ستاره هايي كه زير غبار بي توجهي رنگ مي بازند

استانداردسازي و رسيدن به شرايط ايده‌آل و مطلوب هميشه نيازمند صرف هزينه‌هاي هنگفت نيست. در بسياري از موارد تنها كافي است همان بودجه‌اي را كه به طور معمول هزينه مي‌كنيد با دقت بيشتر و در راه درست و حساب شده صرف كنيد. تنها كمي دقت و توجه و مقدار اندكي آموزش‌هاي اوليه كافي است. البته اگر بتوان كارمندان و كارگران را با بهترين آموزش‌ها آشنا كرد به پيشرفته‌ترين دوره‌هاي فرستاد و از مجلل‌ترين و مرغوب‌ترين ابزار و وسايل استفاده كرد و... بسيار دلپذيرتر خواهد بود، اما اگر به هر دليلي حالا امكان صرف هزينه بيشتر موجود نيست فقط كمي دقت را بيشتر كنيد. اين موضوع به ويژه در خصوص مراكزي و موسساتي مانند مراكز گردشگري از اهميت بيشتري برخوردار است . چرا كه بر اساس تحقيقات موجود هر مشتري راضي 11 نفر را براي آمدن به مركز شما تشويق مي‌كند و هر مشتري ناراضي 40 نفر را منع. پس با كمي توجه بيشتر به راحتي مي‌توان معادلات را برعكس كرد. البته اين كه بسياري از اين مراكز بيشتر مواقع سال را در ركود به سر مي‌برند و تحت تاثير عوامل متعددي از آب و هوا شرايط جوي گرفته تا رخدادهاي سياسي و ... با افت و خيزهاي شديد مواجهند معادله‌اي نيست كه بشود به راحتي تغييرش داد اما رعايت برخي نكات مانند نظافت و بهداشت قطعا تاثير غيرقابل انكاري دارد. هيچ مشتري از اينكه در رستوراني غذا بخورد كه همه چيز در آن به هم ريخته است، از جايي كه نشسته مي‌تواند به راحتي آشپزخانه را ببيند كه در آن ظروف نشسته با سر و صدا به هم مي‌خورند و كارگران با هاي‌وهو در حالي كه دستكش بهداشتي در دست ندارند، غذاها را با دست در ظرف‌ها مي‌ريزند و... راضي نخواهد بود. مسافري هم كه يك هتل را براي اقامت خود انتخاب مي‌كند و معمولا هزينه‌ هنگفتي را هم براي اين اقامت مي‌پردازد حداقل انتظارش رعايت بهداشت و پاكيزگي در محيط مورد استفاده‌اش است. اينكه در ظرفي كه براي استفاده‌اش در نظر گرفته‌اند هنوز بقاياي غذاي قبلي قابل مشاهده است، سرويس بهداشت‌اش خوب كار نمي‌كند، لباس كاركنان پر از لك و پيس است و با برخورد مناسبي هم روبه رو نيست و... قطعا مواردي نيست كه او را بار ديگر به همان هتل بكشاند. در بسياري از مواقع اگر با اعتراض سراغ مسولان و مديران اينگونه مراكز برويد، با دل پر دردي مواجه خواهيد شد كه از درصد ناچيز اشغال هتل و يا درآمد اندك مركزش داد سخن مي‌دهد. درد دل‌هايي كه شايد بتوان به بسياري از آن‌ها حق داد، اما اينكه درصد اشغال يك هتل كمتر از 10 درصد است قطعا هيچ ربطي به تميز نبودن ظروف و فضاي هتل ندارد، چون تميزتر شستن و با دقت بيشتر نظافت كردن فقط كمي دقت و مقدار اندكي صرف زمان بيشتر مي‌خواهد كه هزينه صرف شده براي هيچ كدام از آن‌ها آنقدر سنگين نيست كه بتوان از آن به عنوان مانع نام برد يا اينكه استفاده از دستكش‌هاي تميز و يكبار مصرف در جايي كه لازم است از دست براي آماده كردن غذا استفاده كرد چندان هم پرخرج و كمر شكن نيست. تميز و مرتب بودن ظاهر كاركنان و رفتار مودبانه هم قيمت سنگيني ندارد. اما به كار بردن همين نكات كوچك كه در واقع حق مسلم مشتري و مسافر است، قطعا مي‌تواند تاثير بسزايي در تصويري كه در ذهن مخاطب شكل مي‌گيرد داشته باشد. تصويري كه تا ساليان سال باقي خواهد ماند و چه بسا مسافران و مشتريان بيشتري را به مركز مورد نظر بكشاند. اما متاسفانه همين نكات پيش‌پا افتاده و ساده كه صحبت كردن در موردش هم چندان خوشايند به نظر نمي‌رسد، در بسياري از مراكز گردشگري، اقامتي و پذيرايي كشورمان كه بسياري از آن‌ها ستاره‌هاي متعددي را برتارك خود نشانده‌اند رعايت نمي‌شود. ستاره‌هايي كه در ميان همين بي‌مبالاتي‌ها هر روز بيشتر رنگ مي‌بازند. شايد به همين دليل است كه همچنان مردم ما جايي را براي سفر كردن انتخاب مي‌كنند كه حداقل قوم و خويش يا آشنا و دوستي در آن داشته باشند تا هم از نظر هزينه متحمل هزينه‌هاي سنيگن نشوند و هم حداقل از امنيت بهداشتي بهره‌مند باشند

Kashmar

K
ASHMARKashmar is 926 km far from Tehran. Sheshtaraz river, across which shahi historical dam is constructed, flowing its vicinity. Its weather is temperate in northern areas and warm in southern and plain areas due to closeness to desert.The old name of this city is “Torshiz”. In the year 1151 AD., it was surrounded and plundered by sultan sanjar saljooghi. After that, it became one of the most important centers of Esmailieh faction. After the defeat and disappearance of Esmailieh faction, this city flourished again. But in 14th century was ruined by Amir Taymour Goorkani. The historical sites of this city are:*Atashgah cave,*Ali-Abad tower,*Firouz-Abad minaret, Atashgah castle,*Shahid Moddares tomb,*Seyed Hamzeh and Seyed Morteza Iamzadeh,

جاذبه هاي گرگان


استان گلستان يكي از مناطق ديدني و به ياد ماندني سرزمين پهناور ايران است كه آكنده از جاذبه‌هاي طبيعي اعم از پارك‌ها، تالاب‌ها، آبشارها، جنگل‌ها، سدها و روستاهاي جذاب و ديدني است. اين استان طبق شواهد موجود از بيشترين جاذبه‌هاي توريستي در بخش‌هاي طبيعي، جنگلي و اكوتوريستي برخوردار بوده و از اين لحاظ مي‌تواند قطب اكوتوريسم شمال باشد.
به گزارش خبرنگار ايسنا استان گلستان با وجود جنگل، دريا و مناطق خشكي، در فصل پاييز زيباترين و بهترين شرايط را براي سفر گردشگران دارد. بيشتر مردم ايران در اين فصل مشغله‌ي كاري و تحصيلي دارند و امكان سفر براي آن‌ها وجود ندارد كه در اين شرايط، پاييز آرام‌ترين فصل براي سفر گردشگران خارجي به اين نقطه از كشور است.
يكي از زيباترين جلوه‌هاي اكوتوريستي استان گلستان، همچون ساير نواحي شمالي ايران، وجود روستاهاي زيبا به ويژه در دل جنگل‌هاي بكر و شگرف آن است.
دهكده‌هاي ييلاقي استان گلستان را بايد در زمره يكي از زيباترين جلوه‌هاي اكوتوريستي اين خطه از سرزمين شمال به شمار آورد. اين دهكده‌ها شامل دهكده ييلاقي درازنو، دهكده ييلاقي جهان نما، دهكده ييلاقي افرا تخته، دهكده ييلاقي زرين گل و دهكده ييلاقي شير نوا و ... مي‌باشند.
اين دهكده‌ها به دليل داشتن چشم‌اندازهاي زيبا و مشرف به تمامي نواحي جلگه‌اي استان، از طبيعت زيبا و آب و هواي خنكي برخوردار بوده و پوشش‌هاي جنگلي و كوهستاني و صخره اي موجود در آن‌ها قابليت استفاده گردشگري طبيعي و تفريحي را بيش از پيش نمايان مي‌سازند.
روستا‌هاي گلستان به دليل تنوع پوشش گياهي – صخره‌اي و كوهستاني، شرايط آب و هوايي بسيار مناسب در ايام تابستان، وجود چشم‌اندازهاي زيبا و مشرف به نواحي پايين دست از گذشته مورد استفاده و بازديد گردشگران قرار مي‌گيرند. .
گرگان نيز از اين وضعيت مستثني نبوده و روستاهاي شگرفي چون روستاي شاه كوه و جهان‌نما در زمره اين روستاهايند. اما روستاي زيارت در اين ميان خود تجلي زيبايي طبيعت از نوع ديگري است. اين روستا در 12 كيلومتري جنوب گرگان واقع شده است و آب و هواي معتدل و مرطوب دارد.
رودخانه‌ي مشهور زيارت نيز از شرق آبادي مي‌گذرد. كوه پشته كمر و كوه سفيد آب در شمار غربي و خالودره در شرق آبادي واقع شده‌اند. سواحل رودخانه، كوه‌ها، دره، پوشش گياهي و حيات وحش از جمله جاذبه‌هاي طبيعي پيرامون روستا و مسجد قديمي و بناي امامزاده عبدالله از جمله جاذبه‌هاي مذهبي و زيارتي آن به شمار مي‌روند.
معماري خانه‌هاي روستايي، بسيار جالب توجه و زيبا است. پوشش سفالين بام خانه‌ها، معماري داخلي و نماي بيروني آن‌ها ديدني و قابل توجه است.
يكي از نكات قابل‌توجه در بافت روستاي زيارت مشترك بودن حياط منازل با معابر است. به اين معنا كه فضاي باز خصوصي منازل با معابر روستا يكي بوده و در داخل اين معابر، تنور، شيرآب، حوضچه شست و شو و انبار ديده مي‌شود.
آبشار زيارت
اين آبشار در 5 كيلومتري جنوب روستاي زيارت و 19 كيلومتري جنوب گرگان قرار دارد . اين شاخه رودخانه از طريق دو آبشار مجاور از ارتفاع 15متر به داخل محوطه حوضچه كه در محل ريزش ايجاد شده مي‌ريزد. در كل محوطه آبشار زرات و پودر مانند آب در هوا معلق است و به دليل بالا بودن رطوبت نسبي محيط روي تخته سنگ‌ها نيز پوشيده از خزه و گلسنگ است.
محيط پيرامون آبشار به دليل ريزش آب از ارتفاع زياد در محل آبشار به صورت غباري از قطرات آب در فضا مشاهده مي‌شود. وجود چنين فضايي اطراف آبشار و صخره هاي پوشيده شده از خزه مي تواند فضاي بسيار مناسبي براي گردشگران تفريحي وكوهنوردي فراهم آورد .
ايجاد زمينه‌هاي زير‌ساختاري و تاسيسات و امكانات پذيرايي و اقامتي متناسب با الگوي معماري محيط پيرامون مي‌تواند باعث رونق بازار گردشگري شود . به هر حال به تازگي مديران گردشگري استان گلستان در نظر دارند تا طرح گرگان‌گردي را نيز در اين استان اجرا كنند.
چشمه آب گرم زيارت
اين چشمه در 15 کيلومتري جنوب گرگان و در روستاي زيارت و ضلع شرقي رودخانه خاصه رود قرار دارد . اين چشمه در حال حاضر داراي 4 مظهر و محل خروج به فاصله تقريبي 10 تا 20 متر است . اولين مظهر آن زير تخته سنگي است که روي آن کتيبه کوچکي با ابعاد 15*20 سانتيمتر به خط عربي تاريخ 1035 را نشان مي‌دهد . مظهر دوم اين چشمه به فاصله 20 متر در جنوب مظهر اولي قرار دارد. دو مظهر ديگر هر يک با فواصل 15 و 10 متر از هم قرار دارند. در صورت بررسي آب چشمه از لحاظ معدني مي‌تواند يکي از جاذبه‌هاي توريستي بسيار جالب استان باشد. ا
خليج گرگان*
خليج گرگان بزرگترين خليج درياي خزر است كه بر اثر پيشروي و گسترش شرقي رشته ساحلي شبه جزيره‌ي ميانكلاله در جنوب شرقي درياي خزر تشكيل شده است. وسعت خليج گرگان حدود 400 كيلومتر مربع است. خليج گرگان كم عمق است به طوري كه با در نظر گرفتن بالاآمادگي آب، حداكثر عمق آن به 4 متر مي‌رسد و از غرب به شرق تا حوالي ضلع جنوبي آشوراده به عمق آب افزوده مي‌شود.
اكولوژي خليج گرگان تحت تأثير درياي خزر، رودهاي مجاور و شبه جزيره ميانكاله قرار گرفته است كه رشد و تكثير آبزيان، ماهيان استخواندار و ماهيان غضروفي و جذب پرندگان مهاجر زمستاني نقش مهمي دارد. بدين جهت مي‌توان گفت كه شبه‌جزيره‌ي ميانكاله و خليج گرگان دو محيط زيستي و جغرافيايي جدايي‌ناپذيرند.
اگرچه خليج گرگان و شبه جزيره ميانكاله به صورت محدوده‌ي زيستي حفاظت شده درآمده ولي وجود صيد بي‌رويه و بي‌موقع، افزايش واردات فضولات صنعتي، دامداري و كشاورزي از يك سو و اهميت زيست محيطي خليج و لزوم بهره‌برداري بيشتر از منابع غذايي براي جمعيت فراينده‌ي كشور از سوي ديگر از جمله مسائلي است كه مي‌تواند لزوم توجه بيش‌تر و انجام پژوهش‌هاي فراوان‌تري در خصوصيات خليج گرگان و شبه‌جزيره ميانكاله را توجيه كند.
منابع آبي جذب جهانگردان
مهم‌ترين منابع آبي جذب جهانگردان در استان گلستان، درياي خزر و سواحل زيباي آن با چشم‌اندازها و مناظر بسيار بديع، دلنشين و ديدني است و همواره مسافران بسياري را از دور و نزديك به سوي خود جلب مي‌كند. درياي مازندران از ظرفيت‌ها و قابليت‌هاي بس بالايي در زمينه بهره‌برداري‌هاي جهانگردي برخوردار است كه در نوع خود شايد كم‌نظير باشد. سواحل و كرانه‌هاي درياي خزر در پيوند با جلگه سرسبز و كوه‌هاي بلند سر به فلك كشيده البرز، از ديدني‌ترين و جالب‌ترين نقاط استان است. مي‌توان گفت كه زيبايي‌هاي كم‌نظير گرگان به موجوديت و حفظ شرايط زيستي اين دريا بستگي دارد. در محدوده استان گلستان دو اسكله بندر گز و بندر تركمن با كاركرد تفريحي و تفرجي، از تفرجگاه‌هاي مهم استان و از اماكن مطلوب جهت گذران اوقات فراغت شهروندان و مسافران محسوب مي‌شود.
انگيزه‌هاي جذب گردشگران در اين منطقه را نيز مي‌توان در اين نكته دانست كه خليج گرگان داراي جاذبه‌هاي شگفت انگيز طبيعي و زيست محيطي بوده و پوشش گياهي ويژه حيات وحش منحصر بفرد و چشم اندازهاي ساحلي آن را به يکي از جالبترين نقاط توريستي تبديل کرده است.
منابع جنگلي
جنگل‌هاي گرگان با مناظر و چشم‌اندازهاي بسيار زيباي دره‌ها و كوه‌هاي جنگلي، رودخانه‌ها، چشمه‌سارها،‌ فضاهاي روستايي ويژه منحصر به فرد، قابليت‌هاي مهم توريستي ـ جنگلي را به نمايش گذاشته و در حال حاضر از طريق مجتمع نهارخوران و جاده‌ي خوش ييلاق مورد بهره‌برداري قرار مي‌گيرند.
همجواري اين مجموعه جنگلي با دشت‌ها و كوهستان‌هاي شرقي مازندران، ويژگي‌هاي جهانگردي كم‌نظيري به آن بخشيده كه در صورت دسترسي و ايجاد امكانات صحرايي، بخش عظيمي از نيازهاي تفريحي و گذران اوقات فراغت استان سمنان و خراسان و مسافران گذري را پاسخ خواهد گفت. پارک جنگلي النگدره از زيباترين جنگل‌هاي اين منطقه به شمار مي‌آيد .
به گفته مديركل ميراث فرهنگي و گردشگري گلستان جنگل‌هاي النگ‌دره كه به عنوان يكي از كانون‌هاي گردشگري استان شناسايي شده و جهت توسعه و اجراي پروژه‌هاي گردشگري حداقل به 50 ميليارد تومان سرمايه‌گذاري نيازمند است.
پارک جنگلي قرق واقع در کيلومتري شرق گرگان و در مسير راه اصلي شمال به مشهد مقدس و پارک جنگلي و آبشار کبود وال از ديگر منابع جنگلي گرگان واقع در 5 کيلومتري جنوب شهرستان علي آباد کتول براي جذب اكوتوريست‌ها به شمار مي‌آيند.
پارک جنگلي و آبشار کبود وال به دليل چشم اندازهاي طبيعي و دسترسي به شهر و جاده اصلي شمال به مشهد مقدس موقعيت بسيار مناسبي براي جذب گردشگران داخلي و خارجي دارد . اين پارک با تنوع و تراکم پوشش گياهي از لحاظ زيستگاههاي گياهي داراي ارزش است .
پارک طبيعي ناهارخوران
ناهارخوران از قديمي ترين تفرجگاه استان گلستان و شهرستان گرگان است . بسياري از ايرانيان با آن آشنايي دارند . ناهارخوران در 4 کيلومتري جنوب شهر گرگان واقع شده و اين پارک مجموعه اي از پوشش گياهي و تاسيساتي است که آنچنان براي جذب گردشگر مناسب نيست و نياز مند توسعه و تجهيز و احداث واحد اي اقامتي و پذيرايي مناسب مي باشد .
اين پارک از پارکهاي قديمي است و تنوع گياهي و ملايم بودن درجه حرارت آن باعث جذب گردشگران از گذشته تا کنون بوده است ولي به منظور ايجاد انگيزه بيشتر بايستي امکانات موجود توسعه يابد .
از ديگرجاذبه هاي طبيعي شهرستان گرگان مي‌توان ارتفاعاتي چون كوه جنگلي پيرگرده ،كوه جنگلي تاور آب، كوه جنگلي تل‌انبار، كوه نيمه جنگلي چلبه ، كوه نيمه جنگلي زرشك‌كوه و ... را نام برد كه هر ساله مورد بازديد گردشگران داخلي و خارجي قرار مي‌گيرند. گرگان رود نيز از ديگر جاذبه‌هاي اكوتوريستي گرگان است. اين رودخانه از كوه‌هاي آلاداغ در بجنورد سرچشمه مي‌گيرد و در مسيري به طول بيش از دويست كيلومتر، پس از عبور از دره‌هاي پرپيچ و خم كوهستاني، صحراي كلان، پيرامون شهر گرگان، گنبد‌كاووس، دشت گرگان و شهر آق‌قلعه در نقطه‌اي به نام «خواجه نفس» وارد درياي مازندران مي‌شود. رودخانه گرگان رود حركتي آرام دارد، اما در مواقع بارندگي و سيلاب به علت عبور از زمين‌هاي رسي، گل‌آلود مي‌شود. در حال حاضر سدي بر روي آن احداث شده و از آب آن استفاده‌هاي زراعي به عمل مي‌آيد. وجود درياچه، سد و مسير آرام و پرآب آن، امكانات قابل توجهي براي بهره‌برداري جهانگردي، به ويژه در زمينه ورزش‌هاي آبي فراهم كرده است
جاذبه هاي گردشگري استان گلستان




نوع جاذبه
رديف
نام جاذبه
مشخصات جاذبه


قلعه و دژ
1
قلعه باران
قلعه باران در ناحيه حاجي لر مينودشت قرار دارد و يکي از نقاط ديدني و با شکوه استان گلستان مي باشد که در 12 کيلومتري جنوب راميان واقع شده و داراي چشم اندازهاي زيبا است . در بالاي آن چشمه آبي وجود دارد . اين قلعه پيش از اسلام پايتخت اشکانيان بوده . طبيعت اطراف قلعه باران از نماي طبيعي و جالبي برخوردار است
2
چپاشک

3
قلعه خندان
گرگان – بلوار مازندران
4
اسپي دژ

5
ديوار دفاعي سد اسکندر
اين ديوار دفاعي به نامهاي قزن آلان – سد اسنگرر – سد فيروزه و سد انوشيروان نيز معروف است از معروف ترين آثار تاريخي استان گلستان است . طول اين ديوار حدود 155 کيلومتر است . اين ديوار در زمان ساسانيان احداث گرديد ارتفاع ديوار 3 تا 5 متر و عرض آن 10 متر مي باشد . اشيايي در حين کاوش از ديوار بدست آمده است که از آن مي توان سفال – شيشه و فلز نام برد .
6
ديوار شهر قديمي تميشه
بناي شهر قديمي تميشه و ديوار آن در غرب روستاي سرکلانه خرابشهر (شهرستان کردکوي) بصورت تپه هاي پست و مرتفع جلب توجه مي کند . قدت آن مربوط به اوايل اسلام تا دوره سلجوقي مي باشد . اين ديوار از دامنه کوه واقع در جنوب روستاي سرکلاته شروع شده و تا درياي خزر ادامه دارد . عرض ديوار آن در برخي از قسمت ها 2 تا 5/2 متر بوده است .
7
کبري قلعه
در 15 کيلومتري شرق گنبد کاووس واقع شده و تقريباَ شکل مربع دارد سفال هاي جمع آوري شده از سطح تپه و ديوارهاي خارجي نشان مي دهد که شهرک در روزهاي قبل از اسلام مورد سکونت بوده و پس از نياز به احداث شهر عظيم دشت حلقه را ساختند .
8
دشت قلعه
اين شهر در 15 کيلومتري جنوب شرقي گنبد کاووس قراردارد و به صورت 8 ضلعي نامنظم بنا گرديده است . در تپه آن که آثار دوران قبل از تاريخ مشخص مي باشد آثاري چون سفال قرن هشتم و هفتم هجري بدست آمده است .
9
جر کلباد
به فاصله 5 کيلومتريغرب شهرستان بندرگز و در روستاهاي کهنه کلباد واقع شده و از دامنه کوه تا ساحل دريا کشيده شده است . جر کلباد به طول 20 کيلومتر که قسمت اعظم آن قابل ديدن است اينجا به منظور حفاظت از پايتخت هاي شاه عباس حفر گرديده .
10
قلعه تاق
اين قلعه در جنوب شرقي بالاجاده و (سورم سرا) و در جنوب قلعه شاه نشين واقع شده اين قلعه به منظور مقاومت و ايستادگي مردم منطقه در طول دو قرن اول هجري است .
11
قلعه شاه و نشين
اين قلعه بر قراز بلنداي چماز کوه در شرق بالاجاده (سورم سرا) واقع شده است . قلعه شاه نشين مشرف بر مناطق جلگه اي بوده و قلعه نشينان آب مورد نياز خود را از ارتفاعات کوهي در جنوب با استفاده از پالانه هاي سفالي تامين مر کردند .
12
قلعه مسنجيق
اين قلعه در 43 کيلومتري جاده گنبد کاووس به داشلي برون واقع شده است .
13
رخمه آق بند
رخمه آق بند در روستاي آق بند بخش داشلي برون در 30 کيلومتري شمال گنبد کاووس قراردارد . رخمه آق بند از دو قسمت تشکيل شده است . سنگ تبر رو بيشتر شبيه زين شتر يا بدنه شتر دوکوهانه مي باشد . سفالهاي بدست آمده از آن مربوط به اواخر هزاره دوم قبل از ميلاد است .
14
قلعه بوقوتو
مينودشت – گاليکش در بين روستاي نرسه
15
دشت حلقه





