كاشمر
کاشمـَر یا ترشیز از شهرهای جنوب غربی استان خراسان رضوی ایران است. این شهر در حدود ۲۰۰ کیلومتری مشهد قرار دارد.
کاشمر یکی از شهرستانهای استان خراسان رضوی ایران است. مرکز این شهرستان، شهر کاشمر است.
در سال ۱۳۸۵، این شهرستان تعداد ۱۴۹٬۳۵۸ نفر جمعیت داشتهاست.[۱]
از محصولات مهم این شهر میتوان به زعفران انگور(انواع مختلف) کشمش و فرش دستباف اشاره کرد.
فهرست مندرجات
تقسيمات كشوري1
کاشمـَر یا ترشیز از شهرهای جنوب غربی استان خراسان رضوی ایران است. این شهر در حدود ۲۰۰ کیلومتری مشهد قرار دارد.
کاشمر یکی از شهرستانهای استان خراسان رضوی ایران است. مرکز این شهرستان، شهر کاشمر است.
در سال ۱۳۸۵، این شهرستان تعداد ۱۴۹٬۳۵۸ نفر جمعیت داشتهاست.[۱]
از محصولات مهم این شهر میتوان به زعفران انگور(انواع مختلف) کشمش و فرش دستباف اشاره کرد.
فهرست مندرجات
تقسيمات كشوري1
گردشگري2
كاشمر3
تاريخچه كاشمر1.3
آثار باستاني 2.3
4 رسوم سنتي
5 سوغات شهرستان
6 صنايع دستي
7 منابع
تقسیمات کشوری
شهرستان کاشمر شامل ۲ بخش و پنج دهستان و به نامهای زیر است:
بخش مرکزی شهرستان کاشمر
دهستان بالا ولایت (کاشمر)
دهستان پائین ولایت
شهر کاشمر
بخش کوهسرخ
دهستان بررود
دهستان برکوه
دهستان تکاب (کاشمر)
شهر ریوش
در سال ۱۳۷۴ ه.ش بخشی از آن تحت عنوان شهرستان بردسکن جدا و در سال ۱۳۸۲ بخش دیگری با نام شهرستان خلیلآباد از آن جدا شد.[نیازمند منبع]
گردشگری
از جله نقاط مهم و دیدنی این شهر آرامگاه دو امام زاده یکی در مرکز شهر به نام سید حمزه معروف به باغ مزار که در میان باغی احاطه شده و دیگری سیدمرتضی در دامنه کوه میباشد که بسیار دیدنی و خوش آب و هوا میباشد. مرحوم مدرس پس از تبعید در این شهر به شهادت رسیده و دفن گردیده که شهید مدرس وی پس از انقلاب سال ۵۷ ترمیم و بازسازی گردیدهاست. از مهمترین صادرات آن فرش و محصول کشاورزی عمده آن انگور و کشمش مرغوب و در این سالها زعفران نیز میباشد.
کاشمر
کاشمر که یکی ازشهرستانهای خراسان رضوی است، از شمال به نیشابور و سبزوار، از مشرق به تربت حیدریه، از جنوب به گناباد و از مغرب به شاهرود متصل میشود. ارتفاع آن از سطح دریا ۱۲۱۵ متر است. این شهرستان در ۳۵ درجه و ۱۱ دقیقه عرض شمالی و ۵۸ درجه و ۷۲ دقیقه طول شرقی قرار گرفته و آب و هوای آن به علت پستی و بلندی زمین و عوامل دیگر متنوع است. در شمال شرقی این شهرستان هوا سرد و مرطوب و زمستانهای آن طولانی است. شمال این منطقه دارای آب و هوای معتدل و قسمتهای جنوبی به علت مجاورت با کویر دارای اب و هوای بسیار گرم و آبی شور میباشد. ارتفاعات شمالی این شهرستان از خواف شروع شده و از شمال تربت حیدریه میگذرد و دارای کوههای مربوط به دوران چهارم زمین شناسی و دارای قله مخروطی آتشفشانی در شمال قریه ریوش است. کوههای این منطقه پوشیده از درخت بادام میباشند و در دامنهها دارای چشمههای آب گرم معدنی هستند. رشته کوههای جنوبی این منطقه بسیار کم آب و دارای تپههای گچی اند. در قسمت جنوبی این شهرستان کویر نمک قرار دارد که در زمستان و در هنگام بارندگی عبور از آن دشوار است. رودهای این شهرستان فصلی اند و بیشتر در بهار از درههای کوهستانی شمال جاری میشوند. کاشمر منطقهای کشاورزی است و دارای محصولاتی چون غلات، حبوبات، پنبه، زیره و تنباکو است. در کوهستانهای این منطقه محصولات دامی مانند پشم و پوست و لبنیات تولید میشود. صنایع دستی محلی کاشمر قالی، قالیچه، زیلو، گیوه و چادرشب ابریشمی است. انگور و کشمش کاشمر دارای ارزش صادراتی است.
شهرستان کاشمر از چهار بخش به ذنامهای حومه، ریوش، خلیل آباد و بردسکن تشکیل میشود و دارای ۱۵۲ پارچه آبادی است. طوایفی مانند طایفه طاهری، طوایف بلوچ خان زائی، گرگ زائی و اسماعیل زائی، طایفه بهمدی و میش مست در اطراف این شهرستان زندگی میکنند.
تاریخچه کاشمر
کاشمر طی چند هزار سال قدمت به نامهای متفاوتی خوانده شدهاست. بنای آنرا به بهمن پسر اسفندیار و نوه گشتاسب نسبت دادهاند. نام اصلی آن ترشیز است و جغرافی نویسان اسلامی به صورت طرثیث و ترشیش و.. آنرا ثبت کردهاند. همچنین نامهای سابق این شهر بوشت و بست بودهاست. پس از تصرف خراسان بدست اعراب و تا زمانیکه سلسلههای ایرانی در خراسان علیه خلفای اموی قیام کردند ترشیز در طی دو سه قرن اولیه اسلامی بین امرای طاهری و صفاری دست به دست میگشته و در نیمه اول قرن چهارم از شهرهای تابعه نیشابور محسوب میشدهاست. در سال ۴۸۳ هنگامیکه حسن صباح پیشوای نزاریان ایرانی در الموت استقرار یافت دستیار خود حسین قاینی را که از پیش حکومت قهستان و ترشیز را داشت به عنوان داعی به ترشیز اعزام کرد و وی در دعوت مردم به نهضت نزاری حسن صباح توفیق زیادی بدست آورد. تعداد زیاد قلعههای جنگی در سراسر قهستان که در نامهای محلی به نامهای قلعه دختر و قلعه ملاحده موسومند حکایت از این امر دارد. پیش از سلطه مغول ترشیز بدست وزیر سلطان سنجر سلجوقی غارت و پس از آن در سال ۴-۶۵۳توسط جلوداران سپاه هلاکوخان مغول ویران شد. بعد از قلع و قمع اسماعیلیه توسط هلاکو خان مغول بار دیگر ترشیز رو به آبادانی گذاشت و در قرن هفتم یکی از شهرهای مهم قهستان به شمار میآمد اما در پایان همین قرن توسط امیر تیمور گورکانی تصرف شده و ویران گردید.
آثار باستانی
کاشمر دارای آثار تاریخی فراوانی است که مهمترین آنها عبارتاند از: بقایای تپه باستانی کندر، سد قدیمی منتسب به عضد الدوله در شمال روستای کشمر، آثار باقی مانده سد شاهی، قلعه دختر و پسر در ریوش و کوهسرخ، آسیابها و آثار موجود در دامنه کمر باغدشت و گورستان گبرها در قراچه کوهسرخ
رسوم سنتی و باورها1- جشن خرمن »» از زمان قديم، هر ساله وقتي خرمنها جمع شد جشن خرمن در روستاهاي اين خطه برگزار ميشود. اين آيين هنوز هم در بعضي از روستاها وجود دارد. اول سرنا و دهل در ميدان روستا شروع به نواخته ميشد. زماني كه اهالي و بخصوص جوانان و نوجوانان جمع شدند، گروه نمايشي وارد شده و دايرهاي تشكيل ميدهد. سپس با حركات دست و پا، بيل زدنبذر پاشيدن، چهار شاخ زدن و در كيسه كردن گندم را به نمايش ميگذارند.
