است که منظره خارجی آن از چهل و هشت ترک آجری تشکیل شده است و دوازده قاب آجری مزین به اشکال لوزی نیز دارد.
در حد فاصل ستون های بدنه برج و گنبد آن، تزیینات قطار سازی با کاشی هایی به رنگ فیروزه ای تعبیه شده است. گنبد آجری آن مخروطی شکل و دوپوشه است:پوشش اول دارای روزنی است که نوررا به داخل بنا هدایت می کند، پوشش دوم بسیار بلندتر از پوشش نخستین است. در بالای گوشواره مقرنس کاری زیر گنبد، شیارهای باریک و با انتهایی پهن تر وجود دارد. این شیارها بیست و چهار عدد می باشند. ارتفاع گنبد بنا 18 متر است و شکل داخلی آن، هشت گوش است. محیط داخلی آن 22 متر و محیط خارجی آن 42 متر است. زمان ساخت این مناره را در مقایسه با میل رادکان، در حدود قرن هفتم هجری قمری می دانند. سردر برج به شکل ایوان اتاق داری است که در اصل دارای کتیبه ای بوده است. در سطح فوقانی میان حجره های طبقه دوم،آثار گچ بری وجود دارد و اکنون قسمت مختصری از آن باقی مانده است. این اثر تحت شماره 127، در زمره آثار تاریخی به ثبت رسیده است.
مناره فیروز آباد:
مناره کاشمر یا فیروز آباد که با آجر ساخته شده است، دارای کتیبه ای به خط کوفی و متعلق به اواخر قرن هفتم هجری قمری است.
قسمت اصلی بدنه برج با آجرهای ساده و به شکل زیبایی که به اصطلاح معماری "هفت و هشت" نامیده می شود، زینت یافته است. در روی مناره روزنه ای تعبیه شده است و در داخل مناره آثار پلکانی دیده می شود. ارتفاع مناره،در حال حاضر 18 متر است. به احتمال قریب به یقین، در گذشته، بلندی آن بیشتر از امروز بوده است.
قلعه آتشگاه:
این قلعه در دوازده کیلومتری شمال غربی کاشمر واقع شده است و از حجاری ها و تصاویر مختلف موجود در آن چنین بر می آید که سابقا بنای با اهمیتی بوده است. در جوار آتشکده، غاری بزرگ وجود دارد که نزدیک در ورودی آن پیکره یک سرباز سواره با نیزه، حجاری شده است و از آثار دوره ساسانی می باشد.
آرامگاه ها:
آرامگاه شهید آیت ا... سید حسن مدرس:
این بنا آرامگاه سید حسن مدرس، از چهره های برجسته تاریخ معاصر ایران است که در ماه رمضان 1357هجری قمری برابر با آذر 1317 هجری شمسی توسط عوامل پهلوی اول، با چای آلوده به سم به شهادت رسید. جسد او را در محلی بیرون از شهر کاشمر که آن روزها به تپه آخوند معروف بود،دفن کردند. مردم کاشمر ضمن ضیارت قبر مقدس که به قبر آقای شهید مشهور بود، در تاریکی شب بنایی بر آن می ساختند و روزها مأمورین شهربانی وقت آن را خراب می کردند. پس از سه سال، صورت مزار شهید مدرس علنی شد. مقبره این شهید تا به حال چندین بار تجدید بنا شده است و بنای فعلی آن نیز به امر امام(ره) و کوشش و همت تولیت آستان قدس نوسازی شده است که البته در 2 سال گذشته نوسازی های دیگری صورت گرفته و محیط آرامگاه توسعه یافته است.
بی تردید، سید حسن مدرس یکی از شخصیت های بر جسته معاصر و مدافع منافع ملی و دینی مردم ایران است. وی اصفهانی الاصل بود و چندین دوره به عنوان نماینده مردم اصفهان و تهران در مجلس شورای ملی انتخاب شده بود. نطق های مدرس در مجلس که در دفاع از آزادی و قانون گرایی بود، مشهور است و همان ها نیز موجبات شهادت وی را فراهم آوردند.