کاخ ها و عمارت ها
1
کاخ اختصاصي (موزه سلطنتي)
اين عمارت که به کاخ اختصاصي معروف است در محل پارک شهر گرگان قرار دارد . بناي اين کاخ با ويژگي هاي دوران پهلوي است (در دوطبقه) در حال حاضر از اين کاخ به عنوان کتابخانه عمومي استفاده مي شود .
2
کاخ شاسمن
اين کاخ در شهرستان گرگان واقع شده و بنا به روايتي در سال 795 هجري قمري بوسيله امير تيمور در ساحل رودخانه ساخته شد . برخي از مورخين و جغرافي دانان از اين کاخ نام برده اند . بناي اين کاخ توسط ابوبکر شاه سماني (حاکم شاسبان) ساخته شده است .
3
کاخ آقا محمد خان
اين بنا توسط محمد خان قاجار ساخته شده و در شهرستان گرگان قرار دارد ويژگي معماري را سلوب ساخته و نشانگر آن است که اين بنا در تاريخ 12 هجري قمري ساخته شده است . اين کاخ در نزديکي دروازه بسطام سابق حدود فلکه کاخ و پارک شهر فعلي ساختمان شهرداري گرگان قرار دارد و فعالا در اختيار سپاه پاسداران است .اين کاخ داراي عمارت هاي دارولعماره و دارالحکوه – کلاه فرهنگي عباس خاني و سلسيان خاني مي باشد .
4
کاخ دادگستري

5
اله يارخان
اين قصر قديمي در علي آباد کتول واقع است



برج ها
(ميل ها)
1
برج قابوس
اين برج را از بهترين بناهاي تاريخي صده 4 هجري و بلند ترين بناي آجري جهان مي باشد در سال 397 هجري قمري به دستور شمس المعالي قابوس ابن وشمگير ساخته شده و اين برج استوانه اي شکل بوده که بر روي صفحه اي دايره اي شکل قرار دارد . بلندي اين برج 51 متر است . گنبد اين برج مخروطي است . همه ساله مردم زيادي را براي سياحت و بازديد از ديگر استان ها و خارج از کشور رهسپار اين ديار مي کند .
2
برج رادکان
اين برج در نزديکي روستاي رادکان در 42 کيلومتري جنوب شهر کردکوي قرار دارد و بر فراز تپه اي به موقعيت خاص طبيعي و سوق الجيشي شاخته شده است . اين بنا 35 متر ارتفاع دارد . عده اي معاري آن را تقليدي از معماري برج قابوس مي دانند که گنبد برج رادکان داراي 4 پوشش است . اين برج محل دفن يکي از اسپهبدان آل باوند در استان بنام ابوجعفر محمد بن نوريان باوندي است . ساخت بناي برج در سال 407 هجري قمري شروع و در سال 411 به پايان رسيده است .

پل ها و بنا هاي فرهنگي و تاريخي ايران
1
پل آق قلا
پل معروف آق قلا در 18 کيلومتري شمال گرگان و در ابتداي بافت قديم شهر آق قلا و بر روي رودخانه گرگان رود احداث شده است . پايه هاي اين پل از دوره سلجوقي باقي مانده است و در زمان صفويان روي پايه هاي پل مانده پل جديدي احداث گرديده . اين پل 60 متر طول و عرض آن 30/4 متر است . اين پل آجري است . اطراف پل و حاشيه رودخانه فضاي سبز مناسب پر جاذبه اي براي علاقمندان فراهم مي آورد .
مساجد

1
مسجد جامع گرگان
اين مسجد در جنب بازار اصلي شهر نعلبندان واقع شده است . اين مسجد در عصر سلجوقيان احداث شده و داراي منارهاي کروي که روي آن کتيبه اي به خط کوفي مي باشد . مساحت زمين مسجد 1600 متر مربع مي باشد برديواره هاي ايوان غربي سنگ نوشته هاي زيارتي نصب گرديده است .
2
مسجد گلشن
اين بنا نزديک ميدان شهر گرگان واقع شده است . بناي اوليه مسجد را به دوره صفويه منصوب مي دانند که در دوره قاجاريه تغيير و بازسازي شده است . اين مسجد در سال هاي اخير علي رغم ثبت تاريخي تخريب و سعه جديدي با سلوب مشابه مسجد قديمي جايگزين آن شده است .
3
مسجد امام حسن عسکري (ص)
اين مسجد در شهر گرگان واقع شده است . بناي فعلي آن بعد از پيروزي انقلاب اسلامي احداث شده و فاقد جنبه هاي تاريخي و هنري است . آنچه که به اهميت اين بنا مربوط مي شود يک قدمگاه باستاني قديمي در کنار مسجد مي باشد .
4
مسجد و مدرسه کريم ايشان
اين بنا در شرق کلاله و در روستاي کريم ايشان و در مسير جاده کلاله به مراوه تپه واقع شده است و از آثار دوره قاجار است . ساختمان اين مسجد آجري مي باشد . مدرسه داراي يک حياط چهار گوش و 23 هجره است . تاريخ ساختمان آن در سال 1328 هجري قمري است .
مدرسه

1
مدرسه سردار
در گرگان واقع است
2
مدرسه دارالشفاء
در گرگان واقع است

2مشهد



تاريخچه مشهد

ناحيه اي كه امروز مشهد ناميده مي شود قبلا طوس يا طابران نام داشته است . در اواخر سده دوم هجري دهكده اي موسوم به سناباد در 2 كيلو متري نوقان قرار داشته و كاخ حميد بن قحطبه طلائي والي خراسان كه اكنون عمارت آستانه شهر مقدس مشهد است در ميان باغ بزرگي در اين دهكده قرار داشته است . در بهار سال 193ه.ق هنگامي كه هارون جهت سركوب شورشي در سمرقند به نوقان رسيد مريض و سپس فوت نمود وي وصيت نموده بود پس از مرگ او را در باغ مجاور محل اقامتش دفن نمايند . مآمون جانشين هارون پس از گذشت چند سالي از خلافتش در اثر طغياني كه عليه وي در عراق پديد آمد به قصد آنكه تمايل شيعيان را به خود جلب كند «حضرت رضا(ع)» را به ولايت عهدي نامزد كرد . حضرت رضا (ع) پس از يكسال اقامت در مرو عازم بغداد شدند ، وقتي به قريه نوقان رسيدند به منزل امير سناباد وارد و آن حضرت در آنجا مسموم و در سال 202يا 203 ه.ق پس از سه روز وفات يافته و پيكر مطهرشان در باغ حميد بن قحطبه در 1/5كيلومتري قريه سناباد مدفون شد ،‌ازهمان زمان نقطه مذكور به نام مشهد الرضا و بعد به اختصار مشهد نام گرفت . عده اي از متخصصين مسايل شهري ، مقطع زماني 1300يا پايان حكومت قاجاريه و آغاز حكومت رضاخان را شروع تحولات اساسي در روند «شهر نشيني » و «شهرگرايي» در ايران دانسته و بافت فيزيكي ماقبل1300 را بافت تاريخي و گسترش هاي بعدي را بكه در فراسوي حصار و ديوارهاي قديمي شهرها اتفاق افتاده «بافت جديد »مي دانند كه روند شكل گيري آ“ در طول زمان تغيير كرده است . دخالت در بافت كالبدي آن نيز با كشيده شدن خيابانهاي جديد بر بافت كالبدي آن نيز با كشيده شدن خيابانهاي جديد بر بافت تاريخي مثل خيابانهاي طبرسي ،‌امام رضا ،‌بهار و غيره آغازگرديد . علاوه بردخالتهاي فيزيكي فعاليت هاي ديگري نيز در زمان رضاخان در شهر مشهد انجام گرفت و زمينه رشد فيزيكي شهر را فراهم نمود كه مهمترين آنها عبارتند از :‌تأسيس بيمارستان امام رضا(ع) در سال 1313 تاسيس كارخانه قند آبكوه در سال 1314، تاسيس دانشكده پزشكي در سال 1318و غيره . خريداري اولين كارخانه برق در سال 1315و نصب آن در خيابان طبرسي ورود ماشين به شبكه حمل و نقل درون شهري با 2دستگاه اتوبوس در سال 1318،‌جايگزيني تدريجي آن به جاي درشكه از اقداماتي است كه در طي سالهاي (1300-1320) در شهر مشهد انجام گرفت و نقش مهمي در رشد فيزيكي شهر داشت .مشهد در اولين سرشماري عمومي كشور كه درسال 1318از چند كشوربه عمل آمدداراي 76471نفر جمعيت بوده است.

( تحولات مشهد در دوره محمدرضاپهلوي (1320-1357ه.ش

مشهد از شهريور 1320 كه مصادف با اشتعال ايران توسط نيروهاي متفقين به دليل وجود ناامني در مناطق روستايي و امنيت مناسب در مشهد به علت وجود پادگانها و مراكز نظامي و نيز خشك سالي هاي جنوب خراسان بويژه در سال زراعي 1326-27و تاسيس دانشگاه مشهد درسال 1326 ه.ش پذيراي جمعيت زيادي بود كه در رشد جمعيت نقش داشته اند . به دنبال دگرگونيهاي سياسي، اقليمي و آموزشي فوق، تحولات تكنيكي به ويژه مجهز شدن شبكه حمل و نقل درون شهري به وسايل نقليه جديد ( افزايش اتوبوسها از 2 دستگاه به 77 دستگاه ، ورود تعداد 10 دستگاه تاكسي در سال 1328 كه تا سال 1324 به 200 دستگاه افزايش يافت ) و از همه مهمتر برقراري ارتباط بين مشهد و تهران از طريق شبكه راه آهن در سال 1336 ه.ش و نيز پرداخت وام به دارندگان زمينهاي وقفي توسط بانك رهني در سال 1336 ه.ش از عواملي بودند كه دست به دست يكديگر داده و جمعيت شهر مشهد در سال 1335 ه.ش به 241989 نفر رسانده است بطوريكه رشد سالانه جمعيت در طول 16 سال (1319-1335 ه.ش) به طور متوسط 2% بوده است . از حدود سال 1335 ه.ش به دليل تغييرات اساسي در ساخت اقتصادي كشور به ويژه درآمد حاصل از فروش نفت، مستحكم شدن سياست‌هاي تجاري - اقتصادي و فرهنگي ، گسستگي نظام ارباب رعيتي به دنبال اجراي اصلاحات ارضي در سا ل 1342 ه.ش ، رشد جمعيت نيز دچار تغيير و تحولاتي اساسي گرديد به طوري كه جمعيت شهر از 241998 نفر در سال 1335 ه.ش به 409616 نفر در سال 1345 رسيد مه نرخ رشد سالانه اي در حدود 5/4 درصد داشته است .همچنين وسعت شهر نيز از 16 به 33 كيلومتر مربع يعني بيش از 2 برابر افزايش يافت . توسعه شبكه حمل و نقل هوايي، تاسيس كارخانجات و توسعه فعاليتهاي بهداشتي نيز از جمله مواردي بودند كه در توسعه فيزيكي شهر مشهد موثر واقع شدند. مشكلات ناشي از رشد جمعيت ، بي توجهي به نحوه استفاده از اراضي ، توسعه نامنظم شهر و ساير مشكلات عمومي باعث گرديد كه تهيه طرح جامع شهر در سال 1346 به مهندسين مشاور ابلاغ گردد. اين طرح براي يك دوره 25 ساله (1345-70) در پنج مرحله 5 ساله تنظيم و در سال 1350 به شوراي عالي شهر سازي تسليم و پس از تصويب مراحل اجرايي آن، در سال 1352 به شهرداري ابلاغ گرديد. در طرح جامع سمت توسعه آينده شهر به صورت پيوسته در غرب شهر با توجه به پيش بيني افزايش جمعيت 409616 نفر در سال 1345 به 1465000 در سال 1370 پيش بيني گرديد. در اين طرح وسعت شهر از 33/4 به 170 كيلومتر مربع افزايش مي‌يافت .همگام با مراحل تهيه طرح جامع، تفضيلي شهر از نظر فيزيكي و جمعيتي به رشد ادامه مي داد بطوريكه جمعيت مشهد در سال 1355 به 667770 نفر ( با نرخ رشد سالانه بين 1345-55 حدود ) افزايش يافت .درطرح جامع ، الگوي مداخله در يافت قديم شهر و به ويژه اطراف حرم مطهر نيز تهيه و نقشه پيشنهادي ارائه گرديد ولي به مرحله اجرا در نيامد.در سال 1354 طرح توسعه حرم اجرا شد كه تعداد زيادي از بازارچه‌ها ، مساجد، مدارس قديمي، واحدهاي تجاري و مسكوني تخريب و بازار رضا(ع) نيز به منظور واگذاري به صاحبان مغازه‌هاي تخريبي در مشرق ميدان آب ساخته شد.

( تحولات شهر مشهد بعد از پيروزي انقلاب اسلامي (1357ه.ش

كشور ايران در دهه 1350 آبستن تحولات سياسي عظيمي بود كه در سال 1375 به پيروزي انقلاب اسلامي و دگرگوني ساختار سياسي - حكومتي كشور منجر گرديد . اثرات انقلاب در ابعاد شهري شامل : تصويب قانوني اراضي موات شهري(1375) تصويب قانون زمين شهري (1358) تصويب قانونن زمين شهري (1361) طرح مجدد الگوي نوشهرها (1364) و... بود كه بر كيفيت شهرنشيني تاثير بسزايي داشت. سال 1375 به دليل وقوع كودتاي ماركسيستي در افغانستان حدود 000/557 نفر از مهاجرين افغاني در خراسان ساكن شدند كه از اين تعداد حدود 296500 نفر (53/2 %) در شهر مشهد به ويژه در حاشيه قلعه ساختمان و گلشهر سكني گزيدند . همچنين در نتيجه وقوع جنگ تحميلي عراق عليه ايران عده اي از مهاجرين جنگ تحميلي وارد خراسان و به ويژه شهر مشهد شدند . عوامل فوق به همراه مهاجرتهاي روستا - شهري دست به دست هم داده و باعث رشد سريع جمعيت شهر در اين دوره گرديد به طوري كه جمعيت از 667/770 نفر درسال 1355 به 1/462/50 نفر در سال 1365 با نرخ رشدي معادل 8 % در سال افزايش يافت كه بالاترين نرخ رشد جمعيت شهري در ايران بوده است. مساحت شهر نيز در اين دوره (65-1355) از 78 به 220 كيلومتري با نرخ رشد معادل 11 % در سال، افزايش يافت .

مشهد

شهر گنبد‌های سبز و طلایی
مشهد مقدس زیارتی‌ترین شهر ایران است. همه ساله بیش از ۱۳ میلیون نفر زائر از این شهر بازدید می‌كنند تا ارادت خود را به امام هشتم شیعیان علی بن موسی الرضا (ع) تقدیم كنند. شهر مشهد همچنین مقصد ماه عسل بسیاری از زوج‌های جوان ایرانی است؛ كه باور دارند حضور در بارگاه مطهر ثامن الائمه (ع) پیوند آنان را مبارك خواهد كرد. جدای از جایگاه زیارتی، مشهد به عنوان پایگاه ارتباطی برای سفر به افغانستان و تركمنستان، مسافرین بسیاری را به خود جلب می‌كند. پیشینه این ناحیه به حدود هشتصد هزار سال پیش می‌رسد. اما شهر مشهد تکامل یافته روستائی کوچک به نام سناباد از مضافات نوغان بوده است که در آغاز سده سوم هجری پس از شهادت حضرت امام رضا (ع) و خاک‌سپاری آن امام همام در کاخ حمید بن قحطبه در سال ۲۰۳ هجری به تدریج به صورت شهری مذهبی و زیارتی درآمد. جمعیت شهر در طول جنگ ایران و عراق بسیار افزایش یافت چراكه بسیاری برای در امان بودن از ضایعات جنگ به این شهر كوچ كردند و بسیاری مقیم شدند. مشهد اكنون دومین شهر بزرگ ایران است.شهر مشهد با وسعتی در حدود ۱۰۴۵۰ متر مربع و با ارتفاع ۹۸۰ متر از سطح دریا، در شمال شرقی ایران واقع شده و از شمال به کلات، از شرق به شهرهای سرخس و تربت جام، از جنوب و جنوب غربی به شهرهای فریمان و تربت حیدریه، از غرب به نیشابور و چناران و از شمال غربی به درگز محدود می‌گردد. این شهر دارای آب و هوایی معتدل و متغیر است. در این ناحیه رشته کوه‌های رفیع هزار مسجد و بینالود با قلل مرتفع قرار گرفته‌اند. مسافت جاده‌ای شهر مشهد تا تهران ۹۶۶ کیلومتر است.

جاذبه‌ها
مجموعه باشکوه حرم مطهر رضوی بی‌شك اصلی‌ترین جاذبه مشهد مقدس است، اما جدای از مجموعه حرم، مشهد دیدنی‌های محدودی در خود دارد. آرامگاه نادرشاه افشار، مسجد جامع گوهرشاد و مقبره امیر غیاث الدین ملکشاه و همچنین آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی و بنای هارونیه در توس برخی از آنها هستند. ولی مناطق ییلاقی و تفرجگاه‌های بسیاری در اطراف این شهر قراردارند؛ شاندیز، عنبران، زشك و جاغرق از آن جمله‌اند. مشهد همچنین جایی مناسب برای خرید فرش، زعفران، زرشك، و فیروزه است.