2- مراسم آييني چند نفـره »» شهراين مراسم محلي، در ازدواجها و ختنهسوران برگزار ميشود. در اين مراسم ابتدا سرنا و دهل شروع به نواخته ميشود و آنگاه گروه نمايشي وارد ميدان شده و دايرهاي تشكيل ميدهند. ابتدا رقصهايي انجام ميدهند كه شبيه حمله و دفاع است و بعد با چوبهايي كه در دست دارند با چرخشهاي خاص عدهاي چوبها را به سمت عدة ديگر به صورت حمله جلو ميبرند و آنها به دفاع از خود چوبهاي آنها را پس ميزنند. و به اين ترتيب رقص را ادامه ميدهند. مراسم نمايشي دو نفره در اين مراسم نيز ابتداء دو نفر با دو چوب در دست وارد صحنه مي شوند. همراه با صداي سرنا و دهل به نمايش مي پردازند . اين نمايش را با حركات آكروبات ،سرپا ،درازكش ونشسته ايفاي نقش مي كنند. دراين نمايش چوبها مي توانند حكم دو شمشير راداشته باشند.3- نمايش دوره »» اين نمايش رزمي بوده وبا حضور شش الي بيست نفر ميشود . نما يش ازقديم الا يام بوده ونشان مي دهد مردان چگونه در وضعيت نشسته با تير و كمان دفاع ميكنند و يا چگونه به هنگام حركت كلاغ پر ميكنند و يا به هنگام درازكش چگونه سينه خيز ميروند. در اين نمايش نيز سرنا و دهل نقش مهمي ايفاء ميكنند.4- شوخني (مناجات) »» در گذشته مردم درماه مبارك رمضان يكديگر را جهت خوردن سحري بيدار ميكردند براي اين كار بر پشت بامها ميرفتند و با كوبيدن چوبي به پيتهاي حلبي ديگران را از رسيدن سحرگاه آگاه ميساختند. كساني كه از صداي خوشي بهرهمند بودند، بالاي بام ميرفتند و اشعاري را بلند،بلند ميخواندند. اكنون اين اشعار توسط بلندگو مساجد به گوش مردم ميرسد.5-باران خواهـي »» در گذشته در بعضي از روستاها وقتي باران نميباريد، بچهها جمع ميشدند و كله الاغي را به سرچوبي بسته و در كوچهها براه ميافتادند وشادي كنان به در خانهها ميرفتند و دستزنان ميخواندن : «كله خر، هيزم بخر.»صاحب خانه بيرون ميآمد و به بچهها يك دسته هيزم ميداد بچهها بدين طريق مقدار زيادي هيزم جمع ميكردند. كله الاغ را در بالاي تپهاي آتش ميزدند و خاكستر آن را در چاه آب كه خشكيده بود ميريختند تا باران بيايد و قناتها پر آب شوند.در بعضي ديگر از روستاها بجاي هيزم، آرد جمع ميكردند و به يكياز زنهاي روستا ميدادند، او با آن ناني گرد به نام « فطير» ميپخت بچهها نانها را بالاي تپهاي رها ميكردند.نانها به سمت پائين تپه ميغلطيدند و بچهها دوان دوان و با شور و شوقي خاص به طرف آنها يورش ميبردند تا نان بيشتري نصيبشان شود. قابل ذكر است به هنگام جمع كردن آرد، دست زنان ميخواندند:« بارونكو، بارون كو، ورچوچوپوناكو، ورشاخ حيوونا كو، وربيل دهقووناكو صدمن گندم بزير خاكه، ازتشنيا هلاكه، گلهاي سرخ لاله، از تشنيا مناله»6 ـ چوله قزك»» به هنگام خشكسالي در بسياري از روستاهاي منطقه، عروسكي بنام چوله قزك ميساختند. بچهها در كوچهها جمع ميشدند و در خانههاي مختلف را ميزدند و در حالي كه سنگهايي در دست گرفته و به هم ميكوبيدند، ميخواندند:« چوله قزك بارون كو، بارون بيپايون كو» گندما بزير خاكه، از تشنگي هلاكهگلهاي سرخ لاله، از تشنگي مناله» در هر خانهاي را كه ميزدند صاحبخانه بيرون آمده و به آنها خوراكي( نخود، كشمش، تخمه، شكلات، نقل،آبنبات ترش ، …) ميدهد. بچهها خوراكيها را در كيسهاي ريخته و بعد از اتمام مراسم، بين خودشان تقسيم ميكنند. در گذشته در بعضي از روستاها نظير روستاي فدافن ، براي اينكه باران بند بيايد، كله خري را در سيني گذاشته و روپوشي قرمز روي آن ميانداختند، آنگاه به سر چاه آبي در بيابان ميبردند. شخصي كه مورد قبول مردم بود، دعايي را در دهان همان كلة خر ميگذاشت و به تنهايي و دور از چشم ديگران آن را از چاه آويزان ميكرد. مردم معتقد بودندوقتي كه باران بيايد كله خر شروع به عرعر ميكند و خدا قهرش ميآيد. پس باران بند ميآيد. براي باطل كردن آن نيز، كله خر ديگري را ميسوزاندند و خاكسترِش را در چاه ميريختند.7- رفع چشم زخم »» در گذشته و حتي اكنون در بعضي از روستاها، اگر كسي چشم بشود، ضمه زاج سفيد را دور سرش ميگردانند و وردي ميخوانند. آن وقت آن را روي آتش مياندازند، اگر به شكل چشم شود او را چشم كردهاند و خوب ميشود و اگر به شكل نامنظمي باشد جنزده شده و اگر به شكل چار پايهاي شود، ميگويند ميميرد و اين تابوت او است. بعد ضمه را آب ميكنند و بر پيشاني و كف دست و سينه او خالي مينهند و سپس آب را در كاسهاي ريخته، يكي آن را ميبرد سركوچه ميريزد و برميگردد، سلام ميكند، يكي از اهل خانه ميپرسد:«ـ از كجا ميآيـي؟ـ از خانه دشمنـ چه ميكرد؟ـ جان ميكند.ـ الهي جانش برآيد.»در بعضي از روستاها براي رفع چشم زخم و بيماري معمولاً اسپند دود ميكنند و معتقدند اگر اين كار را نزديك غروب انجام دهند بهتر است. يك تار نخ و يا خاك كفش كسي كه به او بدگمانند، گرفته باقدري اسپند دور سربچه يا بيمار دود كرده، ميگردانند و ميخوانند:سبز است سبنج، سبزكار است از سبنج ، سر رشته صدهزار كار است سبنج پيغمبر ما نبي ميسوخت سبنج، از بهر گزند، بر قپه پور نور محمد صلوات»و يا ميخوانند :« هركه از دروازه بيرون بره، هركه از دروازه تو بيه / كور بشه چشم حسود و بخيل،شمبهزا، يكشمبه زا، دوشمبهزا، سهشمبهزا، چارشمبهزا، پنجشمبهزا، جمعهزا سبنج و سپند، پيغمبر ما كرد پسندعلي كاشت، فاطمهچيد، بهرحسين و حسنبه حق شاه مردون، درد وبلا را بگردونشمبهزا، يكشمبهزا، دوشمبهزا، سهشمبهزا، چارشمبهزا، پنجشمبهزا، جمعهزا»زير زمين ، روي زمين، زاغ چشم، ميش چشم، ازرقچشم، هر كه ديده، هر كه نديده، همسايه دست چپ، همسايه دست راست، پيشرو، پشتسر، بتركه چشم حسود و بخيل.شمبهزا، يكشمبهزا، دوشمبهزا، سهشمبهزا، چارشمبهزا، پنجشمبهزا، جمعهزا،8- بزرگداشت ايـامالله »» ماه صفر؛ از جمله ماههايي است كه مردم هر كاري را از جمله سفر كردن، مخصوصاً در روز سيزدهم ماه را را بد ميدانند. زيرا تني چند از پيشوايان دين در اين ماه به شهادت رسيدهاند، بنابراين زمين و آسمان عزادار است و امكان وقوع هرگونه حادثهاي بسيار است.در بعضي از روستاهاي منطقه كاشمر در گذشته براي رفع اين احتمال «تنگ» پرآبي را در سر،سهكوچه محكم به زمين ميكوبيدند و ميگفتند:«سيزده به در، نحسي به در، بد و بلاي ما بخوره به اي تنگ»در روز و شب سيزدهم ماه مردم مسافرت، يا خريد لباس را بد ميدانند و اگر سفر كردهاي داشته باشند براي رفع بلا از او، صدقه ميدهند. همچنين مردم معتقدند كه اگر بچهاي در شب سيزدهم بدنيا بيايد نحسي به بار ميآورد. چون باور دارند كه :« اين بچه يا سرخودش را ميخورد و يا سر ديگري را .»در بعضي از روستاها شب چهارشنبه آخر صفر «پلو» ميپزند، بالاي خانه آتش ميافروزند و در كوزهاي اسپند و نمك، پنبهدانه، جو پيش رس و آب ميريزند و از پشت بام به زمين ميزنند. بدين طريق وقوع هر حادثهاي را از خود دور ميكنند.شبهاي برات : شبهاي دوازده، سيزده و چهارده ماه شعبان را شبهاي برات ميگويند مردم معتقدند كه اين سه شب، شب مردههاست، آنها در اين سهشب آزادند. مردم براي طلب آمرزش امواتشان در اين شبها حلوا ميپزند بر مزار آنها، بين ديگران تقسيم ميكنند. در اين شبها روي قبور امواتشان قاليچه فرش كرده و بر مزار آنها روضه ميخوانند. رسم بر اين است كه شب اول برات حلوا ميپزند. شب دوم روغن جوش و شب سوم در خانه و بر روي قبور مردهها شمع روشن ميكنند، ميگويند اموات در آن شبها بديدن خانههايشان ميآيند.