در زیر، قسمتی از یک نطق او را که در مجلس شورای ملی ایراد نموده است، نقل می کنیم:
...حالا هم غرایض خود را عرض می کنم. در قرون اخیره وضعیات دنیا در اثر کهنه شدن بعضی دول و غفلت بعضی دول و غرور بعضی دول، در دنیای کهنه بعضی دول به خیال ترقی افتاده اند:یا از هوشیاری یا از احتیاج یا از تجدد. بالخصوص در اروپا، در قرون اخیره، از صدوپنجاه سال قبل یک دولت هایی وجود پیدا کردند و در صدد برآمدند که دول کوچکد دنیا را بخورند،البته وضعیات دنیا همیشه این مقتضیات را داشته است- یک قسمت بزرگش مقارن شده است با عمر و دنیای ما- از زمان اجداد ما تا رسیده است به امروز، البته معلوم است همچو دولی مختلف اند: عاقل دارد،غنی دارد. بعضی به رویه عقل در مقام بلع دول کوچک نهنگ وار حمله می کنند و هی دول بزرگ را کوچک کوچک کردند و خوردند و قوی شدند و سایرین ضعیف. بعضی که عاقل بودند، لقمه های درشت درشت را بلعیدند تا کم کم قوی شدند. وضعیات دنیا و غفلت سابقین ما و وضعیات جغرافیایی، مملکت ما را مبتلا کرده به دولت بزرگ همسایه، آن وقت بعضی سلاطین هم شاید ملتفت شدند-مثل مرحوم ناصرالدین شاه- شاید ملتفت شده بودند که ما دو دولت بزرگ همجوار پیدا کرده ایم؛ البته مقتضای وضعیت ما،مقتضای دیانت ما با این دول مسلم و صحیح است. دیانت ما در این زمان،اقتضای تعرض و حمله ندارد؛مگر این که متعرض ما شوند و وقتی که متعرض ما شدند،البته هر ضعیفی را اگر کسی متعرض باشد، باید به قدر مقدور و میسور،عقلا،دیانتا، سیاستا در صدد رفع و دفع برآید. همیشه دولت های ما، چه در طرز سابق چه در طرز حالیه، مراقب بودند که با این دو دولت بزرگ غنی و قوی و اعقل و عاقل به نحو مسالمت رفتار نمایند،و همین قسم که فرمودند روابط حسنه با آن ها داشته باشیم و همینطور هم عمل کرده اند و سال ها و عمرها گذراندند تا این که به زمان رسید؛ یعنی انقلاب ایران برپا شد و ملت بیدار شد و حکومت یک نفری به حکومت ملی تبدیل شد، مسمی به اسم دولت مشروطه. البته اینها هم به قدر قوه خودشان در این مسأله هوشیار بودند که هم مراقب بیابان خشک و هم مواظب دریای تر باشند. البته معلوم است بعد از آن که دنیا تولد چنین دول بزرگی را کرد و بالطبیعه آن دول بزرگ هم به یکدیگر نظر دارند؛ خصوصا اگر رفته رفته لقمه ها کم شود، بین آن ها رقابت تولید شود، این مسأله و این حالت در تمام دنیا هم چنین در ایران بود تا جنگ عمومی شروع شد. وقتی این جنگ بین دول بزرگ دنیا برپا شد، بعضی از آنها از حالت عظمت تنزل کردند و بعضی بر عظمتشان افزوده شد. ما ماندیم و یک همسایه. مدت ها در رژیم سابق و در طرز لاحق، میانه این دو دولت به نحوی زندگی می کردیم که اگر حایلی در بین ما و بحرین اتفاق می افتاد،اسمش را عدم وسیله و کشتی می گذاشتیم و اگر میانه ما و بعضی توابع و بلوکات شمال مانعی می افتاد، حمل بر قصور مأمورین می کردیم. لکن بعد از آنکه یکی از همسایه های ما، در نتیجه جنگ عمومی اظهر شد و دیگر ظاهر، یکی اقوی شد و دیگری قوی، ما ماندیم و یک همسایه دولت یا دولت نما یا مادر دایه بهتر از مادر. گرفتاری داخله و فقر و فلاکت مردم و یک طرفی بودن همسایه ما را کشید به قرار داد؛ یعنی انحصار ایران به یک نفر دولت همسایه. البته بعد از این که رقیب طرف نداشته باشد، مسلما به مقتضای صلاح خودش رفتار می کند و تقصیری هم ندارد؛ چه البته هر کس در مقام نفع و ضرر خودش است. به توفیق خداوند و بیداری ملت ایران، از چنگ قرارداد هم خلاصی پیدا شد؛ حتی به وسایل مختلفه هم که متوسل شدند مثل کابینه آقای سید ضیاءالدین باز هم موقعیت پیدا نشد، و توفیق شامل حال ما شد، و این دوره پارلمان تشکیل شده، قبل از این که پارلمان تشکیل شود. بعضی از نمایندگان اساس سیاست را بر آن گذاردند که این آثاری هم که از همسایه جنوبی باقی مانده است، آن ها را محو نمایند. در تحت این سیاست که من هم یکی از آنها بودم، این دولت و پارلمان تشکیل شد و بر طبق این سیاست، دولتی خواه ناخواه تشکیل شد و به آن دولت گفته شد که اگر می توانی این کارها را بکنی، بسم الله؛وگرنه،شما را به خیر و ما را بسلامت...