كاشمر2


کاشمر
نام اصلی این شهر ترشیز است و جغرافیانویسان اسلامی به صورت طرتیت و بعدها ترتیش و ترشیس نگاشته اند. در گذشته، این شهر جزو ولایتی بود به نام بوشت و یا یوشت که غیر از ترشیز، شهر معروف دیگر آن، کندر بوده است.
در سال 520ه.ق این شهر توسط سلطان سنجر سلجوقی محاصره و غارت شد و پس از این تاریخ یکی از مراکز مهم فرقه اسماعیلیه گردید. پس از آنکه فرقه اسماعیلیه توسط هولاکوخان از بین رفت، این شهر دوباره رونق یافت؛لیکن در قرن هشتم هجری، بار دیگر این شهر توسط امیر تیمور گورکانی ویران شد.
آثار به جامانده در این شهر متعلق به قون هفتم و هشتم هجری است. سرو افسانه ای کاشمر در این شهر قرار دارد.
جاذبه های گردشگری شهرستان کاشمر:
بناها و یادمان های تاریخی:
برج علی آباد کاشمر:
در روستای علی آباد در 42 کیلومتری کاشمر، بنایی بر روی قلعه ای به نام کوشک ساخته شده است. معماری این مناره آجری به شیوه برج رادکان قوچان می باشد. شکل مناره مانند برجی است که منظره خارجی آن از چهل و هشت ترک آجری تشکیل شده است و دوازده قاب آجری مزین به اشکال لوزی نیز دارد.
در حد فاصل ستون های بدنه برج و گنبد آن، تزیینات قطار سازی با کاشی هایی به رنگ فیروزه ای تعبیه شده است. گنبد آجری آن مخروطی شکل و دوپوشه است:پوشش اول دارای روزنی است که نوررا به داخل بنا هدایت می کند، پوشش دوم بسیار بلندتر از پوشش نخستین است. در بالای گوشواره مقرنس کاری زیر گنبد، شیارهای باریک و با انتهایی پهن تر وجود دارد. این شیارها بیست و چهار عدد می باشند. ارتفاع گنبد بنا 18 متر است و شکل داخلی آن، هشت گوش است. محیط داخلی آن 22 متر و محیط خارجی آن 42 متر است. زمان ساخت این مناره را در مقایسه با میل رادکان، در حدود قرن هفتم هجری قمری می دانند. سردر برج به شکل ایوان اتاق داری است که در اصل دارای کتیبه ای بوده است. در سطح فوقانی میان حجره های طبقه دوم،آثار گچ بری وجود دارد و اکنون قسمت مختصری از آن باقی مانده است. این اثر تحت شماره 127، در زمره آثار تاریخی به ثبت رسیده است.
مناره فیروز آباد:
مناره کاشمر یا فیروز آباد که با آجر ساخته شده است، دارای کتیبه ای به خط کوفی و متعلق به اواخر قرن هفتم هجری قمری است.
قسمت اصلی بدنه برج با آجرهای ساده و به شکل زیبایی که به اصطلاح معماری "هفت و هشت" نامیده می شود، زینت یافته است. در روی مناره روزنه ای تعبیه شده است و در داخل مناره آثار پلکانی دیده می شود. ارتفاع مناره،در حال حاضر 18 متر است. به احتمال قریب به یقین، در گذشته، بلندی آن بیشتر از امروز بوده است.
قلعه آتشگاه:
این قلعه در دوازده کیلومتری شمال غربی کاشمر واقع شده است و از حجاری ها و تصاویر مختلف موجود در آن چنین بر می آید که سابقا بنای با اهمیتی بوده است. در جوار آتشکده، غاری بزرگ وجود دارد که نزدیک در ورودی آن پیکره یک سرباز سواره با نیزه، حجاری شده است و از آثار دوره ساسانی می باشد.
آرامگاه ها:
آرامگاه شهید آیت ا... سید حسن مدرس:
این بنا آرامگاه سید حسن مدرس، از چهره های برجسته تاریخ معاصر ایران است که در ماه رمضان 1357هجری قمری برابر با آذر 1317 هجری شمسی توسط عوامل پهلوی اول، با چای آلوده به سم به شهادت رسید. جسد او را در محلی بیرون از شهر کاشمر که آن روزها به تپه آخوند معروف بود،دفن کردند. مردم کاشمر ضمن ضیارت قبر مقدس که به قبر آقای شهید مشهور بود، در تاریکی شب بنایی بر آن می ساختند و روزها مأمورین شهربانی وقت آن را خراب می کردند. پس از سه سال، صورت مزار شهید مدرس علنی شد. مقبره این شهید تا به حال چندین بار تجدید بنا شده است و بنای فعلی آن نیز به امر امام(ره) و کوشش و همت تولیت آستان قدس نوسازی شده است که البته در 2 سال گذشته نوسازی های دیگری صورت گرفته و محیط آرامگاه توسعه یافته است.
بی تردید، سید حسن مدرس یکی از شخصیت های بر جسته معاصر و مدافع منافع ملی و دینی مردم ایران است. وی اصفهانی الاصل بود و چندین دوره به عنوان نماینده مردم اصفهان و تهران در مجلس شورای ملی انتخاب شده بود. نطق های مدرس در مجلس که در دفاع از آزادی و قانون گرایی بود، مشهور است و همان ها نیز موجبات شهادت وی را فراهم آوردند.
در زیر، قسمتی از یک نطق او را که در مجلس شورای ملی ایراد نموده است، نقل می کنیم:
...حالا هم غرایض خود را عرض می کنم. در قرون اخیره وضعیات دنیا در اثر کهنه شدن بعضی دول و غفلت بعضی دول و غرور بعضی دول، در دنیای کهنه بعضی دول به خیال ترقی افتاده اند:یا از هوشیاری یا از احتیاج یا از تجدد. بالخصوص در اروپا، در قرون اخیره، از صدوپنجاه سال قبل یک دولت هایی وجود پیدا کردند و در صدد برآمدند که دول کوچکد دنیا را بخورند،البته وضعیات دنیا همیشه این مقتضیات را داشته است- یک قسمت بزرگش مقارن شده است با عمر و دنیای ما- از زمان اجداد ما تا رسیده است به امروز، البته معلوم است همچو دولی مختلف اند: عاقل دارد،غنی دارد. بعضی به رویه عقل در مقام بلع دول کوچک نهنگ وار حمله می کنند و هی دول بزرگ را کوچک کوچک کردند و خوردند و قوی شدند و سایرین ضعیف. بعضی که عاقل بودند، لقمه های درشت درشت را بلعیدند تا کم کم قوی شدند. وضعیات دنیا و غفلت سابقین ما و وضعیات جغرافیایی، مملکت ما را مبتلا کرده به دولت بزرگ همسایه، آن وقت بعضی سلاطین هم شاید ملتفت شدند-مثل مرحوم ناصرالدین شاه- شاید ملتفت شده بودند که ما دو دولت بزرگ همجوار پیدا کرده ایم؛ البته مقتضای وضعیت ما،مقتضای دیانت ما با این دول مسلم و صحیح است. دیانت ما در این زمان،اقتضای تعرض و حمله ندارد؛مگر این که متعرض ما شوند و وقتی که متعرض ما شدند،البته هر ضعیفی را اگر کسی متعرض باشد، باید به قدر مقدور و میسور،عقلا،دیانتا، سیاستا در صدد رفع و دفع برآید. همیشه دولت های ما، چه در طرز سابق چه در طرز حالیه، مراقب بودند که با این دو دولت بزرگ غنی و قوی و اعقل و عاقل به نحو مسالمت رفتار نمایند،و همین قسم که فرمودند روابط حسنه با آن ها داشته باشیم و همینطور هم عمل کرده اند و سال ها و عمرها گذراندند تا این که به زمان رسید؛ یعنی انقلاب ایران برپا شد و ملت بیدار شد و حکومت یک نفری به حکومت ملی تبدیل شد، مسمی به اسم دولت مشروطه. البته اینها هم به قدر قوه خودشان در این مسأله هوشیار بودند که هم مراقب بیابان خشک و هم مواظب دریای تر باشند. البته معلوم است بعد از آن که دنیا تولد چنین دول بزرگی را کرد و بالطبیعه آن دول بزرگ هم به یکدیگر نظر دارند؛ خصوصا اگر رفته رفته لقمه ها کم شود، بین آن ها رقابت تولید شود، این مسأله و این حالت در تمام دنیا هم چنین در ایران بود تا جنگ عمومی شروع شد. وقتی این جنگ بین دول بزرگ دنیا برپا شد، بعضی از آنها از حالت عظمت تنزل کردند و بعضی بر عظمتشان افزوده شد. ما ماندیم و یک همسایه. مدت ها در رژیم سابق و در طرز لاحق، میانه این دو دولت به نحوی زندگی می کردیم که اگر حایلی در بین ما و بحرین اتفاق می افتاد،اسمش را عدم وسیله و کشتی می گذاشتیم و اگر میانه ما و بعضی توابع و بلوکات شمال مانعی می افتاد، حمل بر قصور مأمورین می کردیم. لکن بعد از آنکه یکی از همسایه های ما، در نتیجه جنگ عمومی اظهر شد و دیگر ظاهر، یکی اقوی شد و دیگری قوی، ما ماندیم و یک همسایه دولت یا دولت نما یا مادر دایه بهتر از مادر. گرفتاری داخله و فقر و فلاکت مردم و یک طرفی بودن همسایه ما را کشید به قرار داد؛ یعنی انحصار ایران به یک نفر دولت همسایه. البته بعد از این که رقیب طرف نداشته باشد، مسلما به مقتضای صلاح خودش رفتار می کند و تقصیری هم ندارد؛ چه البته هر کس در مقام نفع و ضرر خودش است. به توفیق خداوند و بیداری ملت ایران، از چنگ قرارداد هم خلاصی پیدا شد؛ حتی به وسایل مختلفه هم که متوسل شدند مثل کابینه آقای سید ضیاءالدین باز هم موقعیت پیدا نشد، و توفیق شامل حال ما شد، و این دوره پارلمان تشکیل شده، قبل از این که پارلمان تشکیل شود. بعضی از نمایندگان اساس سیاست را بر آن گذاردند که این آثاری هم که از همسایه جنوبی باقی مانده است، آن ها را محو نمایند. در تحت این سیاست که من هم یکی از آنها بودم، این دولت و پارلمان تشکیل شد و بر طبق این سیاست، دولتی خواه ناخواه تشکیل شد و به آن دولت گفته شد که اگر می توانی این کارها را بکنی، بسم الله؛وگرنه،شما را به خیر و ما را بسلامت...
...بنده از جانب خودم می گویم و یقین دارم همه ملت ایران و نمایندگان هم صاحب این عقیده اند؛زیرا منشأ تمام آنها یکی است. منشأ سیاست ما،دیانت ماست. ما نسبت به دول دنیا دوست هستیم؛چه همسایه چه غیر همسایه،چه جنوب چه شمال،چه شرق چه غرب. و هر کس متعرض ما بشود،متعرض آن می شویم،هر چه باشد هر که باشد؛ به قدری که ازمان بر می آید و ساخته است. همین مذاکره را با مرحوم صدر اعظم شهید عثمانی کردم، گفتم اگر یک کسی از سرحد ایران بدون اجازه دولت پایش را بگذارد در ایران،و ما قدرت داشته باشیم، او را با تیر می زنیم و هیچ نمی بینیم که کلاه پوستینی سرش است یا عمامه یا شابگا. بعد که گلوله خورد، دست می کنیم ببینیم ختنه شده است یا نه؟اگر ختنه بود بر او نماز می کنیم و او را دفن می کنیم،وگرنه هیچ. پس هیچ فرقی نمی کند. دیانت ما عین سیاست ماست،سیاست ما عین دیانت ماست. ما با همه دوستیم، مادامی که با ما دوست باشند و متعرض ما نباشند؛همان قسم که به ما دستورالعمل داده شده است رفتار می کنیم....

امام زاده ها:
امام زاده سید حمزه(ع):
در قسمت شمال کاشمر، زیارتگاهی به نام امام زاده سید حمزه(ع) وجود دارد که بنابر نقل عالم آرای عباسی،فرزند حضرت موسی بن جعفر(ع) است. این بقعه در وسط باغ مشجر و مصفایی قرار گرفته و زیارتگاه مشتاقان اهل بیت(ع) است.
ساختمان این مرقد منور، دارای یک گنبد مرتفع با کاشی کاری سبز و منقش به کلمات طیبه"لا اله الا الله" و ایوان آیینه کاری شده و دو گلدسته در دو طرف ایوان است. نمای درونی گنبد و اطراف رواق آن به طور باشکوهی آیینه کاری شده است.
امام زاده سید مرتضی(ع):
در دامنه کوههای شمالی و در فاصله 5 کیلومتری مرکز شهر کاشمر،آرامگاه سید مرتضی(ع)،فرزند موسی بن جعفر(ع) واقع شده است. ساختمان آن،در گذشته ای نه چندان دور، توسط مردم ساخته شده است و بعدها توسط یکی از افراد نیکوکار و خیر کاشمری،بنای عظیمی به جای ساختمان قبلی آن احداث گردیده است. در دهه اخیر، اداره اوقاف این شهرستان تغییرات اساسی در این بنا به وجود آورد که کاشی کاری گلدسته ها،ایوان،گنبد و هم چنین سفال کاری نمای بیرونی آرامگاه و زایرسرا و غیره از آن جمله هستند. قسمت عمده تفرجگاه طبیعی پیرامون امام زاده، در دامنه کوه قرار گرفته است و به وسیله دو دیوار به طرز زیبایی درخت کاری و گل کاری شده است. آبشاری نیز از بالای دیواره پایین سرازیر است که پس از آن به استخر بزرگی می ریزد. بر بالای دامنه، رستورانی آماده پذیرایی از میهمانان امام زاده می باشد. اخیرا در کنار این مجموعه، شهرک بازی و تعداد زیادی فروشگاه و زایرسرای زیبایی جهت اقامت زایران احداث شده است.


ویژگی های فرهنگی و هنری:
مردم خراسان، مانند سایر استان های ایران، در مناسبت های گوناگون ملی و مذهبی مراسم مشابهی را برگزار می کنند. شکل کلی این مراسم مانند سایر مناطق است؛لیکن برخی ویژگی ها،این مراسم را نسبت به سایر مناطق ایران متفاوت می کنند. برخی از این مراسم به اجمال، مورد اشاره قرار می گیرند:
جشن ها و اعیاد عمومی:
چهارشنبه سوری:
یکی از مراسم بسیار دلپذیر که مردم را به پیشواز نوروز فرامی خواند،مراسم شب چهار شنبه سوری است. از آنجا که آتش از دیرباز، در نزد ایرانیان مقدس و مظهر فروغ یزدان بوده است، ایرانیان بر این باور بوده اند که قبل از تحویل سال نو باید آتش افروخت و زشتی و پلیدی های سال کهنه را سوزانید و خانه را از ناپاکی ها و بدیمنی ها پاک نمود.
درباره این که چرا شب چهار شنبه را برای این مراسم انتخاب کرده اند، سخنان بسیار گفته اند. خراسانی ها و بخصوص مردم کاشمر معتقدند که مختار، سردار معروف عرب، وقتی از زندان خلاصی یافت و به خونخواهی شهدای کربلا قیام کرد، برای این که موافق و مخالف را از تمیز دهد و بر کفار بتازد،دستور داد شیعیان بر بالای بام خانه خود آتش روشن کنند و این شب مصادف بود با شب چهارشنبه آخر سال و از آن به بعد،مرسوم شد که ایرانیان مراسم آتش افروزی را در شب چهارشنبه آخر سال اجرا می کنند. هنوز هم در برخی از استان های ایران، این مراسم با برپا کردن آتش بر بام خانه ها، برگزار می شود.


مراسم چهارشنبه سوری در کاشمر، مانند دیگر نقاط بر دو قسم است:
_یکی مراسم عمومی که همه در آن مشارکت دارند.
_دیگری مراسم خصوصی که مخصوص زن هاست و مردها حق شرکت در آن را ندارند.
مراسم عمومی با روشن کردن آتش و پریدن از روی آن برگزار می شود. در روستاها، در هنگام پریدن از روی آتش این شعر را می خوانند:
"آلا به در بلا به در،دزد وهیز از دها بدر"؛یعنی آل و بلا،،دم دزد و هیز از دهات دور باشد.
پس از خاموش شدن آتش،خاکستر آن را به باد می سپارند. پس از مراسم آتش،برای دفع قضا و بلا مقداری زغال(نشانه سیاه بختی)، اندکی نمک(نشانه شورچشمی) و یک سکه ناچیز(نشانه تنگ دستی) را در کوزه سفالینی که قبلا برای این کار تهیه کرده اند، می اندازند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر می چرخاند و نفر آخر،کوزه را بر بالای بام می برد و به کوچه پرتاب می کند و می گوید:
"دردوبلای خنه ره رختم به توی کوچه" و به این طریق سیاه بختی،شور چشمی و تنگ دستی را از خانه به در می کنند.
در گذشته،کاشمری ها در شب چهارشنبه آخر سال کوزه های کهنه خود را می شکستنند و به جای آن کوزه نو می خریدنند.
آن دسته از خانواده هایی که از نظر مالی وضعیت بهتری دارند،چهار شنبه رنگ پلو می پزند(رشته پلو،عدس پلو،زرشک پلو و ماش پلو) که مقداری از آن را هم برای نزدیکان خود می فرستند. مراسم دیگری که در خراسان در شب چهارشنبه سوری برپا می شود، مراسمی خصوصی است که توسط زن ها برای بخت گشایی دختران جوان و یا برای گرفتن حاجت برگزار می شود. در این شب، اگر خانواده ای بیماری در خانه داشته باشد، یکی از زن های خانواده اول شب، چادری به سر می کند و برای شفای بیمار، ملاقه ای به دست می گیرد و به در خانه همسایه ها می رود و بدون آنکه کلمه ای صحبت کند، چهار مرتبه با ملاقه به در می کوبد. صاحب خانه ملاقه را از وی می گیرد و مقداری خوراکی در آن می ریزدو برای زن می آورد. آن زن خوراکی ها را به منزل می برد و به بیمار می خوراند و معتقد است که بیمار بدین بدین وسیله شفا می یابد. در صورتی که صاحب خانه، خود بیمار باشد یا سفری داشته باشد، از دادن خوراکی به آن زن خودداری می کند و با گفتن عبارتی از قبیل "ناخوش داریم"یا "سفری داریم" جواب رد به او می دهد؛ زیرا معتقد است که دادن خوراکی به "ملاقه زن" برای ناخوش یا سفر کرده او بدیمن است و موجب خطر می شود.
از دیگر مراسم خصوصی این شب که توسط زن ها انجام می گیرد، می توان از بخت گشایی دختران جوان نام برد که در گذشته به شیوه های گوناگون انجام می گرفت. مهم ترین این مراسم عبارت بودند از:
_بخت گشایی به وسیله بستن قفل به گردن و نشستن سر چهارراه.
_بخت گشایی از طریق نشستن روی چرخ کوزه گری و شکستن گردو.
_بخت گشایی از طریق نشستن پای مناره مسجد و بستن قفل به گوشه چادر خود.
مراسم نوروز:
نوروز همواره برای ایرانیان با بیداری و زندگی دوباره طبیعت همراه بوده است. این عید قرن ها پیش از برانگیخته شدن زرتشت وجود داشته است و در آغاز یک جشن ملی و باستانی بوده است؛اما بعدها به علت وقوع برخی حوادث که بروز آن ها مصادف با نوروز بوده است،این عید جنبه دینی و مذهبی هم به خود گرفته و جلال و عظمت بیش تری یافته است.
در کاشمر،فقیر و غنی به آداب و رسوم نوروز می پردازند و همه مردم آن را گرامی می دارند. مراسم نوروز در کاشمر،هم چون دیگر نقاط خراسان از چند هفته مانده به آغاز بهار شروع می شود. فکر تهیه لباس نو، خانه تکانب، سفید کردن ظروف مسین، سبز کردن کوزه و آمدن حاجی فیروز که به زبان خراسانی آن را "جیگی جیگی نه نه خانم" می گویند، پیام رسیدن سال نو را برای مردم به همراه دارد.
چند لحظه قبل از سال تحویل،آرد را خمیر می کنند و می گذارند تا ور آید. در گذشته، در برخی از روستاهای کاشمر رسم بر این بوده است که دو سه روز قبل از تحویل سال مقدار زیادی نان می پختند؛ زیرا معتقد بودند که در موقع تحویل سال باید صندوق خانه هر خانه ای از نان پر باشد.
در هنگام تحویل سال، در هر اتاقی چراغی را روشن می کنند و عود می سوزانند. آنگاه سفره سفیدی در وسط اتاق پهن می کنند و دو عدد شمع روشن در طرفین یک جلد کلام الله مجید، و یک آینه در وسط سفره قرار می دهند. جلو آینه مقداری گندم می پاشند و روی آینه هم یک تخم مرغ می گذارند تا در موقع تحویل سال؛ تخم مرغ روی آینه بچرخد.
یک ظرف عسل در گوشه سفره و یک عدد نان سنگک در گوشه دیگر آن می گذارند. هفت چیز را که نام آن با "سین" شروع می شود،بر سفره می چینند. در هنگام سال نو، سر کیسه های تمام حبوبات و برنج را باز می گذارند.
یک کوزه نو هم می خرند و پر از آب می کنند، نارنجی هم در دهانه آن می گذارند،و تا سال نو شود از آب کوزه استفاده نمی کنند. غذای شب سال نو سبزی پلو با ماهی است که قسمتی از آن را هم روی سفره هفت سین می گذارند.
مردم کاشمر معتقدند که اگر سال نو با شنبه آغاز شود،آن سال، "سال نیکویی" است. پس از تحویل سال نو،اعضای خانواده به دیدن یکدیگر می روند. مراسم نوروز تا سیزدهم فروردین ادامه دارد.
در روز سیزدهم فروردین، مردم به قصد رفتن به دشت و سبزه زار از خانه های خود بیرون می آیند و عموما ناهار را در صحرا صرف می کنند و آنچه آجیل و شیرینی از ایام عید باقی مانده است، در آن روز به مصرف می رسانند.
سوغاتی ها:
1.زعفران
2.کشته
3.کشمش
4.زرشك
5.انار

گالري عكس كاشمر







كاشمر

كاشمر
کاشمـَر یا ترشیز از شهرهای جنوب غربی استان خراسان رضوی ایران است. این شهر در حدود ۲۰۰ کیلومتری مشهد قرار دارد.
کاشمر یکی از شهرستان‌های استان خراسان رضوی ایران است. مرکز این شهرستان، شهر کاشمر است.
در سال ۱۳۸۵، این شهرستان تعداد ۱۴۹٬۳۵۸ نفر جمعیت داشته‌است.[۱]
از محصولات مهم این شهر می‌توان به زعفران انگور(انواع مختلف) کشمش و فرش دستباف اشاره کرد.

فهرست مندرجات
تقسيمات كشوري1
گردشگري2
كاشمر3
تاريخچه كاشمر1.3
آثار باستاني 2.3
4 رسوم سنتي
5 سوغات شهرستان
6 صنايع دستي
7 منابع
تقسیمات کشوری
شهرستان کاشمر شامل ۲ بخش و پنج دهستان و به نام‌های زیر است:
بخش مرکزی شهرستان کاشمر
دهستان بالا ولایت (کاشمر)
دهستان پائین ولایت
شهر کاشمر
بخش کوهسرخ
دهستان بررود
دهستان برکوه
دهستان تکاب (کاشمر)
شهر ریوش
در سال ۱۳۷۴ ه.ش بخشی از آن تحت عنوان شهرستان بردسکن جدا و در سال ۱۳۸۲ بخش دیگری با نام شهرستان خلیل‌آباد از آن جدا شد.[نیازمند منبع]
گردشگری
از جله نقاط مهم و دیدنی این شهر آرامگاه دو امام زاده یکی در مرکز شهر به نام سید حمزه معروف به باغ مزار که در میان باغی احاطه شده و دیگری سیدمرتضی در دامنه کوه می‌باشد که بسیار دیدنی و خوش آب و هوا می‌باشد. مرحوم مدرس پس از تبعید در این شهر به شهادت رسیده و دفن گردیده که شهید مدرس وی پس از انقلاب سال ۵۷ ترمیم و بازسازی گردیده‌است. از مهم‌ترین صادرات آن فرش و محصول کشاورزی عمده آن انگور و کشمش مرغوب و در این سالها زعفران نیز می‌باشد.
کاشمر
کاشمر که یکی ازشهرستان‌های خراسان رضوی است، از شمال به نیشابور و سبزوار، از مشرق به تربت حیدریه، از جنوب به گناباد و از مغرب به شاهرود متصل می‌شود. ارتفاع آن از سطح دریا ۱۲۱۵ متر است. این شهرستان در ۳۵ درجه و ۱۱ دقیقه عرض شمالی و ۵۸ درجه و ۷۲ دقیقه طول شرقی قرار گرفته و آب و هوای آن به علت پستی و بلندی زمین و عوامل دیگر متنوع است. در شمال شرقی این شهرستان هوا سرد و مرطوب و زمستان‌های آن طولانی است. شمال این منطقه دارای آب و هوای معتدل و قسمت‌های جنوبی به علت مجاورت با کویر دارای اب و هوای بسیار گرم و آبی شور می‌باشد. ارتفاعات شمالی این شهرستان از خواف شروع شده و از شمال تربت حیدریه می‌گذرد و دارای کوههای مربوط به دوران چهارم زمین شناسی و دارای قله مخروطی آتشفشانی در شمال قریه ریوش است. کوههای این منطقه پوشیده از درخت بادام می‌باشند و در دامنه‌ها دارای چشمه‌های آب گرم معدنی هستند. رشته کوههای جنوبی این منطقه بسیار کم آب و دارای تپه‌های گچی اند. در قسمت جنوبی این شهرستان کویر نمک قرار دارد که در زمستان و در هنگام بارندگی عبور از آن دشوار است. رودهای این شهرستان فصلی اند و بیشتر در بهار از دره‌های کوهستانی شمال جاری می‌شوند. کاشمر منطقه‌ای کشاورزی است و دارای محصولاتی چون غلات، حبوبات، پنبه، زیره و تنباکو است. در کوهستان‌های این منطقه محصولات دامی مانند پشم و پوست و لبنیات تولید می‌شود. صنایع دستی محلی کاشمر قالی، قالیچه، زیلو، گیوه و چادرشب ابریشمی است. انگور و کشمش کاشمر دارای ارزش صادراتی است.
شهرستان کاشمر از چهار بخش به ذنام‌های حومه، ریوش، خلیل آباد و بردسکن تشکیل می‌شود و دارای ۱۵۲ پارچه آبادی است. طوایفی مانند طایفه طاهری، طوایف بلوچ خان زائی، گرگ زائی و اسماعیل زائی، طایفه بهمدی و میش مست در اطراف این شهرستان زندگی می‌کنند.