سوغات کاشمر»»کشمشنحوه استفاده : خوراکیخواص : کشمش برای تقویت طبیعی انرژی فوق العاده است.100گرم کشمش شامل بیش از 25%مواد لازم توصیه شونده است .همچنین فیبر زیادی در آن وجود دارد که به کاهش کلسترول و بهبود عملکرد روده ها کمک می کند .در کنار آن پتاسیم را می توان نام برد که موجب کاهش فشار خون و جلوگیری از دفع مایعات بدن می شود . همچنین سلنیوم در کشمش وجود دارد که برای پوست عالی است .به علاوه در کشمش مقادیر کمی از ویتامین A و مقادیر مناسبی ویتامین B یافت می شود.چون این ماده غنی از کالری است، برای کسانی که مبتلا به افسردگی -دلشوره - تشویش و مشکلات عصبی هستند بسیار مناسب است .»» زعفراننحوه استفاده : در غذاها به عنوان طعم دهنده و رنگ دهنده بسیار عالی به کار میرود و مصارف درمانی هم دارد :خواص : زعفران Saffron نام علمی Crocus sativus گياه شناسيزعفران گياهي است با ارتفاع تقريبا 30 سانتيمتر كه داراي برگهاي دراز و سبز مانند تره است . ساقه زير زميني آن از دو پياز تشكيل می شود . اين پيازها سخت و مدور و گوشتدار و پوشیده از غشاء هاي نازك قهوه اي رنگ مي باشد . گلهاي زعفران ارغواني ، منظم و شامل لوله اي دراز است كه به سه گلبرگ و كاسبرگ منتهي مي شود .زعفران خيلي مرغوب قسمت كلاله گل يعني قسمت انتهايي خامه است و ميله خامه ، زعفران درجه دو و نامرغوب را تشكيل مي دهد . برداشت زعفران بدين ترتيب است كه قسمت كلاله هر گل را بر ميدارند و بين كاغذ قرار مي دهند تا خشك شود و سپس بسته بندي مي كنند . استاندارد زعفران كه در فرانسه صورت گرفته است اعلام می دارد كه بايد 50 عدد از الياف زعفران بيشتر از0/277 گرم وزن داشته باشد و در صد رطوبت آن 13 درصد باشد . همچنين هر ميلي گرم آن بايد بتواند 700 سانتيمتر مكعب آب را بطور محسوس رنگي كند .
» خواص داروئي: زعفران از نظر طب قديم ايران گرم و خشك است . مهمترين خاصيت زعفران كه از قديم الايام از آن استفاده می شده است درمان افسردگي مي باشد . اين خاصيت مهم حتي در شعر شاعران نیز انعكاس يافته است . شاهد آن شعر خاقاني است كه مي گويد :گر كسي را زعفران شايد فزايد گو فزاي چون تو با غم خو گرفتي زعفران كس مخور زعفران داراي بويي قوي و طعم تلخ مي باشد :1)خوردن چاي زعفران باعث هضم غذا مي شود 2)اثر مسكن درد دارد 3) قاعده آور است .4)باعث تحريك اعصاب مي شود 5)زعفران خون ساز است و گردش خون را آسان مي سازد 6)مصرف زعفران خونريزيهاي بعد از زايمان را از بين مي برد .7)قواي جنسي را تقويت مي كند 8)كبد را تصفيه و قوي مي سازد 9)سرفه را رفع و اثر مفيد روي درمان برونشيت دارد 10)كليه و مثانه را پاك مي كند 11)آرام بخش و خواب آور است 12)زعفران ضد تشنج است 13)گاز معده را برطرف مي كند 14)ادرار آور است 15)و اگر بالاخره مي خواهيد هميشه شاد و خندان باشيد زعفران بخوريد
صنایع دستی»» صنايع دستي شهرستان كاشمردر گذشته صنايع دستي روستايي عبارت بودند از: ريسندگي، نمد، مالي و زيلو بافي، گليمبافي، سبدبافي، حصيربافي و سفالگري و در حال حاضر عمده اين صنايع صنعت قاليبافي است. قريب 3000 دار قالي در اين شهرستان فعال ميباشد. وجود شركت تعاوني فرش دستباف كاشمر، اداره فرش و موسسه فرشبافي آستان قدس خود مبين گسترش اين صنعت در سطح شهرستان است. در اين منطقه قاليچه بلوچي، قاليچههاي قاب آينه و قاب قرآني بافته ميشود. قاليهايي با طرح منظره، درختي، شكارگاه، قالي جنگلي، زيرخاكي و افشان از جمله ويژگيهاي قاليبافي كاشمر است.»» سوابق تاریخی فرش دستباف کاشمرشروع تاریخ قالیبافی جدید در این شهر به سالهای قبل از 1300 ه.ش باز می گردد. اگر چه برای بعضی از تعابیر و روایات موجود، نمی توان گواه و مصداق مستندی ارائه نمود، اما بنابرمطالب گردآوری شده، می توان تا حدودی از ابهامات موجود پرده برداشت. شروع دوره بافت و بافندگی حاضر در کاشمر را باید در سالهای 1260 تا 1280 ه.ش جستجو نمود. محمد کرمانی، اولین استادکار قالیبافی در منطقه کاشمر بود. از نام ایشان چنین به نظر می رسد که وی از اهالی کرمان باشد و به کاشمر مهاجرت کرده، اما عده ای معتقدند که زادگاه او روستای فروتقه واقع در 2 کیلومتری غرب کاشمر است و ایشان این هنر را در کرمان و از استادکاران کرمانی آموخته است. اما در این نکته که شروع و گسترش قالیبافی در کاشمر در سالهای 1260 تا 1280 ه.ش از روستای فروتقه آغاز گردید، تردیدی نیست و بی شک از همین نقطه به روستاهای مجاور انتقال یافته است. این استادکار اولین بار و بنا به سفارش حاج سید حسین سجادی، از اهالی فروتقه به بافتن قالی مبادرت ورزید. پس از آن با توجه به استقبال مردم روستا، به تدریج این هنر رو به گسترش نهاد و پس از فروتقه، روستاهای ترقبان، فدافن، کارخانه و رزق آباد، یکی پس از دیگری از آن پیروی کرده و به بافت قالی اقدام نمودند. قالی کاشمر با نقش زیر خاکیقالی 12 متری طرح زیرخاکی - تمام پشم - چله نخ - 35رج - زمینه رنگ سورمه ائی - بافت کاشمر»» نام فرش کاشمر در میان مراکز خرید و فروش قالی در داخل وخارج استان، از اعتبار و اهمیت خاصی برخوردار بوده و هست و یافتن دلایل آن، عاملی شد تا بیش از پیش به سابقه بافت و کیفیت بافته های این ناحیه توجه نماییم. با بررسی تاریخ قالیبافی کاشمر، در می یابیم که قالیهای کاشمر همواره از حیث نوع و کیفیت، در مرتبه پایین تری از دیگر مناطق قرار داشته است. این نکته با مشاهده موارد مکرر از تولیدات نسبتاً قدیمی که درکاشمر و دیگر نواحی مشاهده شد، تا حدودی مورد تأیید قرار می گیرد اما، در دو دهه اخیر تحولات نسبتاً مشهودی در کیفیت بافته های آن پدید آمده و نوید بخش تحولات عمیق تر در آینده ای نه چندان دور می باشد. در واقع شهرت فرشهای قدیمی کاشمر، در مقایسه با دیگر مراکز همجوار همچون نیشابور، سبزوار، گناباد و ... به دلیل ارزانی آن نسبت به مراکز یاد شده، بوده است. »» قالی کاشمرسیسیل ادواردز نیز به این نکته اشاره دارد. وی در کتاب قالی ایران به قالیهای زمخت و درشتی که با طرحهای نازیبا در سالهای 36-1935 در کاشمر بافته می شد، اشاره نموده است. مهمتر از آن گره جفتی را که هم اکنون نیز کاربرد آن متداول است، از اهم ویژگیهای قالی قدیم کاشمر عنوان می کند. با کمی دقت در نوع طرحها و تغییر و تحولات کیفیت قالیهای این شهر طی یکصد سال اخیر، می توان 5 دوره نسبتاً متمایز در تاریخ قالیبافی کاشمر را برشمرد:شروع قالیبافی تا سال 1340از سال 1340 تا 1350از سال 1350 تا 1360از سال 1360 تا 1366از سال 1366 تا به امروز الف: شروع قالیبافی تا سال 1340بخش نخست این دوران پنجگانه ، از زمان شکل گیری قالیبافی تا سال 1340 را شامل می شود. با وجود عرضه وسیع قالی، این دوره را می توان دوران خاموشی و سکوت فرشبافی کاشمر نامید. در این دوران افرادی همچون عزیز الله خانی، احمد ترک، محمد حسین وزان، علی ابراهیمی، علی سیاح، حاج عباس گلستانی، غفاری و ... در تولید فرشهای مرغوب کاشمر اهتمام ویژه ای داشتند و با وجود ویژگیهای خاص تولیداتشان، به دلیل سهم ناچیز آنها در مقابل تعداد بی شمار قالیهای نامرغوب کاشمر، نمی توانستند درتغییر شیوه های بافت و تولید قالی مرغوب، مؤثر واقع شوند. عمده ترین مشخصات فرش در این دوران کاربرد رنگهای مناسب گیاهی، استفاده از شیوه های چند چین یک پود، جفتی بافی و از همه مهمتر عدم تنوع طرحهاست. دو طرح بنام و شناخته شده سالهای قبل از 40، طرحهای حسن قاضی و زرین کلک است. این دو طرح که عمدتاً در نواحی تربت حیدریه و روستاهای ما بین تربت و کاشمر بافته می شدند، در مناطق بسیاری از جمله کاشمر نفوذ یافتند و طی سالهای متمادی به طور پراکنده توسط بافندگان کاشمری مورد استفاده قرار گرفتند. از طرفی بر اساس تحقیقات انجام شده، استفاده از طرحهای خشتی که تشابه زیادی با قالیهای چهارمحال و بختیاری دارد، در سالهای قبل از 1330 در کاشمر متداول بوده است. طی آن سالها، این طرح بخش زیادی از تولیدات این ناحیه را به خود اختصاص داده بود و توسط