...بنده از جانب خودم می گویم و یقین دارم همه ملت ایران و نمایندگان هم صاحب این عقیده اند؛زیرا منشأ تمام آنها یکی است. منشأ سیاست ما،دیانت ماست. ما نسبت به دول دنیا دوست هستیم؛چه همسایه چه غیر همسایه،چه جنوب چه شمال،چه شرق چه غرب. و هر کس متعرض ما بشود،متعرض آن می شویم،هر چه باشد هر که باشد؛ به قدری که ازمان بر می آید و ساخته است. همین مذاکره را با مرحوم صدر اعظم شهید عثمانی کردم، گفتم اگر یک کسی از سرحد ایران بدون اجازه دولت پایش را بگذارد در ایران،و ما قدرت داشته باشیم، او را با تیر می زنیم و هیچ نمی بینیم که کلاه پوستینی سرش است یا عمامه یا شابگا. بعد که گلوله خورد، دست می کنیم ببینیم ختنه شده است یا نه؟اگر ختنه بود بر او نماز می کنیم و او را دفن می کنیم،وگرنه هیچ. پس هیچ فرقی نمی کند. دیانت ما عین سیاست ماست،سیاست ما عین دیانت ماست. ما با همه دوستیم، مادامی که با ما دوست باشند و متعرض ما نباشند؛همان قسم که به ما دستورالعمل داده شده است رفتار می کنیم....

امام زاده ها:
امام زاده سید حمزه(ع):
در قسمت شمال کاشمر، زیارتگاهی به نام امام زاده سید حمزه(ع) وجود دارد که بنابر نقل عالم آرای عباسی،فرزند حضرت موسی بن جعفر(ع) است. این بقعه در وسط باغ مشجر و مصفایی قرار گرفته و زیارتگاه مشتاقان اهل بیت(ع) است.
ساختمان این مرقد منور، دارای یک گنبد مرتفع با کاشی کاری سبز و منقش به کلمات طیبه"لا اله الا الله" و ایوان آیینه کاری شده و دو گلدسته در دو طرف ایوان است. نمای درونی گنبد و اطراف رواق آن به طور باشکوهی آیینه کاری شده است.
امام زاده سید مرتضی(ع):
در دامنه کوههای شمالی و در فاصله 5 کیلومتری مرکز شهر کاشمر،آرامگاه سید مرتضی(ع)،فرزند موسی بن جعفر(ع) واقع شده است. ساختمان آن،در گذشته ای نه چندان دور، توسط مردم ساخته شده است و بعدها توسط یکی از افراد نیکوکار و خیر کاشمری،بنای عظیمی به جای ساختمان قبلی آن احداث گردیده است. در دهه اخیر، اداره اوقاف این شهرستان تغییرات اساسی در این بنا به وجود آورد که کاشی کاری گلدسته ها،ایوان،گنبد و هم چنین سفال کاری نمای بیرونی آرامگاه و زایرسرا و غیره از آن جمله هستند. قسمت عمده تفرجگاه طبیعی پیرامون امام زاده، در دامنه کوه قرار گرفته است و به وسیله دو دیوار به طرز زیبایی درخت کاری و گل کاری شده است. آبشاری نیز از بالای دیواره پایین سرازیر است که پس از آن به استخر بزرگی می ریزد. بر بالای دامنه، رستورانی آماده پذیرایی از میهمانان امام زاده می باشد. اخیرا در کنار این مجموعه، شهرک بازی و تعداد زیادی فروشگاه و زایرسرای زیبایی جهت اقامت زایران احداث شده است.