تاریخچه کاشمر
کاشمر طی چند هزار سال قدمت به نام‌های متفاوتی خوانده شده‌است. بنای آنرا به بهمن پسر اسفندیار و نوه گشتاسب نسبت داده‌اند. نام اصلی آن ترشیز است و جغرافی نویسان اسلامی به صورت طرثیث و ترشیش و.. آنرا ثبت کرده‌اند. همچنین نام‌های سابق این شهر بوشت و بست بوده‌است. پس از تصرف خراسان بدست اعراب و تا زمانیکه سلسله‌های ایرانی در خراسان علیه خلفای اموی قیام کردند ترشیز در طی دو سه قرن اولیه اسلامی بین امرای طاهری و صفاری دست به دست می‌گشته و در نیمه اول قرن چهارم از شهرهای تابعه نیشابور محسوب می‌شده‌است. در سال ۴۸۳ هنگامیکه حسن صباح پیشوای نزاریان ایرانی در الموت استقرار یافت دستیار خود حسین قاینی را که از پیش حکومت قهستان و ترشیز را داشت به عنوان داعی به ترشیز اعزام کرد و وی در دعوت مردم به نهضت نزاری حسن صباح توفیق زیادی بدست آورد. تعداد زیاد قلعه‌های جنگی در سراسر قهستان که در نام‌های محلی به نام‌های قلعه دختر و قلعه ملاحده موسومند حکایت از این امر دارد. پیش از سلطه مغول ترشیز بدست وزیر سلطان سنجر سلجوقی غارت و پس از آن در سال ۴-۶۵۳توسط جلوداران سپاه هلاکوخان مغول ویران شد. بعد از قلع و قمع اسماعیلیه توسط هلاکو خان مغول بار دیگر ترشیز رو به آبادانی گذاشت و در قرن هفتم یکی از شهرهای مهم قهستان به شمار می‌آمد اما در پایان همین قرن توسط امیر تیمور گورکانی تصرف شده و ویران گردید.

آثار باستانی
کاشمر دارای آثار تاریخی فراوانی است که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از: بقایای تپه باستانی کندر، سد قدیمی منتسب به عضد الدوله در شمال روستای کشمر، آثار باقی مانده سد شاهی، قلعه دختر و پسر در ریوش و کوهسرخ، آسیاب‌ها و آثار موجود در دامنه کمر باغدشت و گورستان گبرها در قراچه کوهسرخ



رسوم سنتی و باورها1- جشن خرمن »» از زمان قديم، هر ساله وقتي خرمنها جمع شد جشن خرمن در روستاهاي اين خطه برگزار مي‌شود. اين آيين هنوز هم در بعضي از روستاها وجود دارد. اول سرنا و دهل در ميدان روستا شروع به نواخته مي‌‌شد. زماني كه اهالي و بخصوص جوانان و نوجوانان جمع شدند، گروه نمايشي وارد شده و دايره‌اي تشكيل مي‌دهد. سپس با حركات دست و پا، بيل زدنبذر پاشيدن، چهار شاخ زدن و در كيسه كردن گندم را به نمايش مي‌گذارند.
2- مراسم آييني چند نفـره »» شهراين مراسم محلي، در ازدواجها و ختنه‌سوران برگزار مي‌شود. در اين مراسم ابتدا سرنا و دهل شروع به نواخته‌ مي‌شود و آنگاه گروه نمايشي وارد ميدان شده و دايره‌اي تشكيل مي‌دهند. ابتدا رقصهايي انجام مي‌دهند كه شبيه حمله و دفاع است و بعد با چوبهايي كه در دست دارند با چرخشهاي خاص عده‌اي چوبها را به سمت عدة ديگر به صورت حمله جلو مي‌برند و آنها به دفاع از خود چوبهاي آنها را پس مي‌زنند. و به اين ترتيب رقص را ادامه مي‌دهند. مراسم نمايشي دو نفره در اين‌ مراسم نيز‌ ابتداء دو نفر‌ با دو چوب‌ در دست وارد صحنه مي شوند. همراه با صداي سرنا و دهل به نمايش مي پردازند . اين نمايش را با حركات آكروبات ،سرپا ،درازكش ونشسته ايفاي نقش مي كنند. دراين نمايش چوبها مي توانند حكم دو شمشير راداشته باشند.3- نمايش دوره »» اين نمايش رزمي بوده وبا حضور شش الي بيست نفر مي‌شود . نما يش ازقديم الا يام بوده ونشان مي دهد مردان چگونه در وضعيت نشسته با تير و كمان دفاع مي‌كنند و يا چگونه به هنگام حركت كلاغ پر مي‌كنند و يا به هنگام درازكش چگونه سينه خيز مي‌روند. در اين نمايش نيز سرنا و دهل نقش مهمي ايفاء مي‌كنند.4- شوخني (مناجات) »» در گذشته مردم درماه مبارك رمضان يكديگر را جهت خوردن سحري بيدار مي‌كردند براي اين‌ كار بر پشت بام‌ها مي‌رفتند و با كوبيدن چوبي به پيتهاي‌ حلبي ديگران‌ را از رسيدن‌ سحرگاه آگاه‌ مي‌ساختند. كساني‌ كه از صداي‌ خوشي‌ بهره‌مند بودند‌، بالاي‌ بام مي‌رفتند‌ و اشعاري‌ را بلند،بلند مي‌خواندند‌. اكنون‌ اين اشعار‌ توسط‌ بلند‌گو مساجد‌ به گوش‌ مردم مي‌رسد.5-باران‌ خواهـي »» در گذشته‌ در بعضي‌ از روستاها‌ وقتي‌ باران‌ نمي‌باريد، بچه‌ها‌ جمع‌ مي‌شدند‌ و كله‌ الاغي‌ را به سر‌چوبي‌ بسته‌ و در كوچه‌ها براه‌ مي‌افتادند‌ وشادي‌ كنان‌ به در خانه‌‌ها مي‌رفتند‌ و دست‌زنان‌ مي‌خواندن : «كله‌ خر، هيزم‌ بخر.»صاحب‌ خانه‌ بيرون مي‌آمد و به بچه‌ها يك دسته‌ هيزم‌ مي‌داد بچه‌ها بدين طريق مقدار‌ زيادي‌ هيزم‌ جمع‌ مي‌كردند.‌ كله‌ الاغ را‌ در بالاي‌ تپه‌اي‌ آتش‌ مي‌زدند‌ و خاكستر‌ آن را در چاه آب كه خشكيده بود‌ مي‌ريختند‌ تا باران‌ بيايد‌ و قناتها‌ پر آب شوند.در بعضي‌ ديگر از روستاها‌ بجاي هيزم‌، آرد‌ جمع‌ مي‌كردند‌ و به يكي‌از زنهاي‌ روستا مي‌دادند، او با آن ناني‌ گرد به نام‌ « فطير» مي‌پخت‌ بچه‌ها نان‌ها‌ را بالاي‌ تپه‌اي‌ رها‌ مي‌كردند.نان‌ها‌ به سمت‌ پائين‌ تپه‌ مي‌غلطيدند‌ و بچه‌ها دوان‌ دوان‌ و با شور‌ و شوقي‌ خاص‌ به طرف آنها‌ يورش‌ مي‌بردند‌ تا نان‌ بيشتري‌ نصيبشان‌ شود.‌ قابل ذكر‌ است به هنگام‌ جمع‌ كردن آرد، دست‌ زنان‌ مي‌خواندند‌:« بارون‌كو، بارون‌ كو، ورچوچو‌پوناكو، ور‌شاخ‌ حيوونا‌ كو، وربيل دهقو‌وناكو صد‌من‌ گندم‌ بزير‌ خاكه، ازتشنيا هلاكه، گلهاي‌ سرخ‌ لاله، از تشنيا مناله»6 ـ چوله قزك»» به هنگام‌ خشكسالي‌ در بسياري‌ از روستاهاي‌ منطقه، عروسكي‌ بنام‌ چوله‌ قزك مي‌ساختند.‌ بچه‌ها در كوچه‌ها جمع مي‌شدند و در خانه‌هاي‌ مختلف‌ را مي‌زدند‌ و در حالي كه‌ سنگهايي‌ در دست‌ گرفته‌ و به هم‌ مي‌كوبيدند‌، مي‌خواندند:« چوله قزك‌ بارون‌ كو، بارون‌ بي‌پايون‌ كو» گندما‌ بزير خاكه، از تشنگي‌ هلاكهگلهاي‌ سرخ لاله، از تشنگي‌ مناله» در هر خانه‌اي را كه مي‌زدند‌ صاحبخانه‌ بيرون آمده‌ و به آنها خوراكي‌( نخود، كشمش، تخمه، شكلات، نقل،آبنبات ترش ، …) مي‌دهد.‌ بچه‌ها‌ خوراكي‌‌ها را در كيسه‌‌اي ريخته‌ و بعد از اتمام‌ مراسم، بين‌ خودشان‌ تقسيم‌ مي‌كنند. در گذشته‌ در بعضي‌ از روستاها‌ نظير‌ روستاي‌ فدافن ، براي‌ اينكه‌ باران‌ بند‌ بيايد، كله خري‌ را در سيني‌ گذاشته‌ و روپوشي‌ قرمز‌ روي آن مي‌انداختند، آنگاه‌ به سر چاه‌ آبي در‌ بيابان‌ مي‌بردند.‌ شخصي‌ كه مورد‌ قبول مردم‌ بود، دعايي‌ را در دهان‌ همان‌ كلة خر‌ مي‌گذاشت‌ و به تنهايي‌ و دور از چشم‌ ديگران‌ آن را از چاه‌ آويزان مي‌كرد. مردم معتقد بودند‌وقتي‌ كه باران‌ بيايد‌ كله‌ خر‌ شروع به عر‌عر‌ مي‌كند و خدا قهرش‌ مي‌آيد.‌ پس باران‌ بند مي‌آيد.‌ براي باطل‌ كردن‌ آن نيز، كله‌ خر‌ ديگري‌ را مي‌سوزاندند و خاكسترِش‌ را در چاه‌ مي‌ريختند.7- رفع چشم زخم »» در گذشته‌ و حتي اكنون‌ در بعضي‌ از روستاها‌، اگر كسي‌ چشم‌ بشود، ضمه‌ زاج‌ سفيد را دور سرش‌ مي‌گردانند‌ و وردي‌ مي‌خوانند.‌ آن وقت آن‌ را روي‌ آتش‌ مي‌اندازند‌، اگر به‌ شكل‌ چشم‌ شود‌ او را چشم‌ كرده‌اند و خوب‌ مي‌شود‌ و اگر به شكل‌ نامنظمي‌ باشد‌ جن‌زده‌ شده و اگر‌ به شكل چار‌ پايه‌اي‌ ‌شود، مي‌گويند‌ مي‌ميرد‌ و اين تابوت‌ او است.‌ بعد ضمه‌ را آب مي‌كنند‌ و بر پيشاني‌ و كف‌ دست‌ و سينه‌ او‌ خالي مي‌نهند‌ و سپس‌ آب را در كاسه‌اي‌ ريخته، يكي‌ آن را‌ مي‌برد سر‌كوچه‌ مي‌ريزد‌ و برمي‌گردد، سلام‌ مي‌كند‌، يكي‌ از اهل‌ خانه‌ مي‌پرسد:«ـ از كجا‌ مي‌آيـي؟ـ از‌ خانه‌ دشمنـ چه‌ مي‌كرد؟ـ جان‌ مي‌كند.ـ الهي‌ جانش‌ بر‌آيد.»در بعضي‌ از روستاها‌ براي رفع‌ چشم‌ زخم‌ و بيماري‌ معمولاً اسپند‌ دود مي‌كنند و معتقدند‌ اگر اين‌ كار‌ را نزديك‌ غروب انجام‌ دهند‌ بهتر است.‌ يك تار‌ نخ‌ و يا خاك‌ كفش‌ كسي‌ كه به‌ او بدگمانند،‌ گرفته‌ باقدري‌ اسپند‌ دور سر‌بچه‌ يا بيمار‌ دود كرده، مي‌گردانند‌ و مي‌خوانند:سبز‌ است سبنج، سبز‌كار‌ است‌ از سبنج‌ ، سر‌ رشته‌ صد‌هزار‌ كار‌ است سبنج‌ پيغمبر‌ ما نبي‌ مي‌سوخت‌ سبنج، از بهر‌ گزند، بر قپه پور‌ نور‌ محمد صلوات»و يا مي‌خوانند :« هركه‌ از دروازه‌ بيرون‌ بره، هركه‌ از دروازه‌ تو بيه / كور‌ بشه‌ چشم‌ حسود‌ و بخيل،شمبه‌زا‌، يكشمبه‌ زا، دو‌شمبه‌زا، سه‌شمبه‌زا، چار‌شمبه‌زا، پنجشمبه‌زا، جمعه‌زا سبنج‌ و سپند، پيغمبر‌ ما كرد‌ پسندعلي كاشت، فاطمه‌چيد، بهر‌حسين و حسن‌به حق‌ شاه‌ مردون، درد‌ وبلا‌ را بگردونشمبه‌زا، يكشمبه‌زا، دوشمبه‌زا، سه‌شمبه‌زا، چار‌شمبه‌زا، پنجشمبه‌زا، جمعه‌زا»زير‌ زمين‌ ، روي‌ زمين، زاغ‌ چشم، ميش‌ چشم، ازرق‌چشم، هر كه‌ ديده‌، هر كه نديده‌، همسايه‌ دست‌ چپ، همسايه دست‌ راست، پيش‌رو، پشت‌سر، بتركه‌ چشم‌ حسود‌ و بخيل.شمبه‌زا، يكشمبه‌زا، دوشمبه‌زا، سه‌شمبه‌زا، چار‌شمبه‌زا، پنجشمبه‌زا، جمعه‌زا،8- بزرگداشت ايـام‌الله »» ماه صفر؛ از جمله‌ ماههايي‌ است كه مردم هر كاري‌ را از جمله سفر‌ كردن، مخصوصاً در‌ روز‌ سيزدهم ماه را را بد مي‌دانند.‌ زيرا تني‌ چند از پيشوايان‌ دين‌ در اين ماه‌ به شهادت‌ رسيده‌اند، بنابراين‌ زمين و آسمان‌ عزادار‌ است و امكان‌ وقوع‌ هر‌‌گونه‌ حادثه‌اي‌ بسيار‌ است.در بعضي‌ از روستاهاي‌ منطقه كاشمر در گذشته‌ براي رفع‌ اين احتمال «تنگ» پرآبي را در سر‌،سه‌كوچه‌ محكم‌ به زمين‌ مي‌كوبيدند‌ و مي‌گفتند:«سيزده‌ به در، نحسي‌ به در، بد و بلاي‌ ما بخوره‌ به‌ اي تنگ»در روز‌ و شب سيزدهم‌ ماه مردم مسافرت، يا خريد‌ لباس‌ را بد مي‌دانند و اگر سفر كرده‌اي‌ داشته‌ باشند براي‌ رفع‌ بلا از او، صدقه‌ مي‌دهند.‌ همچنين‌ مردم معتقدند‌ كه اگر‌ بچه‌اي در‌ شب سيزدهم‌ بدنيا‌ بيايد‌ نحسي به بار مي‌آورد. چون‌ باور‌ دارند كه :« اين بچه‌ يا سر‌خودش‌ را مي‌خورد‌ و يا سر ديگري‌ را .»در بعضي‌ از روستاها‌ شب‌ چهار‌شنبه‌ آخر صفر‌ «پلو» مي‌پزند‌، بالاي خانه آتش‌ مي‌افروزند‌ و در كوزه‌اي‌ اسپند‌ و نمك، پنبه‌دانه، جو پيش‌ رس‌ و آب‌ مي‌ريزند‌ و از پشت‌ بام‌ به زمين‌ مي‌زنند. بدين طريق‌ وقوع هر حادثه‌اي را از خود‌ دور مي‌كنند‌.شبهاي‌ برات : شبها‌ي دوازده، سيزده‌ و چهارده‌ ماه شعبان‌ را شبهاي‌ برات‌ مي‌گويند‌ مردم معتقدند‌ كه اين سه‌ شب‌، شب مرده‌ها‌ست‌، آنها‌ در اين سه‌شب‌ آزادند. مردم‌ براي‌ طلب‌ آمرزش‌ امواتشان‌ در اين شبها‌ حلو‌ا مي‌پزند‌ بر مزار آنها، بين ديگران‌ تقسيم مي‌كنند.‌ در اين شبها‌ روي قبور‌ امواتشان‌ قاليچه فرش‌ كرده‌ و بر مزار آنها‌ روضه‌ مي‌خوانند.‌ رسم بر اين‌ است كه شب‌ اول برات‌ حلوا مي‌پزند‌. شب‌ دوم‌ روغن‌ جوش‌ و شب‌ سوم‌ در خانه‌ و بر روي‌ قبور مرده‌ها شمع روشن‌ مي‌كنند، مي‌گويند اموات‌ در آن شبها‌ بديدن خانه‌ها‌‌يشان مي‌آيند.
سوغات کاشمر»»کشمشنحوه استفاده : خوراکیخواص : کشمش برای تقویت طبیعی انرژی فوق العاده است.100گرم کشمش شامل بیش از 25%مواد لازم توصیه شونده است .همچنین فیبر زیادی در آن وجود دارد که به کاهش کلسترول و بهبود عملکرد روده ها کمک می کند .در کنار آن پتاسیم را می توان نام برد که موجب کاهش فشار خون و جلوگیری از دفع مایعات بدن می شود . همچنین سلنیوم در کشمش وجود دارد که برای پوست عالی است .به علاوه در کشمش مقادیر کمی از ویتامین A و مقادیر مناسبی ویتامین B یافت می شود.چون این ماده غنی از کالری است، برای کسانی که مبتلا به افسردگی -دلشوره - تشویش و مشکلات عصبی هستند بسیار مناسب است .»» زعفراننحوه استفاده : در غذاها به عنوان طعم دهنده و رنگ دهنده بسیار عالی به کار میرود و مصارف درمانی هم دارد :خواص : زعفران Saffron نام علمی Crocus sativus گياه شناسيزعفران گياهي است با ارتفاع تقريبا 30 سانتيمتر كه داراي برگهاي دراز و سبز مانند تره است . ساقه زير زميني آن از دو پياز تشكيل می شود . اين پيازها سخت و مدور و گوشتدار و پوشیده از غشاء هاي نازك قهوه اي رنگ مي باشد . گلهاي زعفران ارغواني ، منظم و شامل لوله اي دراز است كه به سه گلبرگ و كاسبرگ منتهي مي شود .زعفران خيلي مرغوب قسمت كلاله گل يعني قسمت انتهايي خامه است و ميله خامه ، زعفران درجه دو و نامرغوب را تشكيل مي دهد . برداشت زعفران بدين ترتيب است كه قسمت كلاله هر گل را بر ميدارند و بين كاغذ قرار مي دهند تا خشك شود و سپس بسته بندي مي كنند . استاندارد زعفران كه در فرانسه صورت گرفته است اعلام می دارد كه بايد 50 عدد از الياف زعفران بيشتر از0/277 گرم وزن داشته باشد و در صد رطوبت آن 13 درصد باشد . همچنين هر ميلي گرم آن بايد بتواند 700 سانتيمتر مكعب آب را بطور محسوس رنگي كند .
» خواص داروئي: زعفران از نظر طب قديم ايران گرم و خشك است . مهمترين خاصيت زعفران كه از قديم الايام از آن استفاده می شده است درمان افسردگي مي باشد . اين خاصيت مهم حتي در شعر شاعران نیز انعكاس يافته است . شاهد آن شعر خاقاني است كه مي گويد :گر كسي را زعفران شايد فزايد گو فزاي چون تو با غم خو گرفتي زعفران كس مخور زعفران داراي بويي قوي و طعم تلخ مي باشد :1)خوردن چاي زعفران باعث هضم غذا مي شود 2)اثر مسكن درد دارد 3) قاعده آور است .4)باعث تحريك اعصاب مي شود 5)زعفران خون ساز است و گردش خون را آسان مي سازد 6)مصرف زعفران خونريزيهاي بعد از زايمان را از بين مي برد .7)قواي جنسي را تقويت مي كند 8)كبد را تصفيه و قوي مي سازد 9)سرفه را رفع و اثر مفيد روي درمان برونشيت دارد 10)كليه و مثانه را پاك مي كند 11)آرام بخش و خواب آور است 12)زعفران ضد تشنج است 13)گاز معده را برطرف مي كند 14)ادرار آور است 15)و اگر بالاخره مي خواهيد هميشه شاد و خندان باشيد زعفران بخوريد