بسیاری از تولید کنندگان معروف کاشمر، به تعداد زیاد، تهیه و به فروش رسید. در مورد دلایل و نحوه ورود این طرح به حوزه قالیبافی کاشمر، توضیح چندانی نمی توان یافت. اما براساس برخی منابع تاریخی، در زمان نادرشاه افشار، گروهی از طوایف بختیار به نواحی غربی کاشمر کوچ کردند که می تواند عامل ورود این طرح به کاشمر باشد. ب: از سال 1340 تا 1350 سال 1340 را می توان سال تحول، جنبش و نوآوری برای قالی کاشمر برشمرد. در این سال با ورود استاد علیپور، دگرگونی عظیمی در قالیبافی استان خراسان، به ویژه کاشمر روی داد. وی پس از اقامت چهار ساله خود در کاشمر تأثیر عمیقی در قالیبافی این منطقه برجای گذاشت که هنوز هم اثرات آن نه تنها در کاشمر، بلکه در تمام نقاط استان خراسان، قابل مشاهده است. وی با ورود خود، موج نوینی از طرحها و ابتکارات جدید را وارد عرصه قالیبافی کاشمر نمود و با توجه به فقر طرحها و خلاء ناشی از آن، منشاء بروز اثرات مهمی در آن خطه گشت. نوآوری و تحول در طرحها، در کنار بالا بردن رجشمار فرشها تا حدود 35 و 40 رج، از خصوصیات بارز این دوران است. عرضه لوح زیرخاکی که در خراسان به ویژه کاشمر به طرح کاسه و کوزه معروف است، با استفاده از برخی موتیف ها و گلهای رایج در طرحهای تبریزی، بدعتی بود که باعث رونق قالیبافی کاشمر شد. این طرح که در سراسر آن علاوه بر استفاده از تصاویر کوزه، گلدان و کاسه، مناظر متعددی نیز وجود داشت، عموماً در زمینه های سرمه ای و لاکی عرضه می شد. عدم رنگ آمیزی نقشه ها در حین طراحی و مشخص نمودن هر بخش از طرح با یکی از اعداد، از دیگر نوآوریهای استاد علیپور بود که از تبریز به ارمغان آورد. به این صورت که در کنار هر نقشه، نمونه ای ازنخهای رنگی مورد نظر قرار می گرفت و محل قرار گرفتن هر رنگ درمتن نقشه، با شماره های مخصوص مشخص می شد. شیوه ای که هم اینک پس از گذشت 30 سال، همچنان ویژگی خاص طراحان کاشمر است. طرح چهار فصل، از دیگر طرحهای مشهور استاد علیپور در خراسان است که موفق به پیدا کردن نسخه اصلی این طرح نشدیم. اما مشابه آن طرح در نیشابور، نزد استاد غلامرضا پیدا شد که از جمله طرحهای سفارشی ایشان به استاد علیپور است. نوع قلم و سبک خاص استاد علیپور، به جهت رعایت برخی شیوه های بدیع، دارای تفاوتهای بارزی با سبک های بعد و قبل از خود است. عدم تقارن ظاهری در کلیه نگاره ها و اجزای هر طرح که در نگاه اول قابل تشخیص نیست، ویژگی بارز طرحهای اوست که امروزه نیز در کلیه نقوشی که به سبک وی طراحی می شود، قابل مشاهده است. طی دوران اقامت استاد علیپور در کاشمر، بسیاری از طراحان- از جمله استاد غلامحسین اسکندری که پنجاه سالگی را پشت سر می گذاشت- به شاگردی وی رفتند و به فراگیری و تکمیل دانسته های خود پرداختند. پس از مراجعت استاد به مشهد، تا مدتها نیز پیروی از سبک وی، شیوه کار بسیاری از طراحان کاشمری و حتی طراحان شهرهای مجاور بود. ج: از سال 1350 تا 1360با وجود بازار خوب و مناسب قالیهای کاشان، به ویژه در بخش صادرات، بافندگان کاشمری نتواستند چندان موفقیتی در عرضه و فروش قالیهای سبک کاشان کسب نمایند. شاید کیفیت پایین بافته های کاشمر که مطابق با کیفیت واقعی قالی اصیل کاشان نبود، عامل عدم کسب این موفقیت باشد. استفاده از کرک به جای پشم برای پرز فرش از اهم ویژگیهای قالیهای این دوره ده ساله می باشد. د: از سال 1360 تا 1366از سال 1360 با روآوردن بافندگان به بافت قالی با طرحهای اصیل خراسان به ویژه انواع نقشه های افشان و لچک ترنج شاه عباسی با گلهای درشت، مختص فرشهای مشهد و نیز با بازگشت به طرحهای اصیل منطقه از جمله طرح زیر خاکی، دوره جدیدی در قالیبافی کاشمر آغاز شد. بازار نسبتاً مناسب طرحهای مشهد، به ویژه با رنگهای روشن و استفاده از گلهای بزرگ شاه عباسی، از جمله عوامل مهم این تغییر شیوه بود. البته تولید و عرضه قالیهای سبک کاشان در این مدت نیز به طور پراکنده ادامه داشت. ه. از سال 1366 تا به امروز از سال 1366، وجود بازار عالی و استثنایی فرش نائین در داخل و خارج از کشور- که نفوذ آن در خراسان سریعتر از دیگر استانهای کشور انجام شد سبب شد تا خیل عظیمی از بافندگان کاشمر، پس از گذشت چند سال از نفوذ این طرحها در خراسان، عاقبت تسلیم شده به طور فزاینده ای به عرضه قالیهای با این شیوه مبادرت ورزند. این رویه همچنان در کاشمر و روستاهای مجاور آن ادامه دارد و محور اصلی تولیدات فعلی این منطقه را تشکیل می دهد. - ساختار- طرحهای رایجدر حال حاضر، طرحها و نقوش مورد استفاده در کاشمر را از حیث تولید، می توان به شرح ذیل طبقه بندی کرد:1- طرحهای نائین2- طرحهای کاشان 3- طرحهای تصویری 4- طرحهای گل فرنگ جدیدطرحهای تصویری سالیان درازی است كه مورد توجه طراحان و بافندگان کاشمری قرار دارد. اما معلوم نیست با توجه به عدم مهارت بافندگان کاشمری در بافت این نوع طرحها به دلیل رجشمار و شیوه بافت آنها- علت اصرار آنها بر عرضه قالیهایی منقش به تصاویر مینیاتور و امثال آن چیست؟ طرحهای گل فرنگ با رنگ آمیزی خاص قالی کاشمر، دیر هنگامی است که مورد توجه بافندگان و طراحان کاشمری قرار گرفته، ولی عرضه و تولید آن همواره به طور پراکنده ادامه داشته و نمی توان شروع و گسترش آنها را به دوران خاصی نسبت داد. - رنگبندی- رنگرزیدر حال حاضر حدود 10 کارگاه رنگرزی فعال در کاشمر، تأمین کننده بخش مهمی از مواد اولیه کارگاههای قالیبافی کاشمر و حومه آن می باشند که رنگهای جوهری به ویژه رنگهای وارادتی از کشور چین، بخش مهمی از مواد مصرفی آنها را تشکیل می دهد. اگر چه استفاده از رنگهای گیاهی به طور محدود توسط تولید کنندگان جزء انجام می گیرد، ولی تعداد آنها بسیار ناچیز است و نمی توان بر آنها تأکید نمود. نوع رنگ لاکی مورد استفاده در قالیهای کاشمر را می توان یکی از وجوه تمایز و شاید هم تشخیص بافته های این ناحیه قلمداد نمود. این نوع رنگ لاکی که در مناطق دیگر به لاکی گلخاری شهرت دارد، سالیان درازی است که کاربرد وسیعی در بافته های کاشمر دارد و کاربرد آن در قالیهای سبک کاشان، چه در گذشته و چه در حال حاضر، در خور توجه است. نوع گره مورد استفاده در قالیهای کاشمر و حومه آن، گره فارسی است، اما در کنار آن به طور پراکنده و محدود از گره ترکی نیز استفاده می شود. شیرازه کلیه قالیهای کاشمری، پس از اتمام بافت انجام می شود. همچنین پرداخت و قیچی کردن گره ها پس از اتمام فرش، توسط کارگاههای پرداخت، با استفاده از قیچی های برقی انجام می شود. دارهای این منطقه، اغلب چوبی است و در سالهای اخیر استفاده از دار آهنی و یا کاربرد آهن در بخشی از آن رواج یافته است. به نظر می رسد شرکت سهامی فرش ایران در حال حاضر بزرگترین استفاده کننده از دارهای آهنی در سطح منطقه است. چله کشی کلیه قالیهای کاشمر به صورت معروف به ترکی و بر روی دار قالی انجام می گیرد. در حال حاضر پشم، به عنوان ماده اصلی قالیهای کاشمر، در کنار کاربرد محدود ابریشم در قالیهای سبک نائین ، مواد اولیه مورد استفاده در قالی کاشمر را تشکیل می دهند. از دیگر نکات قابل توجه در قالیهای امروز کاشمر، به ویژه قالیهای سبک نائین، سفید نمودن کلافهای پشم قبل از استفاده است. به عبارتی می توان گفت، کلیه خامه های سفید مورد استفاده در قالیهای سبک نائین، قبل از بافت، یک بار دیگر به وسیله رنگهای سفید رنگرزی می شود و باعث درخشش کاذب و بیش از حد نخ سفید در بافت فرش می شود. دلیل این امر هنوز روشن نشده و این اولین باری است که به چنین شیوه ای برخورد می کنیم و با وجود پرسشهای مکرر جواب قانع کننده ای از سوی رنگرزان وبافندگان ارائه نشده است. شاید یکی ازدلایل این امر، استفاده از پشمهای نامرغوب باشد که به علت عدم سفیدی و یک دست بودن اقدام به رنگ نمودن آنها می نمایند. به هر صورت این امر خود دلیلی برای کاهش مرغوبیت و تنزل کیفیت نخهای خامه مورد استفاده در این منطقه است. بیش از 70% نخهای پنبه مصرفی از اصفهان و بقيه از کارخانجات مشهد تأمین می گردد.