ویژگی های فرهنگی و هنری:
مردم خراسان، مانند سایر استان های ایران، در مناسبت های گوناگون ملی و مذهبی مراسم مشابهی را برگزار می کنند. شکل کلی این مراسم مانند سایر مناطق است؛لیکن برخی ویژگی ها،این مراسم را نسبت به سایر مناطق ایران متفاوت می کنند. برخی از این مراسم به اجمال، مورد اشاره قرار می گیرند:
جشن ها و اعیاد عمومی:
چهارشنبه سوری:
یکی از مراسم بسیار دلپذیر که مردم را به پیشواز نوروز فرامی خواند،مراسم شب چهار شنبه سوری است. از آنجا که آتش از دیرباز، در نزد ایرانیان مقدس و مظهر فروغ یزدان بوده است، ایرانیان بر این باور بوده اند که قبل از تحویل سال نو باید آتش افروخت و زشتی و پلیدی های سال کهنه را سوزانید و خانه را از ناپاکی ها و بدیمنی ها پاک نمود.
درباره این که چرا شب چهار شنبه را برای این مراسم انتخاب کرده اند، سخنان بسیار گفته اند. خراسانی ها و بخصوص مردم کاشمر معتقدند که مختار، سردار معروف عرب، وقتی از زندان خلاصی یافت و به خونخواهی شهدای کربلا قیام کرد، برای این که موافق و مخالف را از تمیز دهد و بر کفار بتازد،دستور داد شیعیان بر بالای بام خانه خود آتش روشن کنند و این شب مصادف بود با شب چهارشنبه آخر سال و از آن به بعد،مرسوم شد که ایرانیان مراسم آتش افروزی را در شب چهارشنبه آخر سال اجرا می کنند. هنوز هم در برخی از استان های ایران، این مراسم با برپا کردن آتش بر بام خانه ها، برگزار می شود.


مراسم چهارشنبه سوری در کاشمر، مانند دیگر نقاط بر دو قسم است:
_یکی مراسم عمومی که همه در آن مشارکت دارند.
_دیگری مراسم خصوصی که مخصوص زن هاست و مردها حق شرکت در آن را ندارند.
مراسم عمومی با روشن کردن آتش و پریدن از روی آن برگزار می شود. در روستاها، در هنگام پریدن از روی آتش این شعر را می خوانند:
"آلا به در بلا به در،دزد وهیز از دها بدر"؛یعنی آل و بلا،،دم دزد و هیز از دهات دور باشد.
پس از خاموش شدن آتش،خاکستر آن را به باد می سپارند. پس از مراسم آتش،برای دفع قضا و بلا مقداری زغال(نشانه سیاه بختی)، اندکی نمک(نشانه شورچشمی) و یک سکه ناچیز(نشانه تنگ دستی) را در کوزه سفالینی که قبلا برای این کار تهیه کرده اند، می اندازند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر می چرخاند و نفر آخر،کوزه را بر بالای بام می برد و به کوچه پرتاب می کند و می گوید:
"دردوبلای خنه ره رختم به توی کوچه" و به این طریق سیاه بختی،شور چشمی و تنگ دستی را از خانه به در می کنند.
در گذشته،کاشمری ها در شب چهارشنبه آخر سال کوزه های کهنه خود را می شکستنند و به جای آن کوزه نو می خریدنند.
آن دسته از خانواده هایی که از نظر مالی وضعیت بهتری دارند،چهار شنبه رنگ پلو می پزند(رشته پلو،عدس پلو،زرشک پلو و ماش پلو) که مقداری از آن را هم برای نزدیکان خود می فرستند. مراسم دیگری که در خراسان در شب چهارشنبه سوری برپا می شود، مراسمی خصوصی است که توسط زن ها برای بخت گشایی دختران جوان و یا برای گرفتن حاجت برگزار می شود. در این شب، اگر خانواده ای بیماری در خانه داشته باشد، یکی از زن های خانواده اول شب، چادری به سر می کند و برای شفای بیمار، ملاقه ای به دست می گیرد و به در خانه همسایه ها می رود و بدون آنکه کلمه ای صحبت کند، چهار مرتبه با ملاقه به در می کوبد. صاحب خانه ملاقه را از وی می گیرد و مقداری خوراکی در آن می ریزدو برای زن می آورد. آن زن خوراکی ها را به منزل می برد و به بیمار می خوراند و معتقد است که بیمار بدین بدین وسیله شفا می یابد. در صورتی که صاحب خانه، خود بیمار باشد یا سفری داشته باشد، از دادن خوراکی به آن زن خودداری می کند و با گفتن عبارتی از قبیل "ناخوش داریم"یا "سفری داریم" جواب رد به او می دهد؛ زیرا معتقد است که دادن خوراکی به "ملاقه زن" برای ناخوش یا سفر کرده او بدیمن است و موجب خطر می شود.