صنایع دستی»» صنايع دستي شهرستان كاشمردر گذشته صنايع دستي روستايي عبارت بودند از: ريسندگي، نمد، مالي و زيلو بافي، گليم‌بافي، سبدبافي، حصيربافي و سفال‌گري و در حال حاضر عمده اين صنايع صنعت قالي‌بافي است. قريب 3000 دار قالي در اين شهرستان فعال مي‌باشد. وجود شركت تعاوني فرش دستباف كاشمر، اداره فرش و موسسه فرش‌بافي آستان قدس خود مبين گسترش اين صنعت در سطح شهرستان است. در اين منطقه قاليچه بلوچي، قاليچه‌هاي قاب آينه و قاب قرآني بافته مي‌شود. قاليهايي با طرح منظره، درختي، شكارگاه، قالي جنگلي، زيرخاكي و افشان از جمله‌ ويژگي‌هاي قالي‌بافي كاشمر است.»» سوابق تاریخی فرش دستباف کاشمرشروع تاریخ قالیبافی جدید در این شهر به سالهای قبل از 1300 ه.ش باز می گردد. اگر چه برای بعضی از تعابیر و روایات موجود، نمی توان گواه و مصداق مستندی ارائه نمود، اما بنابرمطالب گردآوری شده، می توان تا حدودی از ابهامات موجود پرده برداشت. شروع دوره بافت و بافندگی حاضر در کاشمر را باید در سالهای 1260 تا 1280 ه.ش جستجو نمود. محمد کرمانی، اولین استادکار قالیبافی در منطقه کاشمر بود. از نام ایشان چنین به نظر می رسد که وی از اهالی کرمان باشد و به کاشمر مهاجرت کرده، اما عده ای معتقدند که زادگاه او روستای فروتقه واقع در 2 کیلومتری غرب کاشمر است و ایشان این هنر را در کرمان و از استادکاران کرمانی آموخته است. اما در این نکته که شروع و گسترش قالیبافی در کاشمر در سالهای 1260 تا 1280 ه.ش از روستای فروتقه آغاز گردید، تردیدی نیست و بی شک از همین نقطه به روستاهای مجاور انتقال یافته است. این استادکار اولین بار و بنا به سفارش حاج سید حسین سجادی، از اهالی فروتقه به بافتن قالی مبادرت ورزید. پس از آن با توجه به استقبال مردم روستا، به تدریج این هنر رو به گسترش نهاد و پس از فروتقه، روستاهای ترقبان، فدافن، کارخانه و رزق آباد، یکی پس از دیگری از آن پیروی کرده و به بافت قالی اقدام نمودند. قالی کاشمر با نقش زیر خاکیقالی 12 متری طرح زیرخاکی - تمام پشم - چله نخ - 35رج - زمینه رنگ سورمه ائی - بافت کاشمر»» نام فرش کاشمر در میان مراکز خرید و فروش قالی در داخل وخارج استان، از اعتبار و اهمیت خاصی برخوردار بوده و هست و یافتن دلایل آن، عاملی شد تا بیش از پیش به سابقه بافت و کیفیت بافته های این ناحیه توجه نماییم. با بررسی تاریخ قالیبافی کاشمر، در می یابیم که قالیهای کاشمر همواره از حیث نوع و کیفیت، در مرتبه پایین تری از دیگر مناطق قرار داشته است. این نکته با مشاهده موارد مکرر از تولیدات نسبتاً قدیمی که درکاشمر و دیگر نواحی مشاهده شد، تا حدودی مورد تأیید قرار می گیرد اما، در دو دهه اخیر تحولات نسبتاً مشهودی در کیفیت بافته های آن پدید آمده و نوید بخش تحولات عمیق تر در آینده ای نه چندان دور می باشد. در واقع شهرت فرشهای قدیمی کاشمر، در مقایسه با دیگر مراکز همجوار همچون نیشابور، سبزوار، گناباد و ... به دلیل ارزانی آن نسبت به مراکز یاد شده، بوده است. »» قالی کاشمرسیسیل ادواردز نیز به این نکته اشاره دارد. وی در کتاب قالی ایران به قالیهای زمخت و درشتی که با طرحهای نازیبا در سالهای 36-1935 در کاشمر بافته می شد، اشاره نموده است. مهمتر از آن گره جفتی را که هم اکنون نیز کاربرد آن متداول است، از اهم ویژگیهای قالی قدیم کاشمر عنوان می کند. با کمی دقت در نوع طرحها و تغییر و تحولات کیفیت قالیهای این شهر طی یکصد سال اخیر، می توان 5 دوره نسبتاً متمایز در تاریخ قالیبافی کاشمر را برشمرد:شروع قالیبافی تا سال 1340از سال 1340 تا 1350از سال 1350 تا 1360از سال 1360 تا 1366از سال 1366 تا به امروز الف: شروع قالیبافی تا سال 1340بخش نخست این دوران پنجگانه ، از زمان شکل گیری قالیبافی تا سال 1340 را شامل می شود. با وجود عرضه وسیع قالی، این دوره را می توان دوران خاموشی و سکوت فرشبافی کاشمر نامید. در این دوران افرادی همچون عزیز الله خانی، احمد ترک، محمد حسین وزان، علی ابراهیمی، علی سیاح، حاج عباس گلستانی، غفاری و ... در تولید فرشهای مرغوب کاشمر اهتمام ویژه ای داشتند و با وجود ویژگیهای خاص تولیداتشان، به دلیل سهم ناچیز آنها در مقابل تعداد بی شمار قالیهای نامرغوب کاشمر، نمی توانستند درتغییر شیوه های بافت و تولید قالی مرغوب، مؤثر واقع شوند. عمده ترین مشخصات فرش در این دوران کاربرد رنگهای مناسب گیاهی، استفاده از شیوه های چند چین یک پود، جفتی بافی و از همه مهمتر عدم تنوع طرحهاست. دو طرح بنام و شناخته شده سالهای قبل از 40، طرحهای حسن قاضی و زرین کلک است. این دو طرح که عمدتاً در نواحی تربت حیدریه و روستاهای ما بین تربت و کاشمر بافته می شدند، در مناطق بسیاری از جمله کاشمر نفوذ یافتند و طی سالهای متمادی به طور پراکنده توسط بافندگان کاشمری مورد استفاده قرار گرفتند. از طرفی بر اساس تحقیقات انجام شده، استفاده از طرحهای خشتی که تشابه زیادی با قالیهای چهارمحال و بختیاری دارد، در سالهای قبل از 1330 در کاشمر متداول بوده است. طی آن سالها، این طرح بخش زیادی از تولیدات این ناحیه را به خود اختصاص داده بود و توسط بسیاری از تولید کنندگان معروف کاشمر، به تعداد زیاد، تهیه و به فروش رسید. در مورد دلایل و نحوه ورود این طرح به حوزه قالیبافی کاشمر، توضیح چندانی نمی توان یافت. اما براساس برخی منابع تاریخی، در زمان نادرشاه افشار، گروهی از طوایف بختیار به نواحی غربی کاشمر کوچ کردند که می تواند عامل ورود این طرح به کاشمر باشد. ب: از سال 1340 تا 1350 سال 1340 را می توان سال تحول، جنبش و نوآوری برای قالی کاشمر برشمرد. در این سال با ورود استاد علیپور، دگرگونی عظیمی در قالیبافی استان خراسان، به ویژه کاشمر روی داد. وی پس از اقامت چهار ساله خود در کاشمر تأثیر عمیقی در قالیبافی این منطقه برجای گذاشت که هنوز هم اثرات آن نه تنها در کاشمر، بلکه در تمام نقاط استان خراسان، قابل مشاهده است. وی با ورود خود، موج نوینی از طرحها و ابتکارات جدید را وارد عرصه قالیبافی کاشمر نمود و با توجه به فقر طرحها و خلاء ناشی از آن، منشاء بروز اثرات مهمی در آن خطه گشت. نوآوری و تحول در طرحها، در کنار بالا بردن رجشمار فرشها تا حدود 35 و 40 رج، از خصوصیات بارز این دوران است. عرضه لوح زیرخاکی که در خراسان به ویژه کاشمر به طرح کاسه و کوزه معروف است، با استفاده از برخی موتیف ها و گلهای رایج در طرحهای تبریزی، بدعتی بود که باعث رونق قالیبافی کاشمر شد. این طرح که در سراسر آن علاوه بر استفاده از تصاویر کوزه، گلدان و کاسه، مناظر متعددی نیز وجود داشت، عموماً در زمینه های سرمه ای و لاکی عرضه می شد. عدم رنگ آمیزی نقشه ها در حین طراحی و مشخص نمودن هر بخش از طرح با یکی از اعداد، از دیگر نوآوریهای استاد علیپور بود که از تبریز به ارمغان آورد. به این صورت که در کنار هر نقشه، نمونه ای ازنخهای رنگی مورد نظر قرار می گرفت و محل قرار گرفتن هر رنگ درمتن نقشه، با شماره های مخصوص مشخص می شد. شیوه ای که هم اینک پس از گذشت 30 سال، همچنان ویژگی خاص طراحان کاشمر است. طرح چهار فصل، از دیگر طرحهای مشهور استاد علیپور در خراسان است که موفق به پیدا کردن نسخه اصلی این طرح نشدیم. اما مشابه آن طرح در نیشابور، نزد استاد غلامرضا پیدا شد که از جمله طرحهای سفارشی ایشان به استاد علیپور است. نوع قلم و سبک خاص استاد علیپور، به جهت رعایت برخی شیوه های بدیع، دارای تفاوتهای بارزی با سبک های بعد و قبل از خود است. عدم تقارن ظاهری در کلیه نگاره ها و اجزای هر طرح که در نگاه اول قابل تشخیص نیست، ویژگی بارز طرحهای اوست که امروزه نیز در کلیه نقوشی که به سبک وی طراحی می شود، قابل مشاهده است. طی دوران اقامت استاد علیپور در کاشمر، بسیاری از طراحان- از جمله استاد غلامحسین اسکندری که پنجاه سالگی را پشت سر می گذاشت- به شاگردی وی رفتند و به فراگیری و تکمیل دانسته های خود پرداختند. پس از مراجعت استاد به مشهد، تا مدتها نیز پیروی از سبک وی، شیوه کار بسیاری از طراحان کاشمری و حتی طراحان شهرهای مجاور بود. ج: از سال 1350 تا 1360با وجود بازار خوب و مناسب قالیهای کاشان، به ویژه در بخش صادرات، بافندگان کاشمری نتواستند چندان موفقیتی در عرضه و فروش قالیهای سبک کاشان کسب نمایند. شاید کیفیت پایین بافته های کاشمر که مطابق با کیفیت واقعی قالی اصیل کاشان نبود، عامل عدم کسب این موفقیت باشد. استفاده از کرک به جای پشم برای پرز فرش از اهم ویژگیهای قالیهای این دوره ده ساله می باشد. د: از سال 1360 تا 1366از سال 1360 با روآوردن بافندگان به بافت قالی با طرحهای اصیل خراسان به ویژه انواع نقشه های افشان و لچک ترنج شاه عباسی با گلهای درشت، مختص فرشهای مشهد و نیز با بازگشت به طرحهای اصیل منطقه از جمله طرح زیر خاکی، دوره جدیدی در قالیبافی کاشمر آغاز شد. بازار نسبتاً مناسب طرحهای مشهد، به ویژه با رنگهای روشن و استفاده از گلهای بزرگ شاه عباسی، از جمله عوامل مهم این تغییر شیوه بود. البته تولید و عرضه قالیهای سبک کاشان در این مدت نیز به طور پراکنده ادامه داشت. ه. از سال 1366 تا به امروز از سال 1366، وجود بازار عالی و استثنایی فرش نائین در داخل و خارج از کشور- که نفوذ آن در خراسان سریعتر از دیگر استانهای کشور انجام شد سبب شد تا خیل عظیمی از بافندگان کاشمر، پس از گذشت چند سال از نفوذ این طرحها در خراسان، عاقبت تسلیم شده به طور فزاینده ای به عرضه قالیهای با این شیوه مبادرت ورزند. این رویه همچنان در کاشمر و روستاهای مجاور آن ادامه دارد و محور اصلی تولیدات فعلی این منطقه را تشکیل می دهد. - ساختار- طرحهای رایجدر حال حاضر، طرحها و نقوش مورد استفاده در کاشمر را از حیث تولید، می توان به شرح ذیل طبقه بندی کرد:1- طرحهای نائین2- طرحهای کاشان 3- طرحهای تصویری 4- طرحهای گل فرنگ جدیدطرحهای تصویری سالیان درازی است كه مورد توجه طراحان و بافندگان کاشمری قرار دارد. اما معلوم نیست با توجه به عدم مهارت بافندگان کاشمری در بافت این نوع طرحها به دلیل رجشمار و شیوه بافت آنها- علت اصرار آنها بر عرضه قالیهایی منقش به تصاویر مینیاتور و امثال آن چیست؟ طرحهای گل فرنگ با رنگ آمیزی خاص قالی کاشمر، دیر هنگامی است که مورد توجه بافندگان و طراحان کاشمری قرار گرفته، ولی عرضه و تولید آن همواره به طور پراکنده ادامه داشته و نمی توان شروع و گسترش آنها را به دوران خاصی نسبت داد. - رنگبندی- رنگرزیدر حال حاضر حدود 10 کارگاه رنگرزی فعال در کاشمر، تأمین کننده بخش مهمی از مواد اولیه کارگاههای قالیبافی کاشمر و حومه آن می باشند که رنگهای جوهری به ویژه رنگهای وارادتی از کشور چین، بخش مهمی از مواد مصرفی آنها را تشکیل می دهد. اگر چه استفاده از رنگهای گیاهی به طور محدود توسط تولید کنندگان جزء انجام می گیرد، ولی تعداد آنها بسیار ناچیز است و نمی توان بر آنها تأکید نمود. نوع رنگ لاکی مورد استفاده در قالیهای کاشمر را می توان یکی از وجوه تمایز و شاید هم تشخیص بافته های این ناحیه قلمداد نمود. این نوع رنگ لاکی که در مناطق دیگر به لاکی گلخاری شهرت دارد، سالیان درازی است که کاربرد وسیعی در بافته های کاشمر دارد و کاربرد آن در قالیهای سبک کاشان، چه در گذشته و چه در حال حاضر، در خور توجه است. نوع گره مورد استفاده در قالیهای کاشمر و حومه آن، گره فارسی است، اما در کنار آن به طور پراکنده و محدود از گره ترکی نیز استفاده می شود. شیرازه کلیه قالیهای کاشمری، پس از اتمام بافت انجام می شود. همچنین پرداخت و قیچی کردن گره ها پس از اتمام فرش، توسط کارگاههای پرداخت، با استفاده از قیچی های برقی انجام می شود. دارهای این منطقه، اغلب چوبی است و در سالهای اخیر استفاده از دار آهنی و یا کاربرد آهن در بخشی از آن رواج یافته است. به نظر می رسد شرکت سهامی فرش ایران در حال حاضر بزرگترین استفاده کننده از دارهای آهنی در سطح منطقه است. چله کشی کلیه قالیهای کاشمر به صورت معروف به ترکی و بر روی دار قالی انجام می گیرد. در حال حاضر پشم، به عنوان ماده اصلی قالیهای کاشمر، در کنار کاربرد محدود ابریشم در قالیهای سبک نائین ، مواد اولیه مورد استفاده در قالی کاشمر را تشکیل می دهند. از دیگر نکات قابل توجه در قالیهای امروز کاشمر، به ویژه قالیهای سبک نائین، سفید نمودن کلافهای پشم قبل از استفاده است. به عبارتی می توان گفت، کلیه خامه های سفید مورد استفاده در قالیهای سبک نائین، قبل از بافت، یک بار دیگر به وسیله رنگهای سفید رنگرزی می شود و باعث درخشش کاذب و بیش از حد نخ سفید در بافت فرش می شود. دلیل این امر هنوز روشن نشده و این اولین باری است که به چنین شیوه ای برخورد می کنیم و با وجود پرسشهای مکرر جواب قانع کننده ای از سوی رنگرزان وبافندگان ارائه نشده است. شاید یکی ازدلایل این امر، استفاده از پشمهای نامرغوب باشد که به علت عدم سفیدی و یک دست بودن اقدام به رنگ نمودن آنها می نمایند. به هر صورت این امر خود دلیلی برای کاهش مرغوبیت و تنزل کیفیت نخهای خامه مورد استفاده در این منطقه است. بیش از 70% نخهای پنبه مصرفی از اصفهان و بقيه از کارخانجات مشهد تأمین می گردد.



منابع
ایرج سعادتمند توندری. ترشیز ۱ - (نگاهی به تاریخ و جغرافیای شهرستان کاشمر). چاپ اول، مشهد: موسسه فرهنگی هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، ۱۳۸۴، ۹۶۴-۲۴۹-۰۵۵-۰، ‏۲۹۶.
سیدحسن هاشمی - مریم آقایی میبدی - حسن عزیزی فروتقه - مریم سالاری خیابانی. جغرافیای شهرستان کاشمر. چاپ اول، مشهد: موسسه فرهنگی هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، ۱۳۸۴، ۹۶۴-۲۴۹-۰21-6، ‏160.
اطلس گیتاشناسی استان‌های ایران، تهران ۱۳۸۳، ص۱۰۷
کتاب خراسان، ص ۱۵۲-۱۵۰ - هاشم جوادزاده، ۱۳۸۰

شهر سوخته قسمت2
















شهر سوخته (Burned City) (shahr-i-sokhta) در ۵۶ کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل - زاهدان واقع شده است. این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره بین سال‌های ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ قبل از میلاد در آن سکونت داشته اند.
تاریخچه تحقیقات
کلنل بیت، یکی از ماموران نظامی بریتانیا از نخستین کسانی است که در دوره قاجار و پس از بازدید از سیستان به این محوطه اشاره کرده و نخستین کسی است که در خاطراتش این محوطه را شهر سوخته نامیده و آثار باقیمانده از آتش سوزی را دیده است. پس از او سر اورل اشتین با بازدید از این محوطه در اوایل سده حاضر، اطلاعات مفیدی در خصوص این محوطه بیان کرده است. بعد از او شهر سوخته توسط باستان‌شناسان ایتالیایی به سرپرستی مارتیسو توزی از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷ مورد بررسی و کاوش قرار گرفت. این شهر یکی از آثارتاریخی استان سیستان و بلوچستان به شمار می آید.

جغرافیا و محیط زیست شهر سوخته
بر مبنای یافته‌های باستان شناسان شهر سوخته ۱۵۱ هکتار وسعت دارد و بقایای آن نشان می‌‌دهد که این شهر دارای پنج بخش مسکونی واقع در شمال شرقی شهر سوخته، بخش‌های مرکزی، منطقه صنعتی، بناهای یادمانی و گورستان است که به صورت تپه‌های متوالی و چسبیده به هم واقع شده اند. هشتاد هکتار شهر سوخته بخش مسکونی بوده است. تحقیقات نشان داده است این محوطه بر خلاف اکنون که محیط زیست کاملاً بیابانی دارد و فقط درختان گز در آنجا دیده می‌‌شود، در پنج هزار سال قبل از میلاد منطقه‌ای سبز و خرم با پوشش گیاهی متنوع و بسیار مطلوب بوده و درختان بید مجنون، افرا و سپیدار در آنجا فراوان وجود داشته است. در آن دوران نیز این منطقه بسیار گرم بوده، اما آب رودخانه هیرمند و شعباتش به خوبی زمین‌های کشاورزی شهر سوخته را سیراب می‌‌کرده است. دریاچه هامون در ۳۲۰۰ قبل از میلاد دریاچه‌ای بزرگ و پرآب بوده و رودها و شاخه‌های قوی از آن منشعب می‌‌شده و در اطراف آن نیزارهای وسیعی وجود داشته است. در بررسی‌های منطقه‌ای در اطراف شهر سوخته بستر رودخانه‌های مختلف و آبراه‌هایی پیدا شده که به مزارع کشاورزی شهر سوخته آب می‌‌رسانده اند. در اولین فصل کاوش در شهر سوخته کوچه‌ها و خانه‌های منظم، لوله کشی آب و فاضلاب با لوله‌های سفالی پیدا شد که نشان دهنده وجود برنامه ریزی شهری در این شهر است.
منطقه گورستان
از سال1376 تا 1383 تعداد 14 گمانه به مساحت تقريبی 2300 متر مربع در گورستان شهر ،حفار ی شده و در نتيجه 310 گور كشف شده است. طی كاوش های بعمل آمده توسط باستان شناسان ،برخی از مردم شهر سوخته را با لباس و پارچه كفنی دفن می كرده اند.در تعدادی از قبرها، آثار پارچه در روی بدن اجساد مردگان ديده می شود. پارچه ها به سه شكل مختلف در قبرها ديده می شود.
* به صورت كفن ،كه مرده ها را در آن می پيچيده اند.
* به شكل لباس زير انداز و رو انداز .
* كف قبر فرش شده و مرده را با لباس در آن می گذاشتند.
اشياء سفالی اصلي ترين موادی هستند كه تقريبا در همه قبرها وجود دارند در كنار اين دسته از اشياء ،هدايای ديگری ساخته شده از سنگ،چوب، پارچه در قبور ديده می شود.
صنعت و مشاغل در شهر سوخته
شهر سوخته مرکز بسیاری از فعالیت‌های صنعتی و هنری بوده، در فصل ششم کاوش در شهر سوخته نمونه‌های جالب و بدیعی از زیورآلات به دست آمد. در جریان حفاری‌های فصلهای گذشته در شهر سوخته مشخص شد که با توجه به صنعتی بودن شهر سوخته و وجود کارگاه‌های صنعتی ساخت سفال و جواهرات در این منطقه، ساکنان شهر سوخته از درختان موجود در طبیعت محوطه برای سوخت استفاده می‌‌کرده اند. شهر سوخته مرکز بسیاری از فعالیت‌های صنعتی و هنری بوده، در فصل ششم کاوش در شهر سوخته نمونه‌های جالب و بدیعی از زیورآلات به دست آمد.
باستان شناسان با یافتن مهره‌ها و گردنبندهایی از لاجورد و طلا در یک گور در باره روشهای ساخت ورقه‌ها و مفتول‌های طلایی به تحقیق پرداختند و دریافتند صنعتگران شهر سوخته با ابزار بسیار ابتدایی ابتدا صفحه‌های طلایی بسیاز نازک به قطر کمتر از یک میلیمتر تهیه کرده و بعد آنها را به شکل لوله‌های استوانه‌ای درمی آوردند و پس از اتصال دو سوی ورقه‌ها به یکدیگر مهره‌های سنگ لاجورد را در میان آن قرار می‌‌دادند. در شهرسوخته انواع سفالینه‌ها و ظروف سنگی، معرق کاری، انواع پارچه و حصیر یافت شده که معرف وجود چندین نوع صنعت، به ویژه صنعت پیشرفته پارچه بافی در آنجاست. تاکنون ۱۲ نوع بافت پارچه یکرنگ و چند رنگ و قلاب ماهیگیری در شهر سوخته به دست آمده و مشخص شده مردم این شهر با استفاده از نیزارهای باتلاق‌های اطراف هامون سبد و حصیر می‌‌بافتند و از این نی‌ها برای درست کردن سقف هم استفاده می‌‌کردند. صید ماهی و بافت تورهای ماهیگیری نیز از دیگر مشاغل مردمان شهر سوخته بوده است. شهر سوخته بدون شك جز شهرهاي بسيار پيشرفته زمان خود بوده است. اين نكته نه تنها در بقاياي آثار معماري و كارهاي ظريف دستي وصنعتي ديده مي شود بلكه در سازمان دهي اجتماعي شهر نيز ديده مي شود. شهر سوخته دارای تشكيلات منظم و مرتبی بوده است.آثار باقی مانده نشان دهنده اين امر است كه در اين شهر طی هزاره سوم پيش از ميلاد، دارای يك نظام مرتب و منظم آبرسانی،تخليه فاضلاب ودانش پزشكی بوده تا آن حد كه پزشكان اين شهر نه تنها از علومی چون شكسته بندی آگاه بوده اند ،بلكه می توانسته اند به اجرای اعمال شگفت انگيز جراحی مغز دست بزنند. از سوي ديگر پيدا شدن تنها لوح نوشته دوران آغاز ايلامی اين شهر،همراه با آثار مهرها ، نشان از ارتباطات تجاری و كنترل اقتصادی منطقه از سوی اين جامعه دارد .
در يك تقسيم بندی كلی ، اشياء پيدا شده را می توان به گروهای زير تقسيم كرد.
اشياء زينتی
اشياء آيينی
اشياء مربوط به مشاغل
اشياء مورد استفاده در زندگانی روزمره
مواد غذايی