منابع
ایرج سعادتمند توندری. ترشیز ۱ - (نگاهی به تاریخ و جغرافیای شهرستان کاشمر). چاپ اول، مشهد: موسسه فرهنگی هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، ۱۳۸۴، ۹۶۴-۲۴۹-۰۵۵-۰، ۲۹۶.
سیدحسن هاشمی - مریم آقایی میبدی - حسن عزیزی فروتقه - مریم سالاری خیابانی. جغرافیای شهرستان کاشمر. چاپ اول، مشهد: موسسه فرهنگی هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، ۱۳۸۴، ۹۶۴-۲۴۹-۰21-6، 160.
اطلس گیتاشناسی استانهای ایران، تهران ۱۳۸۳، ص۱۰۷
کتاب خراسان، ص ۱۵۲-۱۵۰ - هاشم جوادزاده، ۱۳۸۰
كاشمر3
تاريخچه كاشمر1.3
آثار باستاني 2.3
4 رسوم سنتي
5 سوغات شهرستان
6 صنايع دستي
7 منابع
تقسیمات کشوری
شهرستان کاشمر شامل ۲ بخش و پنج دهستان و به نامهای زیر است:
بخش مرکزی شهرستان کاشمر
دهستان بالا ولایت (کاشمر)
دهستان پائین ولایت
شهر کاشمر
بخش کوهسرخ
دهستان بررود
دهستان برکوه
دهستان تکاب (کاشمر)
شهر ریوش
در سال ۱۳۷۴ ه.ش بخشی از آن تحت عنوان شهرستان بردسکن جدا و در سال ۱۳۸۲ بخش دیگری با نام شهرستان خلیلآباد از آن جدا شد.[نیازمند منبع]
گردشگری
از جله نقاط مهم و دیدنی این شهر آرامگاه دو امام زاده یکی در مرکز شهر به نام سید حمزه معروف به باغ مزار که در میان باغی احاطه شده و دیگری سیدمرتضی در دامنه کوه میباشد که بسیار دیدنی و خوش آب و هوا میباشد. مرحوم مدرس پس از تبعید در این شهر به شهادت رسیده و دفن گردیده که شهید مدرس وی پس از انقلاب سال ۵۷ ترمیم و بازسازی گردیدهاست. از مهمترین صادرات آن فرش و محصول کشاورزی عمده آن انگور و کشمش مرغوب و در این سالها زعفران نیز میباشد.
کاشمر
کاشمر که یکی ازشهرستانهای خراسان رضوی است، از شمال به نیشابور و سبزوار، از مشرق به تربت حیدریه، از جنوب به گناباد و از مغرب به شاهرود متصل میشود. ارتفاع آن از سطح دریا ۱۲۱۵ متر است. این شهرستان در ۳۵ درجه و ۱۱ دقیقه عرض شمالی و ۵۸ درجه و ۷۲ دقیقه طول شرقی قرار گرفته و آب و هوای آن به علت پستی و بلندی زمین و عوامل دیگر متنوع است. در شمال شرقی این شهرستان هوا سرد و مرطوب و زمستانهای آن طولانی است. شمال این منطقه دارای آب و هوای معتدل و قسمتهای جنوبی به علت مجاورت با کویر دارای اب و هوای بسیار گرم و آبی شور میباشد. ارتفاعات شمالی این شهرستان از خواف شروع شده و از شمال تربت حیدریه میگذرد و دارای کوههای مربوط به دوران چهارم زمین شناسی و دارای قله مخروطی آتشفشانی در شمال قریه ریوش است. کوههای این منطقه پوشیده از درخت بادام میباشند و در دامنهها دارای چشمههای آب گرم معدنی هستند. رشته کوههای جنوبی این منطقه بسیار کم آب و دارای تپههای گچی اند. در قسمت جنوبی این شهرستان کویر نمک قرار دارد که در زمستان و در هنگام بارندگی عبور از آن دشوار است. رودهای این شهرستان فصلی اند و بیشتر در بهار از درههای کوهستانی شمال جاری میشوند. کاشمر منطقهای کشاورزی است و دارای محصولاتی چون غلات، حبوبات، پنبه، زیره و تنباکو است. در کوهستانهای این منطقه محصولات دامی مانند پشم و پوست و لبنیات تولید میشود. صنایع دستی محلی کاشمر قالی، قالیچه، زیلو، گیوه و چادرشب ابریشمی است. انگور و کشمش کاشمر دارای ارزش صادراتی است.
شهرستان کاشمر از چهار بخش به ذنامهای حومه، ریوش، خلیل آباد و بردسکن تشکیل میشود و دارای ۱۵۲ پارچه آبادی است. طوایفی مانند طایفه طاهری، طوایف بلوچ خان زائی، گرگ زائی و اسماعیل زائی، طایفه بهمدی و میش مست در اطراف این شهرستان زندگی میکنند.
تاریخچه کاشمر
کاشمر طی چند هزار سال قدمت به نامهای متفاوتی خوانده شدهاست. بنای آنرا به بهمن پسر اسفندیار و نوه گشتاسب نسبت دادهاند. نام اصلی آن ترشیز است و جغرافی نویسان اسلامی به صورت طرثیث و ترشیش و.. آنرا ثبت کردهاند. همچنین نامهای سابق این شهر بوشت و بست بودهاست. پس از تصرف خراسان بدست اعراب و تا زمانیکه سلسلههای ایرانی در خراسان علیه خلفای اموی قیام کردند ترشیز در طی دو سه قرن اولیه اسلامی بین امرای طاهری و صفاری دست به دست میگشته و در نیمه اول قرن چهارم از شهرهای تابعه نیشابور محسوب میشدهاست. در سال ۴۸۳ هنگامیکه حسن صباح پیشوای نزاریان ایرانی در الموت استقرار یافت دستیار خود حسین قاینی را که از پیش حکومت قهستان و ترشیز را داشت به عنوان داعی به ترشیز اعزام کرد و وی در دعوت مردم به نهضت نزاری حسن صباح توفیق زیادی بدست آورد. تعداد زیاد قلعههای جنگی در سراسر قهستان که در نامهای محلی به نامهای قلعه دختر و قلعه ملاحده موسومند حکایت از این امر دارد. پیش از سلطه مغول ترشیز بدست وزیر سلطان سنجر سلجوقی غارت و پس از آن در سال ۴-۶۵۳توسط جلوداران سپاه هلاکوخان مغول ویران شد. بعد از قلع و قمع اسماعیلیه توسط هلاکو خان مغول بار دیگر ترشیز رو به آبادانی گذاشت و در قرن هفتم یکی از شهرهای مهم قهستان به شمار میآمد اما در پایان همین قرن توسط امیر تیمور گورکانی تصرف شده و ویران گردید.