از دیگر مراسم خصوصی این شب که توسط زن ها انجام می گیرد، می توان از بخت گشایی دختران جوان نام برد که در گذشته به شیوه های گوناگون انجام می گرفت. مهم ترین این مراسم عبارت بودند از:
_بخت گشایی به وسیله بستن قفل به گردن و نشستن سر چهارراه.
_بخت گشایی از طریق نشستن روی چرخ کوزه گری و شکستن گردو.
_بخت گشایی از طریق نشستن پای مناره مسجد و بستن قفل به گوشه چادر خود.
مراسم نوروز:
نوروز همواره برای ایرانیان با بیداری و زندگی دوباره طبیعت همراه بوده است. این عید قرن ها پیش از برانگیخته شدن زرتشت وجود داشته است و در آغاز یک جشن ملی و باستانی بوده است؛اما بعدها به علت وقوع برخی حوادث که بروز آن ها مصادف با نوروز بوده است،این عید جنبه دینی و مذهبی هم به خود گرفته و جلال و عظمت بیش تری یافته است.
در کاشمر،فقیر و غنی به آداب و رسوم نوروز می پردازند و همه مردم آن را گرامی می دارند. مراسم نوروز در کاشمر،هم چون دیگر نقاط خراسان از چند هفته مانده به آغاز بهار شروع می شود. فکر تهیه لباس نو، خانه تکانب، سفید کردن ظروف مسین، سبز کردن کوزه و آمدن حاجی فیروز که به زبان خراسانی آن را "جیگی جیگی نه نه خانم" می گویند، پیام رسیدن سال نو را برای مردم به همراه دارد.
چند لحظه قبل از سال تحویل،آرد را خمیر می کنند و می گذارند تا ور آید. در گذشته، در برخی از روستاهای کاشمر رسم بر این بوده است که دو سه روز قبل از تحویل سال مقدار زیادی نان می پختند؛ زیرا معتقد بودند که در موقع تحویل سال باید صندوق خانه هر خانه ای از نان پر باشد.
در هنگام تحویل سال، در هر اتاقی چراغی را روشن می کنند و عود می سوزانند. آنگاه سفره سفیدی در وسط اتاق پهن می کنند و دو عدد شمع روشن در طرفین یک جلد کلام الله مجید، و یک آینه در وسط سفره قرار می دهند. جلو آینه مقداری گندم می پاشند و روی آینه هم یک تخم مرغ می گذارند تا در موقع تحویل سال؛ تخم مرغ روی آینه بچرخد.
یک ظرف عسل در گوشه سفره و یک عدد نان سنگک در گوشه دیگر آن می گذارند. هفت چیز را که نام آن با "سین" شروع می شود،بر سفره می چینند. در هنگام سال نو، سر کیسه های تمام حبوبات و برنج را باز می گذارند.
یک کوزه نو هم می خرند و پر از آب می کنند، نارنجی هم در دهانه آن می گذارند،و تا سال نو شود از آب کوزه استفاده نمی کنند. غذای شب سال نو سبزی پلو با ماهی است که قسمتی از آن را هم روی سفره هفت سین می گذارند.
مردم کاشمر معتقدند که اگر سال نو با شنبه آغاز شود،آن سال، "سال نیکویی" است. پس از تحویل سال نو،اعضای خانواده به دیدن یکدیگر می روند. مراسم نوروز تا سیزدهم فروردین ادامه دارد.
در روز سیزدهم فروردین، مردم به قصد رفتن به دشت و سبزه زار از خانه های خود بیرون می آیند و عموما ناهار را در صحرا صرف می کنند و آنچه آجیل و شیرینی از ایام عید باقی مانده است، در آن روز به مصرف می رسانند.
سوغاتی ها:
1.زعفران
2.کشته
3.کشمش
4.زرشك
5.انار