پیکره های شهر سوخته

پیکره های شهر سوخته
در ميان اين اشياء ، پيكره هاي گلي از جايگاه خاصي برخوردارند. اين پيكره ها معمولا از گل نپخته، بسرعت و با دست ساخته ميشدند.
پيدا شدن ده ها قطعه پيكره ناتمام گوياي نشان دهنده روش ساخت آنها ميباشد. قطعه اي گل به اندازه كمتر از حجم يك مشت متوسط در دست سازنده بسرعت با يك دست ورز داده ميشده و با دست ديگر اجزاء بدن انسان يا جانور شكل مي گرفته اند. پيكره ها معمولا داراي تزئين نبوده اند هر چند برخي نمونه هاي مزين به برخي تزئينات نيز در ميان آنها ديده شده است. براي تزئين پيكره ها از ناخن و يا ابزار هاي چوبي و استخواني ظريف استفاده ميشده و در چند مورد خاص و استثنائي نيز از پولك هاي گلي چسبان و يا نوار هاي پهن گلي استفاده شده است. اندازه پيكره ها معمولا بين 4 تا 8 سانتي متر بوده است. پيكره هاي گاو كوهاندار، خوك، سگ و گراز در ميان پيكره
جانوران براحتي قابل تشخيص هستند، اما تشخيص تعداد ديگري از آنها به آساني ممكن نيست و تنها از روي شكل ظاهري آنان مي توان تا حدودي به نوع آنها پي برد. در ميان اين گروه از جانوران مي توان به كفنار، پلنگ، قوچ، شتر و پرنده اشاره كرد.
پیکرهای انسانی
پيكره هاي انساني از دو گروه مونث و مذكر تشكيل شده اند. پيكره هاي زنان در دو شكل مختلف نشسته با شكم تقريبا بر آمده و پاهاي دراز، ايستاده و بدون تزئينات و گاهي با بچه اي در بغل و يا بسته به پشت ديده ميشوند.
طي كاوشهاي سال گذشته دو نمونه بسيار جالب از پيكره هاي زنان نشسته و ايستاده پيدا شد. در روي سينه يكي از نمونه ها، يعني زن نشسته با پاهاي دراز و يكي شده پولك هاي كوچك گلي تزئيني چسبانده شده و همين تزئينات در روي پيكره يك زن ايستاده به بلندي تقريبي 4 سانتي متر نيز وجود دارد با اين تفاوت كه در اين نمونه دومي تزئينات تا پائين زانوي پيكره كشيده شده است. اين تزئينات در سه رديف مجزا از يك ديگر كه با سه كمر بند از هم جدا شده اند، قرار دارند.
پيكره هاي مردان بيشتر از نوع ايستاده هستند. دستهاي باز و يا آويخته اين مردان و عضلات برجسته آنا ن جالب بنظر ميرسند. با آنكه مردان شهر سوخته در رده مردان نسبتا كوتاه قد طبقه بندي شده اند اما پيكره هاي مردان بدنهائي عضلاني و قوي را نشان مي دهند. يك نمونه بسيار جالب و نادر در ميان پيكره مردان، پيكره مردي بلند قامت است كه ردائي يك نواخت و بلند در بر دارد و سر خود را تقريبا داخل گردن خود فرو برده و ظاهري روحاني و معنوي به خود داده ااست.


معماری شهر سوخته
بخش بناهاي يادماني در قسمت شمال غربي شهر واقع شده است . بررسي ها اين بخش و كاوشهاي اوليه منجر به كشف بناي عظيمي با حدود 60 اتاق و فضاي مفيد گرديد. اتاق ها و فضاهاي اين بناي بزرگ به دو گروه فضاهاي سرباز يا حياط و فضاهاي سربسته يا اتاقها تقسيم ميشوند. اين كاوشها در سالهاي بعد يعني 1379 و 1380 نيز ادامه پيدا كرد كه در نتيجه تعداد بيشتري از فضاها و اتاقهاي اين ساختمان عظيم از زير خاك بيرون آورده شد اما تا كنون ديوار هاي خارجي اين بنا و محدوده اصلي آن پيدا نشده است.
ديوار هاي اصلي اتاقها از خشت ساخته شده و از استحكام زيادي برخوردار هستند. اين ديوارها عموما حجيم و قطور ميباشند و قطر آنها بين 75 تا 125 سانتي متر بوده اما در برخي ديوارهاي كم اهميت و تيغه ها، قطر ديوارها تقليل پيدا كرده و به حدود 50 سانتي متر ميرسد. خشت ها عموما به اندازه استاندارد 40 ×20 ×12 سانتي متر هستند اما در چند مورد نيز خشت هاي بزرگتري به درازاي 45 سانتي متر ديده شده اند. خشت ها با استفاده از قالب هاي چوبي ساخته شده اند و كناره هاي آنها كاملا صاف بوده و سطحشان نيز با وسيله اي چون ماله صاف شده و اثر انگشت خشتزن در سطح خشنها كمتر ديده مي شود. دروازه اصلي اين ساختمان تا كنون پيدا نشده اما شواهد موجود نشان مي دهند كه محل آن در فضاي سرباز بزرگي در جبهه جنوبي بنا قرار داشته است. اين فضاي سرباز به پلكان بسيار بزرگي منتهي ميشود كه از هشت پله طويل تشكيل شده است. راه ورودي و ارتباط با اتاقهاي مركزي و راهروهاي جانبي و همچنين اتاقهاي پاياني هيچ كدام مستقيم نيستند و ورود به بيشتر اين اتاقها مستلزم عبور از اتاقها و راهروهاي متعددد ديگري ميباشد. تنها راه ورودي مستقيم به مركز ساختمان در حال حاضر از طريق پلكان كوچك شماره 2 است در بيشتر اتاقها آثار آوار و سقف هاي فرو ريخته به شكل قطعات كاه گل، حصير و چوب دیده ميشود.
آثار كف سازي در بسياري از اتاقها ديده نمي شود و بنظر مي آيد كف اتاقها بر اثر رفت و آمد كوبيده ميشده هر چند در تعداد معدودي از اتاقها آثار كف كوبيده شده همراه سنگريزه و در يك مورد آثار كف كوبيده همراه سفالهاي قديمي تر ديده شده است.
در ابتدا و زمان آغاز كاوش بيشتر اشياء و مواد بدست آمده حاكي از آن بودند كه بناي مزبور مربوط به دومين دوره استقرار در شهر سوخته بوده و تعداد بسيار كمي سفالهاي قابل انتساب به دوره سوم در مجموعه سفالهاي اين ساختمان نيز ديده شده است. در كاوشهاي بعدي و با گسترش مساحت گمانه، آثار جديد بدست آمده نشان دادند كه اين بنا در دوره هاي اول و سوم استقرار در شهر سوخته نيز آباد بوده است. بررسي و مطالعه سفالهاي بدست آمده از بنا، كه مهمترين مواد موجود براي تاريخ گذاري آن ميباشند به سبب حجم بسيار زياد هنوز كامل نشده و تا تكميل بررسي








صید وصیادی در شهر سوخته
مطالعات نشان می دهد که بیش از 99%استخوانهای به دست آمده جانوران در نقاط مختلف شهر سوخته متعلق به چارپایان اهلی بوده که گوشت آنها به مصرف غذایی می رسیده است تاکنون هزاران قطعه از استخوان جانوران مورد بررسی قرار گرفته اند که از این مقدار5/21%استخوان گاو،5/54%استخوان گوسفند و 6/23%استخوان بز بوده است در حالیکه مجموع استخوانهای یازده نوع جانور وحشی که تاکنون شناسایی شده ، تنها یک درصد کل استخوانهای مطالعه شده را تشکیل می دهد.
به نظر می رسد مصرف گوشت جانورانی چون گوزن و آهو کمتر رایج بوده و احتمالا جزوغذاهای تفننی و گرانبها شمرده می شده استو از طرفی با اینکه 2/4% پیکره های گلی بدست آمده از شهر سوخته ، پیکره خوک وحشی یا گراز است اما در میان هزاران قطعه اسستخوان آزمایش شده و بدست آمده تاکنون حتی یک قطعه استخوان گراز نیز دیده نشده است . در حقیقت تنها یک استثنا وجود دارد و آن یک قطعه کار کرده از دندان گراز است که در رود بیابان شده است این تنها قطعه استخوان گراز پیدا شده از میان 30000قطعه آزمایش شده است از سوی دیگر وفور گراز در اطراف دریاچه هامون نه تنها از روی پیکره های گلی و سفالی شهر سوخته قابل اثبات است بلکه حتی تا یکی دو سده پیش تعداد این گرازان به قدری زیاد بوده که به کراتمورد اشاره سیاحان و بازدید کنندگان منطقه قرار گرفته است . احتمال زیادی وجود دارد که مصرف گوشت این جانور در شهر سوخته رایج بوده است اما به دلایلی که هنوز روشن نشده استخوانهای این جانور به کلی سوزانده و از بین برده می شده است یکی ازاین دلایل می تواند اجرای برخی رسوم خاص و ناشناخته باشد هر چند نمی توان دلیلی قطعی و قابل اثبات باشد.
در میان استخوانهای جانوران ، بقایای استخوان 41 نوع پرنده دیده شده است که مهمترین آنها عبارتند از »غاز،زغن،درنا ، قو،غاز، پلیکان و مرغ جنگلی یا انقوب که در این بین 60% استخوان پرندگان شناسائی شده مربوط به این مر غ است که پرنده ای مهاجر و آبی بی شمار میرود و امروزه نیز در فصلهای پائیز و زمستان در سیستان دیده می شود یادآوری می کنم که فهرست کلی بالا تنها شامل استخوان جانورانی است که تاکنون مورد بررسی و شناسائی قرار گرفته اند.و هزاران قطعه استخوان جمع اوری شده دیگر وجود دارد که هنوزمورد مطالعه قرارنگرفته اند استفاده از تخم این پرندگان نیز به منظور تغذیه در شهرسوخته رایج بوده است و پیدا شدن هزاران قطعه تخم پرنده تایید کننده این مدعا است صید ماهی نیز از کارهایی بوده است که برای تامین قسمتی از مواد غذایی مورد نیاز جامعه انجام می گرفته و نشانه های آن به صورت تیره های ماهیان و قلاب های ماهی گیری پیدا شده است .جالب است اشاره کنیم در مقابل شناسایی بیش از چهل نوع پرنده شناخته شده تنها اسخوانهای دو گونه ماهی مخصوص آبهای کوهستانی دیده شده است به طور کلی می توان گفت که شکار پرندگان و صید ماهی دامداری و به خصوص دامداری در حاشیه شرقی دریاچه انجام می شده وکشاورزی در ناحیه دلتا صورت می گرفته است اطلاعات بالا نشان می دهند که اقتصاد شهر سوخته از نوع محلی و تقریبا خود کفا بوده است به نظر می رسد شهر سوخته از سویی وظیفه توزیع محصولات کشاورزی و صنعتی منطقه را برعهده داشته و از سوی دیگرامکان تهیه برخی از
محصولات کشاورزی در طول هزاره سوم بیش از میلاد در شهر سوخته وجود نداشته است تا جایی که اطلاعات موجود نشان می دهند در خلال 5هزار سال گذشته تغییرات بسیار مهم آب و هوایی چنان که بتواند محیط زیست را به کلی دگر گون کند در سیستانب وقوع نپیوسته تنها اتفاق مهم طبیعی تغییرات مکرر بستر رودخانه هیرمند بوده که ان هم تنها در سرزمین های کناره ای این رودخانه موثر بوده است بنابراین می توان به این نتیجه رسید که برخی از محصولات کشاورزی مورد نیاز شهر سوخته از مناطق اطراف به این شهر وارد می شده اند .
بررسی های انجام شده برروی استخوانهای جانوران شهر سوخته نشان داده اند که تقریبا 80% درصد استخوان جانوران علف خوار متعلق به گوسفندان و بز ها بوده و تقریبا 20% باقیمانده مربوط به انواع گاو ها است آمار مزبور نشان از کمبود قابل توجه استخوان جانوران وحشی دارداین نکته به آن معناست که در شهر سوخته پرورش جاوران بزرگ و شغل دامداری اهمیت زیادی دادهمی شده است با انکه نسبت عددی استخوان گوسفندان و بز ها بیشتر از گاو هاست اما از آنجا که وزن و اندازه گاو چند برابر گوسفند و یا بز است طبیعتاگاو ها تولید کنندگان درجه یک پروتئین مورد نیاز شهر بوده اند بر این اساس به نظر می رسد تقریبا 76%پروتئین مصرفی شهر را گاو ها و 24%باقی مانده را گوسفندان و بز ها تامین می کرده اند بر این محصولات گوشتی باید مواد لبنی چون شیر،پنیر ،ماست،کره و روغن را نیز اضافه نمود هر چند تاکنون هیچ مدرک و سند قابل قبولی مبنی بر وجود این محصولات در شهر سوخته بدست نیامده است ، در هر صورت نمی توان استفاده از شیر و روغن حیوانی را منتفی دانست.
منابع غذایی و ماهیان
چنانکه گفتیم بیشتر پروتئین شهر سوخته از طریق گوشت جانوران عظیم الجثه تولید می شده است و با آنان که جانوران وحشی بزرگ اندام چون گوزن و گور خر نقش بسیار ناچیزیدر تولید پروتئین داشته اند ، اما پرندگان و ماهیان به طور وسیع برای تغذیه (و استفاده های دیگر ابزاری ) مورد استفاده قرار می گرفته اند در میان استخوانهای پرندگان خوراکی شناخته شده نسبت عددی استخوانهای انقوت (مرغ جنگلی )و اردک گردن حنائی نسبت به استخوان دیگر پرندگان خوراکی بسیار بالاست در میان پرندگان غیر خوراکی مقدار بسیار بالای استخوان قره غاز (نوعی کلاغ سیاه) را چنانکه خواهیم دید ، می توان بعلت استفاده از این پرنده در صید ماهی دانست.
اشاره کردیم مقدار بسیار زیادی از پوست تخم پرندگان مختلف از میان زباله دانی ها و مناطق مسکونی شهر بدست آمده که نشانه مصرف زیاد این منبع خوراکی مهم در جامعه پنج هزار سال پیش سیستان بوده است . اگر چه تا کنون مدرکی مبنی بر مرغداری و تربیت پرنده در شهر سوخته برای مصارف غذائی به دست نیامده است اما تخم پرندگان وحشی به آسانی در بخش های باتلاقی دریاچه یعنی جائی که پرندگان آبزی ،همچون قوها ،در زمان گذشته همچون امروز در آن زندگی می کرده اند ،به دست امده است.
ارقام بالای استخوان و تیغه ماهی به دست آمده نشان می دهد که مصرف گوشت ماهی در شهر سوخته روستاهای اطراف آن بالا بوده است در کنار تیغه ماهی ها، پیدا شدن برخی ابزار ماهیگیریو صیادی همچون قطعات تور ماهیگیری و همچنین قلاب های فلزیاین فرضیه را تائید می کنند ماهیگیر به روشهای مختلفی انجام می گرفته است . استفاده از تور ،قلاب ،دست آزاد ،پیکان ، سبد و یا استفاده از پرندگانی چون قره غاز ، درصد بالای استخوان های ماهی در شهر سوخته می توانداین نظریه را نیزمطرح سازد که شاید از ماهی برای معاملات پایاپای ، جدا از میان صیادان و ساکنین شهر سوخته و روستاهای آن،با ساکنان سرزمین های نسبتا دورترینیز انجام می شده است و در این صورت لاجرم به نتیجه دیگری می رسیم که براساس آن مردم آن جامعه با روش های نگهداری ماهی مانند خشکاندن و دود دادن آن نیز آشنائی داشته اند.
ماهیان به دست آمده از شهر سوخته از همان گونه ماهیانی است که در دیگر رودخانه ها و دریاچه های ایران رایج هستند اما با توجه به اندازه ساختمان و تیغه ماهی های پیدا شده می توان گفت که ماهیان مصرفی شهر سوخته از نوع ماهیان کوچکی به درازای11تا30سانتی متر بوده اند نمونه های ماهیان پیدا شده از خانواده کپور یان ،گونه ای ماهی ریشه دار Barbus و شاید Varicorhnus و یا کپور کوچکcyprion هستند امروزه ظاهرا انواع دیگری از ماهیان نیز در دریاچه وجود دارند که عبارتند از چند گونه ماهی بومی و فوق العاده مقاوم در برابر شرایط سخت و گرمای زیاد .مهمترین و فراوانترین این ماهیان گونه ای از خانواده به وزن متوسط یک کیلوگرم در سن چهار سالگی هستند گونه دیگرماهیکوچکتر و ریزتر از گونه قبلی است که حداکثر وزن ان از 250گرم تجاوز نمی کند . گونه ای دیگر ،نوعی ماهی قرمز به نام Carassisus Aurtus است که بومی دریاچه نبوده و از مناطق دیگر به آنجا آورده شده است . علاوه بر این گونه های دیگری از قبیل ماهی علفخوار یا آمورسفید و کپور معمولی نیز به ماهیان دریاچه اضافه شده است که در این میان وضعیت رشد کپور ماهی موفقیت آمیز بوده است به طوری که وزن برخی از آنها تا 10کیلوگرم نیز رسیده است از دیگر آبزیان دریاچه ، دو نوع پلانکتون یعنی دافنیاDaphnia و سیکلو پسCyclops می باشند در کاوش های سال 1376 در قبر ثروتمند شماره 1400از نوع سرد آبه ای متعلق به یک زن جوان بقایای پوسیده واز بین رفته یک ماهی به طول تقریبی 4سلنتی متر داخل یک کاسه سفالی نخودی رنگ دیده شد که به محض برخورد با هوای آزاد بقایای آن از بین رفت . پیداشدن این نمونه نشان دهنده آن است که شاید در آن روزها علاوه بر تغذیه از ماهیبرای زینت نیز استفاده می شده است .
پرندگان
صید پرندگان مختلف مهاجر و بومی نیز در شهر سوخته رایج بوده است از این پرندگان جهت کارهای مختلفی استفاده می شده است گوشت وتخم آنها برای تغذیه ،استخوان آنها برای ابزارسازی و پرهای انها برای کار های دیگری از جمله ساختن وسائل زینتی و یا استفاده در مراسم مذهبیو یا جادوئی مورد استفاده قرا می گرفته است پیدا شدن صد ها ابزار کار و یا زینتی ساخته شده از استخوان پرندگان نظریه بالا را تائید می کند کا شکار پرندگان به دو طریق شکار فلاخنهای گلی و با پیکانهای سنگی و تورگذاری معمول بوده است .
استخوانهای بسیاراز پرندگان مختلف در کاوش های شهر سوخته به دست آمده است و تعداد 2614از نمونه های شناسائی شده مربوط به پا و بال پرندگان بوده است . با مطالعه این استخوانها ،تعداد 41نوع پرنده متعلق به 10 خانواده مختلف شناسائی شده اند . بیشتر استخوانهای پرندگان مربوط به رسته غازها بوده و بعد از آن انواع درناها و سپس پرندگان شکاری مانند عقابها قرار دارند بیشتر گفته شد که استخوان انقوت یا مرغ جنگلی به تنهایی60% استخوان پرندگان شهر سوخته را تشکیل می دهد مهمهترین خانواده پرندگان موجود در شهر سوخته پیش از تاریخ عبارتند از:
1. کشیم ها شامل کشیم های بزرگ و کوچک و گردن سیاه.
2. پلیکانها . پرندگان مهاجر ماهیخوار. از پلیکانها چهار نمونه از دو خانواده متمایز دیده شده است تغذیه این پرندگان از ماهی بوده است ودر هر فصل جوجه آوری یک یا دو تخم می گذارند.
3. حواصیل . از این نوع پرنده تنها استخوان حواصیل خاکستری دیده است . این نوع پرنده ها در زمین های اطراف دریاچه ها و باتلاقها بسیار زیاد هستند.
4. پرندگان شکاری مانند شاهینها که از مار و خرگوش و روباه و اردک و مرغابی تغذیه می کنند از این نوع پرندگان مقدار کمی استخوان باقی ماده است در میان این دسته از پرنده گان ،کورکور در فضای لزرگ و آزاد و نزدیک نهرهای پر آب زندگی می کند و قرقی ،عقاب طلائی ،عقاب شاهیو عقاب دشتی در سرزمین های مرتفع نیمه صحرائی و یا مناطق چوبدار (یعنی جائی که درخت می روید)ودر طول کرانه های رودخانه ها زندگی می کند و دال سیاه در سرزمین های نیمه صحرائی پیدا می شود . استخوانهای بسیار از این پرنده آخری در کاوش ها پیدا شده است که دارای بریدگی و شکستگی های تعمدی هستند و به نظر می رسد شکار این نوع پرنده برای استفاده از استخوان آن جهت ابزارسازی بوده است . از قرقی یا قوش ، همان گونه که در دوران تاریخی وحتی امروز برای شکار پرندگان در ایران و ترکیه استفاده می شود . برای شکار کپک و بلدرچین استفاده می شده است
5. خانواده بوقلمون ،شتر مرغ و با قرقره. یکی ازانواع پرندگان این خانواده کبک ایرانی است که پرنده ای تقریبا منحصر به ایران است و بیشتردر مناطق تپه ای یا صخره ای زندگی می کند.
6. غازها . گروه پرندگان آبزی که در کنار جریان های آبی مانند تالابها و دریاچه ها زندگی می کنند و آشیانه می سازد . نمونه استخوانهای پیدا شده در شهر سوخته که متعلق به این خانواده است عبارتند از نوعی قو(سیگموس اولور)، غاز پا خاکستری ،غاز پیشانی سفید و غاز هندی که تعداد بسیاری از آنها در شهر سوخته دیده شده است . اردک وحشی،ادک رودخانه ای،غاز کوچک پا کوتاه و اردک گردن حنائی که در رتبه بندی استخوانهای پیدا شده دررده دوم قرار دارد ،مرغابی غوص ،اردک دریاییو غاز پاکوتاه که امروزه تنها به صورت تصادفی دیده می شود اردک ماندارین (چینی کلاه دار) و مرغابی اروآسیائی نیز از این جمله اند. از میان کلیه پرندگان نامبرده ، انروزه تنها غاز پاخاکستری دیده می شود . این پرونده مهاجر در برخی سالها در دریاچه تولید مثل می کند و آمار جمعیت آن در سال1355برابر با 2378 ودر سال 1363برابر با 9151عدد بوده است.
7.درناها . تمام پرندگان این دسته آبزی هستند و ترجیح می دهند در کنار جریانهای آب و نزدیک رودخانه هازندگی کنند . استخوانهای تربونیکس ،انقوت،کلنگ معمولی سفید سیبریائی و هوبره که در سرزمین های غرب آسیای مرکزی زندگی می کنند در شهر سوخته دیده شده است.
8.رسته کبوتران .استخوانهای چهار نوع پرنده متعلق به این رستهدر شهر سوخته پیدا شده است که عبارتند از: کبوتر ماهی،احتمالا یکی از انواع شرقی و کوچکتر آن که منحصرا در سرزمین های هندی دیده می شوند ،کبوتر طوقدار،باقرقرهشنزار،که با نام سهره سنگالی نیزشناخته می شود و با قرقره شاهی.
9.دارکوبان . از این رسته از پرندگان تنها استخوانهای دارکوب سبز دیده شده است.
10. رسته پرندگان شاخه نشین آواز خوان (19). از این رسته تنها استخوانهای پرستو و کلاغ شاهی دیده شده است .
این نکته روشن است که بیشتر پرندگان شهر سوخته از نوع پرندگان آبی و یا حداقل از نوع پرندگان بوده اند که در سرزمین های پر آب و بخصوص در آبهای مردابی و یا باتلاقی زندگی می کنند مقدار استخوان پرندگانی که در محیط اکو پیکی متمایزاز تالابها و مردابها زندگی می کنند بسیار اندک بوده استوجود پرندگان بومیسرزمین های صحرائی برای بازسازی محیط اکولوزیکی شهر سوخته در هزاره سوم پیش از میلاد کافی به نظر نمی رسد.
از بررسی های انجام شده بر روی استخوان پرندگان شهر سوخته روشن می شود اگر چه گونه از پرندگان و از جمله پلیکانها و شاهین ها را ، که کاملا غیر قابل خوردن هستند ، از مجموعه پرندگان هامون جدا کنیم ، تقریبا بقیه پرندگلن یعنی حدود 95% آنها از خانواده غاز ها هستند که به منظور تغذیه شکار می شده اند و بنا براین از سوی شکارچیان برای شکار انتخاب می شده اند و به همین دلیل استخان بیشتری از انها در دست است . این نظریه از آنجا تائید می شود که بقایای استخوانهای این پرندگان نه تنها در زباله دانی ها بلکه در منطقه مسکونی نیز پیدا شده اند که به آن معناست که این جانوران در اطراف دریاچه و یا رودخانه صید می شده و به شهرسوخته آورده می شده اند .
پرندگان شهر سوخته نشان می دهند که نوعی شرایط آب و هوایی تقریبا مرطوبو آبدار شبیه مناطق مرکزی فلات ایران در منطقه وجود داشته است : پرندگانمقیم و آشیانه ساز ،پرندگان شکاری روز پرواز و کوکر و انقوت ، که اگر چه مقیم (غیر مهاجر)و آشیانه ساز است اما یک ماهجر زمستانیمناطق جنوبیکشور نیز به شمار می رود یک بخش مهم پرندگان زا که بیشترآنها از انواع غازها ترکیب شده اند می توان جزو پرندگا ن مهاجر زمستانی شمرد که در حقیقت متعلق به گروه پرندگان مهاجر فصلی هستند و با انکه محل آشیانه انها در شمال سیستان است اما اگر وضعیت محل پرواز و زندگی انهامطلوب باشد گاه به شکل پرندگان مقیم نیز در می آیند.
برخی از پرندگان شناسایی شده در شهر سوخته امروز در منطقه وجود ندارد اینم پرندگان عبارتند از غاز هندی که در منطقه چین مرکزی آشیانه دارد ودر زمستانها به هندوستان و پاکستان مهاجرت می کند ، غاز گرمسیری پا کوتاه که یک پرنده شبه قاره هند است و حضور ان در ایران تنها یک تصادف بشمار می رو.د ، دم قرمز پرنده دیگری است که در شالیزارهای اطراف شمال هندوستان و پاکستان زندگی می کند . و بالاخره دیگر پرنده مهم این دسته نوعی کلنگ(درنا)است . محل آشیانه سازی این پرنده در شمال آسیا و تقریبا نزدیک رودخانه هی سیبری است در زمان مهاجرت که در زمستانهای بسیار سصرد انجام می گیرد این پرنده به سوی جنوب مهاجرت می کند و حضور آن در ایران یک حضور تصادفی به شمار می رود.
چند نکته مهم از مطالعه استخوانهای پرندگان عظیم الجثه و غیر خوراکی مانند دالو عقاب و پلیکان به دست امده که به شرح زیر است جز قسمتی از جمجمه یک پلیکان ،بقیه استخوانها متعلق به بال و یا پای این پرندگان است علاوه بر آن در برخی از استخوانها و بخصوص استخوان زند زیرین اثر یک برش تمیز در روی لبه های بریده و شکسته دیده می شود که نشان دهنده استفاده ابزاری از این استخوان است . از قسمت میانی این استخوان که دارای مقطعی نزدیک به منحنی و بلند است برای ساختن اشیاء تزئینی و ابزار استفاده می شده است و از استخوان بال پرندگانی که بالشان بسیار بازمی شودبرای ساختن ابزارهای پرستشی و یاتزئینی استفاده می شده است .
از بال و پر پرندگان بی تردید استفاده های مختلفی می شده است . غیر از استفاده های ابزاری ، این احتمال می رود که از آنها در مراسم دینی و یا جادوئی نیز استفاده می شده است و در عین حال به خاطر می آوریم که اصولا پر سمیرغ در افسانه های ایرانی دارای اهمیت بسیاری است که اشاره به آن از حوصله مطلب حاضر خارج است .
آخرین نکته قابل اشاره در مورد استخوان قره غاز یا کلاغ سیاه است که به خاطر گوشت هضم ناشدنی و بوی بد آن کاملا غیر خوردنی است اما این پرنده امروزه در خاور دور نیمه اهلی شده و توسط مردم برای ماهیگری استفاده می شود و گفته می شود در کشور چین این کار سابقه ای بسیار طولانی داشته است و به این ترتیب دور نیست که مردم شهر سوخته پنج هزار سال پیش نیز از این روش برای ماهیگری استفاده می کرده اند.
آخرين بروز رساني ( ۰۲ فروردين ۱۳۸۷ )