آثار باستانی
کاشمر دارای آثار تاریخی فراوانی است که مهمترین آنها عبارتاند از: بقایای تپه باستانی کندر، سد قدیمی منتسب به عضد الدوله در شمال روستای کشمر، آثار باقی مانده سد شاهی، قلعه دختر و پسر در ریوش و کوهسرخ، آسیابها و آثار موجود در دامنه کمر باغدشت و گورستان گبرها در قراچه کوهسرخ
رسوم سنتی و باورها1- جشن خرمن »» از زمان قديم، هر ساله وقتي خرمنها جمع شد جشن خرمن در روستاهاي اين خطه برگزار ميشود. اين آيين هنوز هم در بعضي از روستاها وجود دارد. اول سرنا و دهل در ميدان روستا شروع به نواخته ميشد. زماني كه اهالي و بخصوص جوانان و نوجوانان جمع شدند، گروه نمايشي وارد شده و دايرهاي تشكيل ميدهد. سپس با حركات دست و پا، بيل زدنبذر پاشيدن، چهار شاخ زدن و در كيسه كردن گندم را به نمايش ميگذارند.
2- مراسم آييني چند نفـره »» شهراين مراسم محلي، در ازدواجها و ختنهسوران برگزار ميشود. در اين مراسم ابتدا سرنا و دهل شروع به نواخته ميشود و آنگاه گروه نمايشي وارد ميدان شده و دايرهاي تشكيل ميدهند. ابتدا رقصهايي انجام ميدهند كه شبيه حمله و دفاع است و بعد با چوبهايي كه در دست دارند با چرخشهاي خاص عدهاي چوبها را به سمت عدة ديگر به صورت حمله جلو ميبرند و آنها به دفاع از خود چوبهاي آنها را پس ميزنند. و به اين ترتيب رقص را ادامه ميدهند. مراسم نمايشي دو نفره در اين مراسم نيز ابتداء دو نفر با دو چوب در دست وارد صحنه مي شوند. همراه با صداي سرنا و دهل به نمايش مي پردازند . اين نمايش را با حركات آكروبات ،سرپا ،درازكش ونشسته ايفاي نقش مي كنند. دراين نمايش چوبها مي توانند حكم دو شمشير راداشته باشند.3- نمايش دوره »» اين نمايش رزمي بوده وبا حضور شش الي بيست نفر ميشود . نما يش ازقديم الا يام بوده ونشان مي دهد مردان چگونه در وضعيت نشسته با تير و كمان دفاع ميكنند و يا چگونه به هنگام حركت كلاغ پر ميكنند و يا به هنگام درازكش چگونه سينه خيز ميروند. در اين نمايش نيز سرنا و دهل نقش مهمي ايفاء ميكنند.4- شوخني (مناجات) »» در گذشته مردم درماه مبارك رمضان يكديگر را جهت خوردن سحري بيدار ميكردند براي اين كار بر پشت بامها ميرفتند و با كوبيدن چوبي به پيتهاي حلبي ديگران را از رسيدن سحرگاه آگاه ميساختند. كساني كه از صداي خوشي بهرهمند بودند، بالاي بام ميرفتند و اشعاري را بلند،بلند ميخواندند. اكنون اين اشعار توسط بلندگو مساجد به گوش مردم ميرسد.5-باران خواهـي »» در گذشته در بعضي از روستاها وقتي باران نميباريد، بچهها جمع ميشدند و كله الاغي را به سرچوبي بسته و در كوچهها براه ميافتادند وشادي كنان به در خانهها ميرفتند و دستزنان ميخواندن : «كله خر، هيزم بخر.»صاحب خانه بيرون ميآمد و به بچهها يك دسته هيزم ميداد بچهها بدين طريق مقدار زيادي هيزم جمع ميكردند. كله الاغ را در بالاي تپهاي آتش ميزدند و خاكستر آن را در چاه آب كه خشكيده بود ميريختند تا باران بيايد و قناتها پر آب شوند.در بعضي ديگر از روستاها بجاي هيزم، آرد جمع ميكردند و به يكياز زنهاي روستا ميدادند، او با آن ناني گرد به نام « فطير» ميپخت بچهها نانها را بالاي تپهاي رها ميكردند.نانها به سمت پائين تپه ميغلطيدند و بچهها دوان دوان و با شور و شوقي خاص به طرف آنها يورش ميبردند تا نان بيشتري نصيبشان شود. قابل ذكر است به هنگام جمع كردن آرد، دست زنان ميخواندند:« بارونكو، بارون كو، ورچوچوپوناكو، ورشاخ حيوونا كو، وربيل دهقووناكو صدمن گندم بزير خاكه، ازتشنيا هلاكه، گلهاي سرخ لاله، از تشنيا مناله»6 ـ چوله قزك»» به هنگام خشكسالي در بسياري از روستاهاي منطقه، عروسكي بنام چوله قزك ميساختند. بچهها در كوچهها جمع ميشدند و در خانههاي مختلف را ميزدند و در حالي كه سنگهايي در دست گرفته و به هم ميكوبيدند، ميخواندند:« چوله قزك بارون كو، بارون بيپايون كو» گندما بزير خاكه، از تشنگي هلاكهگلهاي سرخ لاله، از تشنگي مناله» در هر خانهاي را كه ميزدند صاحبخانه بيرون آمده و به آنها خوراكي( نخود، كشمش، تخمه، شكلات، نقل،آبنبات ترش ، …) ميدهد. بچهها خوراكيها را در كيسهاي ريخته و بعد از اتمام مراسم، بين خودشان تقسيم ميكنند. در گذشته در بعضي از روستاها نظير روستاي فدافن ، براي اينكه باران بند بيايد، كله خري را در سيني گذاشته و روپوشي قرمز روي آن ميانداختند، آنگاه به سر چاه آبي در بيابان ميبردند. شخصي كه مورد قبول مردم بود، دعايي را در دهان همان كلة خر ميگذاشت و به تنهايي و دور از چشم ديگران آن را از چاه آويزان ميكرد. مردم معتقد بودندوقتي كه باران بيايد كله خر شروع به عرعر ميكند و خدا قهرش ميآيد. پس باران بند ميآيد. براي باطل كردن آن نيز، كله خر ديگري را ميسوزاندند و خاكسترِش را در چاه ميريختند.7- رفع چشم زخم »» در گذشته و حتي اكنون در بعضي از روستاها، اگر كسي چشم بشود، ضمه زاج سفيد را دور سرش ميگردانند و وردي ميخوانند. آن وقت آن را روي آتش مياندازند، اگر به شكل چشم شود او را چشم كردهاند و خوب ميشود و اگر به شكل نامنظمي باشد جنزده شده و اگر به شكل چار پايهاي شود، ميگويند ميميرد و اين تابوت او است. بعد ضمه را آب ميكنند و بر پيشاني و كف دست و سينه او خالي مينهند و سپس آب را در كاسهاي ريخته، يكي آن را ميبرد سركوچه ميريزد و برميگردد، سلام ميكند، يكي از اهل خانه ميپرسد:«ـ از كجا ميآيـي؟ـ از خانه دشمنـ چه ميكرد؟ـ جان ميكند.ـ الهي جانش برآيد.»در بعضي از روستاها براي رفع چشم زخم و بيماري معمولاً اسپند دود ميكنند و معتقدند اگر اين كار را نزديك غروب انجام دهند بهتر است. يك تار نخ و يا خاك كفش كسي كه به او بدگمانند، گرفته باقدري اسپند دور سربچه يا بيمار دود كرده، ميگردانند و ميخوانند:سبز است سبنج، سبزكار است از سبنج ، سر رشته صدهزار كار است سبنج پيغمبر ما نبي ميسوخت سبنج، از بهر گزند، بر قپه پور نور محمد صلوات»و يا ميخوانند :« هركه از دروازه بيرون بره، هركه از دروازه تو بيه / كور بشه چشم حسود و بخيل،شمبهزا، يكشمبه زا، دوشمبهزا، سهشمبهزا، چارشمبهزا، پنجشمبهزا، جمعهزا سبنج و سپند، پيغمبر ما كرد پسندعلي كاشت، فاطمهچيد، بهرحسين و حسنبه حق شاه مردون، درد وبلا را بگردونشمبهزا، يكشمبهزا، دوشمبهزا، سهشمبهزا، چارشمبهزا، پنجشمبهزا، جمعهزا»زير زمين ، روي زمين، زاغ چشم، ميش چشم، ازرقچشم، هر كه ديده، هر كه نديده، همسايه دست چپ، همسايه دست راست، پيشرو، پشتسر، بتركه چشم حسود و بخيل.شمبهزا، يكشمبهزا، دوشمبهزا، سهشمبهزا، چارشمبهزا، پنجشمبهزا، جمعهزا،8- بزرگداشت ايـامالله »» ماه صفر؛ از جمله ماههايي است كه مردم هر كاري را از جمله سفر كردن، مخصوصاً در روز سيزدهم ماه را را بد ميدانند. زيرا تني چند از پيشوايان دين در اين ماه به شهادت رسيدهاند، بنابراين زمين و آسمان عزادار است و امكان وقوع هرگونه حادثهاي بسيار است.در بعضي از روستاهاي منطقه كاشمر در گذشته براي رفع اين احتمال «تنگ» پرآبي را در سر،سهكوچه محكم به زمين ميكوبيدند و ميگفتند:«سيزده به در، نحسي به در، بد و بلاي ما بخوره به اي تنگ»در روز و شب سيزدهم ماه مردم مسافرت، يا خريد لباس را بد ميدانند و اگر سفر كردهاي داشته باشند براي رفع بلا از او، صدقه ميدهند. همچنين مردم معتقدند كه اگر بچهاي در شب سيزدهم بدنيا بيايد نحسي به بار ميآورد. چون باور دارند كه :« اين بچه يا سرخودش را ميخورد و يا سر ديگري را .»در بعضي از روستاها شب چهارشنبه آخر صفر «پلو» ميپزند، بالاي خانه آتش ميافروزند و در كوزهاي اسپند و نمك، پنبهدانه، جو پيش رس و آب ميريزند و از پشت بام به زمين ميزنند. بدين طريق وقوع هر حادثهاي را از خود دور ميكنند.شبهاي برات : شبهاي دوازده، سيزده و چهارده ماه شعبان را شبهاي برات ميگويند مردم معتقدند كه اين سه شب، شب مردههاست، آنها در اين سهشب آزادند. مردم براي طلب آمرزش امواتشان در اين شبها حلوا ميپزند بر مزار آنها، بين ديگران تقسيم ميكنند. در اين شبها روي قبور امواتشان قاليچه فرش كرده و بر مزار آنها روضه ميخوانند. رسم بر اين است كه شب اول برات حلوا ميپزند. شب دوم روغن جوش و شب سوم در خانه و بر روي قبور مردهها شمع روشن ميكنند، ميگويند اموات در آن شبها بديدن خانههايشان ميآيند.
سوغات کاشمر»»کشمشنحوه استفاده : خوراکیخواص : کشمش برای تقویت طبیعی انرژی فوق العاده است.100گرم کشمش شامل بیش از 25%مواد لازم توصیه شونده است .همچنین فیبر زیادی در آن وجود دارد که به کاهش کلسترول و بهبود عملکرد روده ها کمک می کند .در کنار آن پتاسیم را می توان نام برد که موجب کاهش فشار خون و جلوگیری از دفع مایعات بدن می شود . همچنین سلنیوم در کشمش وجود دارد که برای پوست عالی است .به علاوه در کشمش مقادیر کمی از ویتامین A و مقادیر مناسبی ویتامین B یافت می شود.چون این ماده غنی از کالری است، برای کسانی که مبتلا به افسردگی -دلشوره - تشویش و مشکلات عصبی هستند بسیار مناسب است .»» زعفراننحوه استفاده : در غذاها به عنوان طعم دهنده و رنگ دهنده بسیار عالی به کار میرود و مصارف درمانی هم دارد :خواص : زعفران Saffron نام علمی Crocus sativus گياه شناسيزعفران گياهي است با ارتفاع تقريبا 30 سانتيمتر كه داراي برگهاي دراز و سبز مانند تره است . ساقه زير زميني آن از دو پياز تشكيل می شود . اين پيازها سخت و مدور و گوشتدار و پوشیده از غشاء هاي نازك قهوه اي رنگ مي باشد . گلهاي زعفران ارغواني ، منظم و شامل لوله اي دراز است كه به سه گلبرگ و كاسبرگ منتهي مي شود .زعفران خيلي مرغوب قسمت كلاله گل يعني قسمت انتهايي خامه است و ميله خامه ، زعفران درجه دو و نامرغوب را تشكيل مي دهد . برداشت زعفران بدين ترتيب است كه قسمت كلاله هر گل را بر ميدارند و بين كاغذ قرار مي دهند تا خشك شود و سپس بسته بندي مي كنند . استاندارد زعفران كه در فرانسه صورت گرفته است اعلام می دارد كه بايد 50 عدد از الياف زعفران بيشتر از0/277 گرم وزن داشته باشد و در صد رطوبت آن 13 درصد باشد . همچنين هر ميلي گرم آن بايد بتواند 700 سانتيمتر مكعب آب را بطور محسوس رنگي كند .
» خواص داروئي: زعفران از نظر طب قديم ايران گرم و خشك است . مهمترين خاصيت زعفران كه از قديم الايام از آن استفاده می شده است درمان افسردگي مي باشد . اين خاصيت مهم حتي در شعر شاعران نیز انعكاس يافته است . شاهد آن شعر خاقاني است كه مي گويد :گر كسي را زعفران شايد فزايد گو فزاي چون تو با غم خو گرفتي زعفران كس مخور زعفران داراي بويي قوي و طعم تلخ مي باشد :1)خوردن چاي زعفران باعث هضم غذا مي شود 2)اثر مسكن درد دارد 3) قاعده آور است .4)باعث تحريك اعصاب مي شود 5)زعفران خون ساز است و گردش خون را آسان مي سازد 6)مصرف زعفران خونريزيهاي بعد از زايمان را از بين مي برد .7)قواي جنسي را تقويت مي كند 8)كبد را تصفيه و قوي مي سازد 9)سرفه را رفع و اثر مفيد روي درمان برونشيت دارد 10)كليه و مثانه را پاك مي كند 11)آرام بخش و خواب آور است 12)زعفران ضد تشنج است 13)گاز معده را برطرف مي كند 14)ادرار آور است 15)و اگر بالاخره مي خواهيد هميشه شاد و خندان باشيد زعفران بخوريد
صنایع دستی»» صنايع دستي شهرستان كاشمردر گذشته صنايع دستي روستايي عبارت بودند از: ريسندگي، نمد، مالي و زيلو بافي، گليمبافي، سبدبافي، حصيربافي و سفالگري و در حال حاضر عمده اين صنايع صنعت قاليبافي است. قريب 3000 دار قالي در اين شهرستان فعال ميباشد. وجود شركت تعاوني فرش دستباف كاشمر، اداره فرش و موسسه فرشبافي آستان قدس خود مبين گسترش اين صنعت در سطح شهرستان است. در اين منطقه قاليچه بلوچي، قاليچههاي قاب آينه و قاب قرآني بافته ميشود. قاليهايي با طرح منظره، درختي، شكارگاه، قالي جنگلي، زيرخاكي و افشان از جمله ويژگيهاي قاليبافي كاشمر است.»» سوابق تاریخی فرش دستباف کاشمرشروع تاریخ قالیبافی جدید در این شهر به سالهای قبل از 1300 ه.ش باز می گردد. اگر چه برای بعضی از تعابیر و روایات موجود، نمی توان گواه و مصداق مستندی ارائه نمود، اما بنابرمطالب گردآوری شده، می توان تا حدودی از ابهامات موجود پرده برداشت. شروع دوره بافت و بافندگی حاضر در کاشمر را باید در سالهای 1260 تا 1280 ه.ش جستجو نمود. محمد کرمانی، اولین استادکار قالیبافی در منطقه کاشمر بود. از نام ایشان چنین به نظر می رسد که وی از اهالی کرمان باشد و به کاشمر مهاجرت کرده، اما عده ای معتقدند که زادگاه او روستای فروتقه واقع در 2 کیلومتری غرب کاشمر است و ایشان این هنر را در کرمان و از استادکاران کرمانی آموخته است. اما در این نکته که شروع و گسترش قالیبافی در کاشمر در سالهای 1260 تا 1280 ه.ش از روستای فروتقه آغاز گردید، تردیدی نیست و بی شک از همین نقطه به روستاهای مجاور انتقال یافته است. این استادکار اولین بار و بنا به سفارش حاج سید حسین سجادی، از اهالی فروتقه به بافتن قالی مبادرت ورزید. پس از آن با توجه به استقبال مردم روستا، به تدریج این هنر رو به گسترش نهاد و پس از فروتقه، روستاهای ترقبان، فدافن، کارخانه و رزق آباد، یکی پس از دیگری از آن پیروی کرده و به بافت قالی اقدام نمودند. قالی کاشمر با نقش زیر خاکیقالی 12 متری طرح زیرخاکی - تمام پشم - چله نخ - 35رج - زمینه رنگ سورمه ائی - بافت کاشمر»» نام فرش کاشمر در میان مراکز خرید و فروش قالی در داخل وخارج استان، از اعتبار و اهمیت خاصی برخوردار بوده و هست و یافتن دلایل آن، عاملی شد تا بیش از پیش به سابقه بافت و کیفیت بافته های این ناحیه توجه نماییم. با بررسی تاریخ قالیبافی کاشمر، در می یابیم که قالیهای کاشمر همواره از حیث نوع و کیفیت، در مرتبه پایین تری از دیگر مناطق قرار داشته است. این نکته با مشاهده موارد مکرر از تولیدات نسبتاً قدیمی که درکاشمر و دیگر نواحی مشاهده شد، تا حدودی مورد تأیید قرار می گیرد اما، در دو دهه اخیر تحولات نسبتاً مشهودی در کیفیت بافته های آن پدید آمده و نوید بخش تحولات عمیق تر در آینده ای نه چندان دور می باشد. در واقع شهرت فرشهای قدیمی کاشمر، در مقایسه با دیگر مراکز همجوار همچون نیشابور، سبزوار، گناباد و ... به دلیل ارزانی آن نسبت به مراکز یاد شده، بوده است. »» قالی کاشمرسیسیل ادواردز نیز به این نکته اشاره دارد. وی در کتاب قالی ایران به قالیهای زمخت و درشتی که با طرحهای نازیبا در سالهای 36-1935 در کاشمر بافته می شد، اشاره نموده است. مهمتر از آن گره جفتی را که هم اکنون نیز کاربرد آن متداول است، از اهم ویژگیهای قالی قدیم کاشمر عنوان می کند. با کمی دقت در نوع طرحها و تغییر و تحولات کیفیت