پیکان های سنگی شهر سوخته

کاخ سوخته

سبد منحصر به فرد

بانوی شهر سوخته

تدفین ساده شهر سوخته

نمای بخش مرکزی گورستان

پراکندگی سفال

دانه های گیاهی

جمجمه

نمونه دیگری از مهر سوخته

مهر شهر سوخته

نمونه هایی از سفال شهر سوخته

نمونهای از پارچه های شهر سوخته

تخته بازی شهر سوخته

نمای یک واحد مسکونی
پیکره

جام انمیشین

گل نوشته شهر سوخته

سفال شهر سوخته

سفال شهر سوخته

سفال شهر سوخته


جواهر سازی
شهر سوخته یکی از شهرهای صنعتی اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد در جنوب شرقی ایران بوده است ودر کارگاه های مختلف آن اشیاء گوناگونی ساخته می شده است این شهر ، در اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد پایه گذاری شده است یعنی تقریبا همان زمانی که شهرهای پیش از دولت دیگری یا شهرنشینی در جنوب غرب آسیا شروع به رشد کرده اند شهر سوخته مانند سایر شهرهای شبیه به آن در حدود نیمه های هزاره سوم پیش از میلاد بوده است و پهنه ای بین سواحل مدیترانه تا دره سند با جمعیتی نزدیک به ده هزار نفر در آن زندگی می کرده و اوج گستردگی آن بین سال های 2500تا 2800پیش از میلاد بوده است نکته مهم درباره شهر سوخته نابودی تقریبا سریع آن است اسن شهر 150هکتاری بلافاصله پس از سالهای 2500پیش از میلاد ،ابتدا به سرعت رو به زوال رفته و تبدیل به شهرک کوچکی شده و سپس در سالهای 1900-2100پیش از میلاد کاملا از بین رفته است.
جز از سنگ لاجورد و فیروزه ، تقریبا تمام مواد اولیه و خام به کار رفته در شهر سوخته از ارتفاعاتی که سیستان رادر محاصره دارند تامین می شده است جز از عقیق که از بستر رودخانه ها بدست می آمده بقیه این مواد اولیه از منطقه چاگای در جنوب دلتای قدیمی تامین می شده است منطقه چاگای حدود 1000متر بالاتر از سطح دریاست و مس و رگه های آراگونیت (سنگ معدنی شبیه کالسیت اما با تبلور بیشتر ) برسطح زمین آن دیده می شود ودر بخش شرقی آن یعنی در دشت برامچه (بهرامچه) مقدار ناچیزی سنگ لاجورد نیز دیده شده است.
گورهای شهر سوخته این مواد را تاکنون نگاه داشته اند و چنانکه بیشتر نیز اشاره شد بسیار متحمل است که بخش مهمی از سنگ لاجورد استفاده شده در میانرودان ، غرب ایران و سواحل سوریه وفلسطین و نیز مصر از طریق همین سیستان ، حداقل تا حدود 2400 پیش از میلاد ، به این سرزمین ها رسیده باشد.
لوحه های سومری که داستان های شاهان اولیه اروک مانند انمرکار و لوگان باندا و گیلگمش را در نیمه نخست هزاره سوم پیش از میلاد نقل کرده اند از سرزمین در انتهای شرق یاد می کنند که شاهی نیرومند آن را اداره می کرده و کنترل سنگ های گرانبها را در دست داشته است این شهر- کشور در متون سومری با نام «ارت» خوانده شده و محل آن نیز در شرق شعر بزرگ ایرانی انشان یا تپه ملیان امروزی در فارس دانسته شده است.
باستان شناسان و پژوهشگران تاکنون اماکن و محل های مختلفی را در شهر ارتایسومری دانسته اند که در میان آنها می توان از منطقه لرستان ، مناطق جنوبی مازندران و یا در حقیقت تپه حصار ، مجموعه مناطق همدان ،نهاوند ،کرمانشاه ،سنندج ،شهر سوخته و حتی مناطق جنوبی دریاچه ارومیه نام دارد با پژوهش های جدیدتر باستان شناسان امروزه مشخص شده است که به دلائل مختلف هیچ یک از اماکن بالا نمی توانسته محل شهر – دولت سومری ارت باشد و شهر سوخته تنها جایی است که تا حدودی از خصوصیات و توصیفات الواح سومری برخوردار است که البته بنا بر دلیلی که دکتر یوسف مجید زاده بعد ارائه کرد شهر سوخته نیز نمی توانسته با ارت منطبق باشد بنابراین تنها محلی که براساس یافته های باستان شناسان شهداد در استان کرمان است که یکی از مراکز مهم تولید اشیاء تزئینی بوده و از سوی دیگر جز از مختصات جغرافیایی تشریح شده در لوحه های سومری ، اشیاء ساخته شده از مواد خام نامبرده شده در آن الواح نیز به وفور در آن یافت می شود کاوش های بعدی شهداد و یافته های جدیدتر میرعابدین کابلی و کشفیات اخیر دشت سبزواران نیز این نظریه مجید زاده را تایید می کنند و تاکنون نظریه ای یقینی و عملی دال بر رد این ادعا عنوان نشده است در هر حال ، با اذغان این مطلب که در هر صورت محلارت ، اگر نه در شهر سوخته و حتی اگر نه در شهر شهداد ،اما به هر حال در مشرق ایران بوده ،به این نتیجه می رسیم که روابط بازرگانی و مبادله کالا بین سرزمین های شرقی فلات ایران و میانرودان طی هزاره سوم پیش از میلاد به گرمی برقرار بوده است.
با آنکه تاکنون در شهر سوخته بقایای گورستان قابل مقایسه با گورستان سلطنتی اور پیدا نشده ، اما با توجه به گسترش و وسعت گورستان شهر سوخته این را باید یک تصادف محض به شمار آوریم ، زیرا در حال حاضر کمتر از 500تدفین از25000الی 40000گور تخمینی در این شهر حفاری شده است در هر حال چند تدفین پیدا شده در شهر سوخته ویژگیهای خاصی دارند که می توان گفت آنها را از گورهای معمولی جدا می کنند در این میان بویژه باید از تدفین شماره 731نام برد در میان اشیاء گوناگون پیدا شده در این قبر، به خصوص باید به یک تخته بازی چوبی منقوش به نقش ماری که دم خود را گاز گرفته و مهره همراه آن توجه کرد درست به همان شکل و با همان اندازه تعداد خانه،تخته بازی دیگری در او پیدا شده و تاریخ آن همانند گور شهر سوخته احتمالا به سده های آخر هزاره سوم پیش از میلادمی رسد این شباهت حیرت انگیز است که از نزدیکی و ارتباط این دو شهر با یکدیگر سخن می گویند شباهت بسیار زیاد صفحه بازی شهر سوخته با صفحه بازی او در میانرودان،یکی از دلایل ارتباط بین این دو مرکز تمدنی بسیار مهم در شرق و غرب خاورمیانه هزاره سوم پیش از میلاد است و هرچند که بدرستی نمی توان گفت که در این زمینه و یا بسیاری از زمینه های دیگر ،کدام یک از این دو سرزمین مبردع و مبتکر این بازی بوده اند اما قدمت وجود طاس های پیدا شده در سرزمین شرق میانرودان و همچنین قدمت بیشتر و حدود یکصد ساله تخت بازی شهر سوخته نسبت به بازی اور ،نشان دهنده قدیمی تر بودننمونه شهر سوخته نسبت به همتای میانرودانی خود است بازی شهر سوخته حدود 80الی 100سال پس از ابداع آن در شهر سوخته به میانرودان رسیده است موارد مشابه دیگر نشان می دهد که حکمرانان میانرودانی پنج هزار سال پیش ،نه تنها جذب کننده مواد معدنی و پر ارزش زمان خود بوده اند بلکه به مانندکشور های مهاجر پذیر امروزی ،جاذب مغزهای متفکر و مبدع زمان خود در اقصی نقاط عالم به شمار می رفته اند و یا در حقیقت جاذبه های میانرودان در دنیایباستان باعث مهاجرت و جذب اندیشه های نو و تازه به این سرزمین ثروتمند بوده است .
نتیجه بحث بالا آن است که اینگونه تدفین ها،هرچند چند نه در طبقه سلطنتی ،امادر طبقه خاص ای متداول بوده است مردم عادی جامعه شهر سوخته نیز بدون شک برای ساخت و استفاده اشیاء تزیینی خود از سنت های محلی سود می برده اند مهره های ساخته شده از سنگ های نیمه گرانبها ی امروزی و بسیار گرانبهای دیروزی شهر سوخته به مصرف ساخت گردنبند ،بازوبند ،دستبند و یا پابند می رسیده اند و یا به شک مهره های مجرد و ایزوله تنها در کنار گردن یا لگن خاصره و یا پاهای مدفونین کار گذاشته می شده اند این همه ها داخل گورهای زنان و مردان و کودکان پیدا می شوند نکته قابل توجه انکه هیچ گونه سربند و یا سینه بند مزین به مهره ها آن چنان که در میانرودان و یا حتی در روستاهای امروزی تحت تسلط تازیان ، در یمن و عربستان و سواحل جنوبی خلیج فارس پیدا می شوند ، در این جا دیده نمی شوند و تنها در یک مورد خاص ، یعنی تدفین شماره 1703که در سال 1377 گروه باستان شناسان شهر سوخته و دهانه غلامان حفاری کرده اند این ظن می رود که مهره های پیدا شده مربوطه به منجوق دوزی پارچه و یا لباس زن مدفون شده است که صحت آن هم هنوز محل تردید است.
مهره های شهر سوخته به شکل های مختلف و از مواد گوناگونی چون سنگلاجورد ،فیروزه ، عقیق ،کریستال صخره ای ،کالسیت ،سنگ آهک ،مرمر،سنگ صابون،کلرایت،صدف های دریایی،استخوان فلز و در موارد نادری از لاء ساخته شده اند و مجموعه آن تشکیل دهنده گردنبند یا دستبندهایی از ترکیب چند سنگ با رنگ های مختلف بوده است بررسی های انجام شده نشان داده اند که مهره های بیشتر از سنگ لاجورد ،فیروزه و عقیق ساخته شده اند یکی از نکات بسیار مهم قابل اشاره آن است که در گورستان شهر سوخته و در گورهای صنعتگران ،جز مهره های مورد بحث ابزار کار این صنعتگران نیز حفظ شده است در تدفین شماره 2701 گروه سازمان میراث فرهنگی کشور در سال 1377 حفاری کرده اند تعداد قابل توجهی نوک مته ،اره، تراشه و قطعات نیمه تمام مهره ها و ابزارهای مورد لزوم سنگ تراش دیده شده است.
در کارگاه های شهر سوخته که گاهی داخل خانه های مسکونی قرار داشته اند شکسته ها و خرده ریزه و تراشه های سنگ ها با تیغه های فلینت و نوک مته ها و نیز مهره های شکسته و ناقص و یا ناتمام در بخش های حفاری شده دیده می شوند . اما با گسترش شهر سوخته و تبدیل آن از یک شهر کوچک به پایتخت تمدنی رودخانه هیرمند نحو سازماندهی کار نیز به صورت رادیکالی تغیییر کرد آثار این تغییر و تبدیل از حدود سالهای 2700 به بعد دیده می شود که بقایا و اثر کار در مهره ها به شکل های مختلف در حیاط خانه ها ،فضای سرباز و اتاق ها کمتر و کمتر دیده می شود اما در کنار شهر و بخش غربی آن در همین تاریخ شاهد گسترش و پیدایی قسمت های کوچکی همانند راسته های بازارها هستیم که محل کار و داد و ستد صنعتگران بوده است در همین جاهاست که کارگاه های سنگ تراشی،سفالگری ،فلز کاری و مهره ی سازی ایجاد شده و نیز طی همین دوره است که در شهر خانه های حصار دار و بناهای بسیار بزرگی ساخته می شود این نکته که لایه های بالایی شهر ، به ویژه پس از متروک شده کامل آن حتی در زیر کف اتاق ها در اثر فرسایش باد از بین رفته اند کار تشخیص علت این خرابی و متروک شدن آن را مشکل می کند واز سوی دیگر آگاه نیستیم که بر سر طبقه صنعتگر و کارگر این شهر چه آمده است اما متون میانرودانی اواخر هزاره سوم و اوائل هزاره دوم بدون کمترین اشاره به این حوادث ، در آن زمان می نویسند که سنگ لاجورد و عقیق و سایرمحصولات ملوخا که بنا به تصورات برخی از باستان شناسنان در بخش های جنوب غربی تمدن هندی واقع شده بود از حاصلخیز تر و پر رونق تر باشد تا در این سرزمین های جدید تر بتوانند به کارهای سنتی خود ادامه دهند در حال حاضر و حتی با توجه به پژوهش های باستان شناسان درباره محل ملوخا که جانشین ارت شده و برخی آن را با سواحل عمان و برخی دیگر آن را با سواحل جنوبی هندوستان برابر می دانند سخن نمی گوییم اما برخی از شواهد باستان شناختی ، که بتوانیم محل شهر ملوخارا که جانشین ارت شده است جستجو کنیم.
روش کار و تراش سنگ های نیمه بهادار :
روشن است که برای پاسخ به درخواست و تقاضای جوامع شهری برای داشتن اشیاء تجملی ، همچون جنبه های دیگر زندگی اجتماعی ، طبقه کارگر متخصص در در جامعه به وجود آمد از اواخر دوران پارینه سنگی به بعد سنگ تراشان پاره وقت آغاز به تراش سنگ ها و تبدیل آنها به اسلحه و ابزار شکار کردند و بعد ها با تحولات صورت گرفته از دوران نوسنگی به بعد و به خصوص از دوران آغاز شهر نشینی ، گروهای کارگران متخصصی در جوامع ظاهر شدند و سنگ تراشان از صورت پاره وقت بیرون آمده و به صنعتگران تمام وقت تبدیل شده بودند به شکل ابزار کارهای شکسته و سالم ، اره ، پیکان ، نوک پیکان و قطعات خرده سنگ های گوناگون در میا ن بقایای لایه های مختلف تپه های باستانی دیده می شود . جز از آن چنانکه پیشتر دیدیم در میان گورهای این جوامع نیز کم و بیش آثار کارهای این کارگران تمام وقت ، چه به شکل کامل و تمام شده و چه به شکل کارهای نیمه تمام و ناقص و چه به صورت ابزار کارهای گوناگون پیدا می شوند این گروه از مواد و آثار باقی مانده برای شناسایی ابزاهای کار ، نوع سنگ ها و مواد گوناگون و همچنین روش های کار در دینای باستان مفید هستند.
روش کار در روی سنگ لاجورد :
کار در روی سنگ لاجورد در چند مرحله جداگانه انجام می گرفته است قطعات سنگ پس از استخراج ابتدا به قطعات کوچکتری که به آسانی قابل حمل و نقل بوده اند تقسیم می شده و در همان مرحله تا حدودی سایش داده می شده اند و سطح سنگ از لایه های آهکی و کریستالی که روی آن را می پوشانیده پاک می شده است در مرحله بعدی متناسب با شکل شی ءی دلخواه که بیشتر اوقات مهره بوده ، سنگ آماده تراش و کار می شده و با یک اره از جنس فلینت ، شیاری اولیه با عمقی کمی بیشتر از یک میلی متر برای برش در سطح آن ایجاد می شده و سپس آن را به قطعات کوچکتری تقسیم می کرده اند تیغه های مورد استفاده برای ایجاد این شیارها معمولا 3تا4سانتیمتر طول داشته اند این قطعات سپس با سایش و اره کردن به قطعات کوچکتری تقسیم می شده اند تا اندازه دلخواه برای ساختن مهره مورد نظر به دست آمده است پس از تهیه هسته اصلی مهره ، ابتدا گوشه های بلوک کوچکی سنگی را با همان روش بریده و زاویه های به وجود آمده را می ساییدند تا اینکه سطح خارجی بلوک کوچک سنگی را به شکل دلخواه نزدیک می شده است در این مرحله و پیش ازصیقل نهایی، کار سوراخ کردن که ظریف ترین و سخت ترین قسمت کار بوده ،آغاز می شده است مرحله ایجاد سوراخ و حفره حساس ترین مرحله کار مهره سازی بوده و در بسیاری از مواقع صنعتگر به دلائل گوناگون موفق به انجام این کار نمی شده و کار را به صورت نیمه تمام رها می کرده و یا مهره شکسته و ناقص را دور می انداخته است و همین قطعات به ظاهر بی مصرف و از بین رفته امروزبه باستان شناسان کمک می کنند تا به دقایق و ظرایف این کار در جوامع باستانی پی ببرنند آثار این گونه کارهای نیمه تمام و یا شکسته و از بین رفته درشهر سوخته بسیار دیده شده است کار سوراخ کردن مهره ها به مته های چرخان با نوک مته های بسیار ظریف ازهر دو سوی مهره انجام می گرفته است طول نک مته ها به طور متوسط 11 میلی متر بوده و با دقت فراوان از آنها استفاده می شده است صنعتگران برای کم کردن ریسک شکستن و ناقص شدن مهره ، کار سوراخ کردن مهره ها را در دومرحله جداگانه انجام می داده اند کار سوراخ کردن یک بار از یک سو و دیگر بار از سوی دیگر به تناوب آغاز می شده تا اینکه دو سوراخ در یک نقطه به هم متصل می شده اند تنها پس از اینکه سوراخ کردن با موفقیت به سرانجام می رسیده است ظریف کاری و تمیز کردن نهایی آغاز می شده و مهره ابتدا با دقت تمام صیقل داده می شده و سپس به به احتمال زیاد سطح خارجی آن با قطعات چرم چربی کاملا براق و شفاف می شده است این روش کار مراحل مختلف آن جز از مرحلهنهایی یعنی برق اندازی و شفاف کردن سطح خارجی مهره، در شهر سوخته دیده شده است در تپه حصار نیز با ظرافت کمتری رایج بوده است در حقیقت روش مهره سازی در همه جا یکسان بوده اما به نظر می آید که نوع ابزار کار در هر جایی بسته به سنتهایمحلی ، با جای دیگر تفاوت داشته است نمونه هایی از تفاوت های جزیی روش سبک کار در کارگاه های شهر سوخته و تپه حصار دیده شده است.
در شهر سوخته بیش از 200نوک مته در زمینی به مساحت 100 متر مربع از اتاق های دوره دوم استقرار جمع آوری شده و هزاران تراشه و خرده سنگ لاجور و عقیق ،چه به صورت مهره های شکسته و چه به صورت خرده ریزه ،دیده شده است علاوه بر آن تعداد 71 قطعه فیروزه ،که حدود 20% فیروزه های پیدا شده شهر سوخته را تشکیل می دهد نیز از همین قسمت جمع آوری شده است با انجام آزمایش های مختلف و بررسی بسیار دقیق در روی نوک مته های جمع آوری شده در این بخش روشن شده که از آنها برای تراش سنگ لاجورد و عقیق استفاده می شده است در روی 60عدد از نوک مته هاآثار گرد سنگ لاجورد ودر روی تنها یکی از آنها اثر گرده عقیق وجود داشته است همین گونه گرده ها در روی نوک مته های پیدا شده از تپه حصار نیز دیده می شود.
بررسی و بازدید دقیق میکروسکپی در روی سوراخ های مهره هانشان داده که چرخ مته ها ، که به دو صورت و شکل مختلف وجود داشته اند و شکل آنها در تصاویر به جای مانده از قبر های مصری متعلق به همین ادوار ، باقی مانده به صورت متداوم و یکنواخت بوده است صنعتگر مهره مورد نظر که در روی یک قطعه چوب ثابت قرار می داده است نوک مته سنگی ظریفی بوده که روی یک دسته چوبی کار می گذاشته اند و کمان به چرخش در می آمده و مهره را سوراخ می کرده است.
در یکی از گورهای سقارا در مصر ، صنعتنگر از سه سنگ تقریبا بیضی شکل به عنوان وزنه استفاده کرده که طناب یا تسمه ای دور آن پیچانده شده بودو هر سه سنگ به بدنه مته اصلی متصل بودند و با چرخش سریع این وزنه های سنگین ،مته و نوک آن را به چرخش در آمده و سوراخ مورد نظر را ایجاد می کرده است نمونه های این وزنه ها در سطح شهر سوخته نیز بدست امده است و در کاوش های سال 1378 نیز یکی از این وزنه ها همراه با سایر ابزار سنگ تراشی در مربع IUA گورستان شهر پیدا شده است.
روش کار در روی سنگ فیروزه :
روش کار در روی سنگ فیروزه و سنگ لاجورد تقریبا یکسان بوده و احتمالا در کارگاه های مشترکی انجام می گرفته ، اما چنان که بیشتر نیز گفته شد مقدار فیروزه در شهر سوخته از سنگ لاجورد بسیار کمتر بوده است . یکی از تفاوت های اساسی فیروزه با سنگ لاجورد آن است که اگر فیروزه مدت زمان بسیار طولانی در معرض اکسیژن و هوا قرار گیرد به تدریج رنگ خود را از دست داده و پودر می شود تفاوت دیگر در اندازه های این سنگ ها درزمان استخراج آنهاست و چون سنگ فیروزه در زمان استخراج به اندازه های کوچک و حداکثر به بزرگ تخم پرندگان به دست می آمده و یا حداقل قطعات پیدا شده در کاوش ها از این اندازه بزرگتر نبوده اند نیازی به برش اولیه و قطعه قطعه شدن نداشته است.
همانند تپه حصار ، در شهر سوخته نیز، کار سوراخ کردن مهره های فیروزه با همان روش و همان نوک مته های مورد استفاده برای کار در روی سنگ لاجورد ، انجام می گرفته است در روی هیچ یک از نوک مته های پیدا شده در شهر سوخته اثر پودر فیروزه دال بر استفاده از این مته ها برای سوراخ کردن مهره های فیروزه ای دیده نشده اما از آنجا که در روستاهای آسیای مرکزی نزیدک به معادن فیروزه قزل قوم ازبکستان و در تمدن کلته مینار همزان با شهر سوخته از همان ابزار و همان روش برای سوراخ کردن فیروزه استفاده می شده می توانیم این روش کار را در مورد شهر سوخته نیز صادق بدانیم.
روش کار در روی عقیق
برای کار در روی سنگ های عقیق ،مراحل دیگر و ابزاری کاملا متفاوت با کار برروی سنگ لاجورد و فیروزه و لازم بوده است علی رغم مصرف بسیار بالای عقیق در جوامع باستانی ، به دلیل وجود معادن نسبتا زیاد این سنگ ، روش کار و تکنیک ساخت اشیاء عقیقی از دشت های سند تا میانرودان و طبعا شهر سوخته یکسان بوده است . کارگاه ها و گورهای صنعتگران عقیق در اور و اوروک و کیش و شهداد و شوش و شهر سوخته و چانهودارو و لوتا همگی نشان از وجود این کارگاه ها و این صنعتگران می دهند.
برای ساخت مهره های عقیق ، ابتدا قطعات قلو سنگ های پیدا شده در بستر رودخانه ها و بلوک های رگه دار را جمع آوری می کردندو سپس همانند هسته های اولیه و اصلی سنگ چخماق و بر مبنای بزرگی و کوچکی آنها را می آورده اند این مهره ها سپس ساییده شده و به شکل استوانه ای یا کروی و گاهی به شکل دیسک درمی آمده اند.
سایش این سنگ با ساییدن آن در روی سنگ های سخت متامورفیک صخره ای انجام می گرفته که اثر خراش آنها در صورت عدم سایش و صیق دادن در مرحله بعدی برروی مهره های عقیق نیمه تمام و یا شکسته دیده می شوند کار سوراخ کردن مهره عقیق نیز مانند مهره های لاجور وفیروزه پس از انجام صیقل نهایی آن آغاز می شده .و برای این کار از نوک مته هایی به طول 2 تا 4 سانتی متر به قطر 2 تا 4 میلی نتر استفاده می شده است این نوک مته ها بسیار مقاوم ت از نوک مته های استفاده شده برای لاجورد و فیروزه بوده اند با گذشت زمان و استفاده زیاد از نوک مته ها برای سوراخ کردن عقیق ها کیفیت آنها مرغوب تر و قابلیت کاربردی آنها بهتر می شده است زیرا به شکل استوانه ای کاملا صاف و لوله ای در می آمده و طول آنها نیززیادتر می شده است روش سوراخ کردن مهره های عقیق همان روش ایجاد دو سوراخ از دو سوی مهره بوده که اجازه می داده سوراخ های حتی به عمق حدود 10سانتی متر در روی مهره های عقیق ایجاد شود در موقع سوراخ کردن ، به تناوب ابتدا دی ریک سو و بعد در سوی دیگر مهره، سوراخ های اولیه ای به عمق یک سانتی متر حفر می شده و سپس مرتب محل نوک مته از یک سو به سوی دیگر جابه جا می شده تا هر دو سوراخ به هم راه پیدا کنند عمل سوراخ کردن به این دلیل از یک سو انجام نمی گرفته که از فشار زیاد بر یک سوی مهره کاسته شودبه این ترتیب خطر شکستن آن کمتر شود.
گورهای مختلفی متعلق به سنگ تراشان شهر سوخته پیدا شده است گور شماره 12 مربوط به سال های2500-2400سال پیش از میلاد مربوط به یک سنگ تراش بوده است گور شماره 77(2400تا2300پیش از میلاد) مربوط به یک عقیق تراش و مهره ساز کلرایت و گورشماره 2701 مربوط به مهره ساز دیگری بوده که وسایل و ابزار کار و مواد اولیه کار وی همگی در انبانی احتمالا چرمی ، که پوسیده و از بین رفته است در زیر پای وی دفن شده بوده است.
با بررسی آثار باقی مانده سنگی می توان به نتایج گوناگونی رسید که حاصل نظم و نظام نوین اجتماعی (شهرنشینی) بوده که عبارتند از تجارت و مبادله کالا با سرزمین هایی در فاصله های مختلف ، ایجاد تخصص و کار تمام وقت صنعتگران در شهر ها که با جداسازی کارگاه های صنعتی از محله های دیگر شهر صورت می گرفته و بالا خره تقسیم بندی طبقاتی اجتماعی و افراد صنعتگر بر اساس نوع کاری که انجام می داده اند.
مراحل ساخت
مرمر شهر سوخته

مرمر شهر سوخته
پس از سفال مرمر رايجترين ماده اي است كه در شهر سوخته براي توليد ظرفهاي مختلف و اشيائي مانند مهر، تعويذ، مدال، مهره هاي سنگي، دوك نخريسي، وزنه هايبافندگي وپيكرك ها استفاده شده است. گواه اين مطلب نمونه هاي فراوان اشياء مرمري است كه در كاوش هاي دور هاي نخست ودوم شهرسوخته بدست آمده است .
با توجه به مطالعات انجام شده، بقاياي مادي و فرهنگي دو محوطه مهم حوزه تمدن هيرمند يعني شهرسوخته و مونديگك به دلايل متعدد از جمله شرايط محيطي همگون داراي شباهت و همساني بسيار زيادي مي باشند. اشياء وظروف مرمري بدست آمده از هر دو محوطه مورد گفتگو نيز نشانگر چنين مشابهت و همگرايي مي باشد.
مرمر كاملا خالص داراي رنگ سفيد و درخشان مي باشد. مرمرهائي بهرنگ هاي تيره، از خاكستري روشن تا سياه وجود دارد. مواد كربن دار پراكنده در مرمر باعث سياه شدن رنگ مرمر مي شود. در حالي كه اثر رنگ سبز روشن در مرمر معمولا با حضور كلرايت يا ديگر سيليكات ها ايجاد مي شود، رنگ صورتي و قرمز معمولا در نتيجه وجود ذرات بسيار ريز پراكنده هماتيت و يا كربنات منگنز و رنگ زرد در نتيجه حضور ليمونيت است. رنگ ممكن است در تمام قسمت ها بطور يكنواخت پخش شود اما در بسياري از مرمر ها رنگ بصورت خال ها و خطوط منظم لكه مانند و يا رگه در مي آيد. مرمرهاي رگه دار را معمولا در برش به صورت دو ورقه در مي آورند كه رگه ها بطور قرينه بريده شده و بعد از گذاشتن دو قسمت بريده شده در كنار هم هر كدام قرينه ديگري را نشان مي دهد. چنين ورقه هايي پس از پرداخت كامل زيبايي خاصي را با انعكاس نور از خود نشان مي دهند.
براي درك اين حقيقت كه توليد ظروف مرمري چه سهمي در حيات اقتصادي جامعه شهرسوخته در آن زمان داشته يا اينكه تا ثير آن در شكل گيري الگو هاي تجارت با مناطق دور دست چه بوده، بايد به چگونگي انجام فعاليت هاي صنعتي در اين باره نمود. بر اساس شواهد موجود به نظر مي رسد كه توليد ظروف سنگي در شهرسوخته فعاليتي تخصصي بوده است. تا كنون مجموعه كامل ابزار هايي كه در فرآيند توليد ظروف از آنها استفاده مي شده در كاوش هاي منطقه مسكوني يا گورستان شهر بدست نيامده است. بر مبناي اطلاعاتي كه از گورستان در دست است، مي دانيم كه بسياري از مشاغل و پيشه ها تخصصي بوده است. در قبور پيشه وران ومتخصصين مجموعه ابزار كار آنان نيز به چشم مي خورد ،اما تا كنون گوري كه داراي ابزار كار يك صنعتگر مرمركار باشد شناسايي نشده است.
ماده اوليه به كار رفته در توليد ظروف سنگي در شهرسوخته با توجه به آناليز هاي آزمايشگاهي انجام شده عمدتا از نوع سنگ هاي آهكي (Calsite) مي باشد. معادن كالسيتدر بخش هاي جنوبي حوزه هيرمند وجود دارد. اين معادن اغلب در افغانستان در منطقه كوه خان نشين حدود 130 كيلومتري جنوب قلعه بست و حدود 250 كيلومتري شرق شهرسوخته قرار دارد. در منطقه نوك كندي پاكستان معادن كالسيت و آراگونيت وجود دارد. معادن ثبت شده زيادي از اين سنگ نيز در جانب شرقي كوه هاي بيرجند در غرب دلتاي سيستان يافت مي شود. چند معدن پراكنده مرمر در بخش هاي شمالي و مركزي بلوچستان ايران در نواحي خاش، ميرجاوه و ايرانشهر قرار دارد. در كوه هاي اطراف زاهدان بويژه كوه ملك سياه نيز مجموعه هاي كالسيتي يافت ميشود. با توجه به مطالعات انجام شده به نظر مي رسد عمده سنگ هاي به كار رفته در توليد اشياي مرمري شهرسوخته از افغانستان به اين منطقه آورده مي شده است. كالسيت هاي موجود در افغانستان هم به صورت رگه و هم دپوزيت مي باشد. ضخامت رگه هاي كالسيت اين منطقه حدود 20-40 سانتيمتر و دپوزيت ها 15-25 سانتيمتر مي باشد كه در برخي موارد تا 50 سانتيمتر هم افزايش مي يابد.
اشیاء چوبی شهر سوخته

اشیاء چوبی شهر سوخته
اشياء چوبي به اشكال مختلف در شهر سوخته ديده شده اند. اشياء تزئيني، قالب كفش، جعبه ها، اشياء و ابزار كار و اشياء و نيز ابزار
شخصي. يكي از شاخص ترين گروه اشياء چوبي شهر سوخته شانه ها هستند در كاوش هاي سال 1379 دو عدد شانه شكسته و ناقص در محل بناهاي يادماني پيدا شد كه هر دو در تغيير نظر آنچه كه پيشتر در مورد هنر معرق در روي چوب كه ظاهرا ريشه هاي چيني داشته و باز ظاهرا تاريخ قديمي ترين نمونه هاي آنها به دوره قاجار و يكي دو نمونه به دوران صفويه يعني حدود 300 يا 400 سال پيش ميرسيده،‌تغييراتي داده است. شانه هاي مورد بحث، شانه هاي چوبي بسيار ظريف با دسته هلالي هستند. دو نمونه فوق قديميترين اثر معرق كاري شناخته شده در ايران ، و شايد در جهان باشند. در روي دسته اين شانه ها، هنرمند ابتدا با خراطي فضائي بوجود آورده و سپس فضاي مورد بحث را با اشكال هندسي و چوب متفاوت و در نتيجه رنگ متفاوتي پر كرده است و به اين ترتيب تزئينات قابل توجهي را در روي شانه هاي مزبور بوجود آورده است. نكته بسيار جالب در اين ميان، نقوش خراطي شده و چسبانده شده در روي فضاهاي خالي دسته شانه ها ميباشد. نقشهاي مزبور دقيقا نقوش هندسي و پلكاني موجود در روي سفالهاي دوره اول شهر سوخته همزمان با دوره سوم نمازگاه در تركمنستان را به ياد مي آورند كه در روي سفالهاي شهر سوخته، دوره هاي مختلف نمازگاه در آسياي مركزي و سفالهاي موسوم به سفال كويته در پاكستان به وفور ديده شده و مربوط به سالهاي حدود 3000 پيش از ميلاد مي باشد
آثار بدست آمده از شهر سوخته نشان داده كه اين شهر مهمترين مركز استقرار و در حقيقت مركز اجتماعي/ سياسي/ اقتصادي و فر هنگي تمام منطقه طي هزاره سوم پيش از ميلاد بوده است. موقعيت خاص طبيعي شهر سوخته و وجود لايه هاي شوره و نمك در سطح شهر به حفاظت نمونه هاي باستاني و اشياء آن كمك فراوان نموده و نمونه هاي مواد آلي كه معمولا در كاوشهاي باستاني كمتر بدست مي آيند، در آن جا بخوبي باقي مانده اند. در ميان اين نمونه ها مي توان به آثار طناب، سبد و فرش هاي حصيري، وسائل چوبي ، رنگ ، پارچه ، مو و در كنار آنها اشياء سفالي، سنگي و فلزي اشاره كرد كه مجموعه نسبتا كاملي از مواد و اشياء باستاني به شمار مي رود كه در اختيار دانشمندان قرار گرفته است. محاسبات انجام شده بر اساس تراكم مواد باستاني در يك متر مكعب خاك شهر سوخته نشان داده بيش از چهار ميليارد ماده فرهنگي و باستاني از لارو حشرات و دانه هاي گياهي تا مهره هاي سنگي و اشياء سفالي و چوبي تا بقاياي انساني در ميان خاكهاي اين شهر موجود است. اين آثار و بقايا همگي نشان دهنده اين واقعيت هستند كه اين نقطه محلي براي تهيه و توزيع مواد اوليه و اشياء ساخته شده براي مصارف داخلي و نيز صادرات خارجي بوده است. اين نكته هم درباره مواد وارداتي چون سنگ لاجورد و فيروزه و صدف و هم در مورد معادن محلي چون مس ، ديوريت و سنگ مر مر صدق مي كرده است.



پارچه و حصیر درشهر سوخته
حجم قابل توجهي از پارچه، حصير و طناب در كاوشها پيدا شده است. آثار پارچه پيشتر نيز در شهر سوخته ديده شده بود اما نه تنوع آنها از نظر بافت و نه مقدار آن به اين زيادي بوده است. پارچه هاي بدست آمده جدا از قطعات پودر شده و از بين رفته، نرم و تازه بنظر مي رسند و برخي از نمونه ها را مي توان به مانند دستمالي پيچيد و باز كرد بدون آنكه به شكل آنها خللي وارد شود. پارچه هاي پيدا شده اغلب به رنگ قهوه اي سوخته و گاهي كرم رنگ هستند اما بيش از چند مورد نيز با پارچه هاي دو رنگ برخورد شده است. همين نكته در باره طناب ها نيز صادق است. منشاء و ريشه بيشتر طنابها گياهي است در حاليكه پارچه ها هم
داراي منشاءگياهي و هم داراي منشاء جانوري هستند . پيدا شدن تعداد قابل توجهي ابزار گوناگون بافندگي و ريسندگي چوبي، گلي و سفالي و فلزي نشان دهنده توليد پارچه ها در شهر سوخته بوده است