قالیهای این شهر طی یکصد سال اخیر، می توان 5 دوره نسبتاً متمایز در تاریخ قالیبافی کاشمر را برشمرد:شروع قالیبافی تا سال 1340از سال 1340 تا 1350از سال 1350 تا 1360از سال 1360 تا 1366از سال 1366 تا به امروز الف: شروع قالیبافی تا سال 1340بخش نخست این دوران پنجگانه ، از زمان شکل گیری قالیبافی تا سال 1340 را شامل می شود. با وجود عرضه وسیع قالی، این دوره را می توان دوران خاموشی و سکوت فرشبافی کاشمر نامید. در این دوران افرادی همچون عزیز الله خانی، احمد ترک، محمد حسین وزان، علی ابراهیمی، علی سیاح، حاج عباس گلستانی، غفاری و ... در تولید فرشهای مرغوب کاشمر اهتمام ویژه ای داشتند و با وجود ویژگیهای خاص تولیداتشان، به دلیل سهم ناچیز آنها در مقابل تعداد بی شمار قالیهای نامرغوب کاشمر، نمی توانستند درتغییر شیوه های بافت و تولید قالی مرغوب، مؤثر واقع شوند. عمده ترین مشخصات فرش در این دوران کاربرد رنگهای مناسب گیاهی، استفاده از شیوه های چند چین یک پود، جفتی بافی و از همه مهمتر عدم تنوع طرحهاست. دو طرح بنام و شناخته شده سالهای قبل از 40، طرحهای حسن قاضی و زرین کلک است. این دو طرح که عمدتاً در نواحی تربت حیدریه و روستاهای ما بین تربت و کاشمر بافته می شدند، در مناطق بسیاری از جمله کاشمر نفوذ یافتند و طی سالهای متمادی به طور پراکنده توسط بافندگان کاشمری مورد استفاده قرار گرفتند. از طرفی بر اساس تحقیقات انجام شده، استفاده از طرحهای خشتی که تشابه زیادی با قالیهای چهارمحال و بختیاری دارد، در سالهای قبل از 1330 در کاشمر متداول بوده است. طی آن سالها، این طرح بخش زیادی از تولیدات این ناحیه را به خود اختصاص داده بود و توسط بسیاری از تولید کنندگان معروف کاشمر، به تعداد زیاد، تهیه و به فروش رسید. در مورد دلایل و نحوه ورود این طرح به حوزه قالیبافی کاشمر، توضیح چندانی نمی توان یافت. اما براساس برخی منابع تاریخی، در زمان نادرشاه افشار، گروهی از طوایف بختیار به نواحی غربی کاشمر کوچ کردند که می تواند عامل ورود این طرح به کاشمر باشد. ب: از سال 1340 تا 1350 سال 1340 را می توان سال تحول، جنبش و نوآوری برای قالی کاشمر برشمرد. در این سال با ورود استاد علیپور، دگرگونی عظیمی در قالیبافی استان خراسان، به ویژه کاشمر روی داد. وی پس از اقامت چهار ساله خود در کاشمر تأثیر عمیقی در قالیبافی این منطقه برجای گذاشت که هنوز هم اثرات آن نه تنها در کاشمر، بلکه در تمام نقاط استان خراسان، قابل مشاهده است. وی با ورود خود، موج نوینی از طرحها و ابتکارات جدید را وارد عرصه قالیبافی کاشمر نمود و با توجه به فقر طرحها و خلاء ناشی از آن، منشاء بروز اثرات مهمی در آن خطه گشت. نوآوری و تحول در طرحها، در کنار بالا بردن رجشمار فرشها تا حدود 35 و 40 رج، از خصوصیات بارز این دوران است. عرضه لوح زیرخاکی که در خراسان به ویژه کاشمر به طرح کاسه و کوزه معروف است، با استفاده از برخی موتیف ها و گلهای رایج در طرحهای تبریزی، بدعتی بود که باعث رونق قالیبافی کاشمر شد. این طرح که در سراسر آن علاوه بر استفاده از تصاویر کوزه، گلدان و کاسه، مناظر متعددی نیز وجود داشت، عموماً در زمینه های سرمه ای و لاکی عرضه می شد. عدم رنگ آمیزی نقشه ها در حین طراحی و مشخص نمودن هر بخش از طرح با یکی از اعداد، از دیگر نوآوریهای استاد علیپور بود که از تبریز به ارمغان آورد. به این صورت که در کنار هر نقشه، نمونه ای ازنخهای رنگی مورد نظر قرار می گرفت و محل قرار گرفتن هر رنگ درمتن نقشه، با شماره های مخصوص مشخص می شد. شیوه ای که هم اینک پس از گذشت 30 سال، همچنان ویژگی خاص طراحان کاشمر است. طرح چهار فصل، از دیگر طرحهای مشهور استاد علیپور در خراسان است که موفق به پیدا کردن نسخه اصلی این طرح نشدیم. اما مشابه آن طرح در نیشابور، نزد استاد غلامرضا پیدا شد که از جمله طرحهای سفارشی ایشان به استاد علیپور است. نوع قلم و سبک خاص استاد علیپور، به جهت رعایت برخی شیوه های بدیع، دارای تفاوتهای بارزی با سبک های بعد و قبل از خود است. عدم تقارن ظاهری در کلیه نگاره ها و اجزای هر طرح که در نگاه اول قابل تشخیص نیست، ویژگی بارز طرحهای اوست که امروزه نیز در کلیه نقوشی که به سبک وی طراحی می شود، قابل مشاهده است. طی دوران اقامت استاد علیپور در کاشمر، بسیاری از طراحان- از جمله استاد غلامحسین اسکندری که پنجاه سالگی را پشت سر می گذاشت- به شاگردی وی رفتند و به فراگیری و تکمیل دانسته های خود پرداختند. پس از مراجعت استاد به مشهد، تا مدتها نیز پیروی از سبک وی، شیوه کار بسیاری از طراحان کاشمری و حتی طراحان شهرهای مجاور بود. ج: از سال 1350 تا 1360با وجود بازار خوب و مناسب قالیهای کاشان، به ویژه در بخش صادرات، بافندگان کاشمری نتواستند چندان موفقیتی در عرضه و فروش قالیهای سبک کاشان کسب نمایند. شاید کیفیت پایین بافته های کاشمر که مطابق با کیفیت واقعی قالی اصیل کاشان نبود، عامل عدم کسب این موفقیت باشد. استفاده از کرک به جای پشم برای پرز فرش از اهم ویژگیهای قالیهای این دوره ده ساله می باشد. د: از سال 1360 تا 1366از سال 1360 با روآوردن بافندگان به بافت قالی با طرحهای اصیل خراسان به ویژه انواع نقشه های افشان و لچک ترنج شاه عباسی با گلهای درشت، مختص فرشهای مشهد و نیز با بازگشت به طرحهای اصیل منطقه از جمله طرح زیر خاکی، دوره جدیدی در قالیبافی کاشمر آغاز شد. بازار نسبتاً مناسب طرحهای مشهد، به ویژه با رنگهای روشن و استفاده از گلهای بزرگ شاه عباسی، از جمله عوامل مهم این تغییر شیوه بود. البته تولید و عرضه قالیهای سبک کاشان در این مدت نیز به طور پراکنده ادامه داشت. ه. از سال 1366 تا به امروز از سال 1366، وجود بازار عالی و استثنایی فرش نائین در داخل و خارج از کشور- که نفوذ آن در خراسان سریعتر از دیگر استانهای کشور انجام شد سبب شد تا خیل عظیمی از بافندگان کاشمر، پس از گذشت چند سال از نفوذ این طرحها در خراسان، عاقبت تسلیم شده به طور فزاینده ای به عرضه قالیهای با این شیوه مبادرت ورزند. این رویه همچنان در کاشمر و روستاهای مجاور آن ادامه دارد و محور اصلی تولیدات فعلی این منطقه را تشکیل می دهد. - ساختار- طرحهای رایجدر حال حاضر، طرحها و نقوش مورد استفاده در کاشمر را از حیث تولید، می توان به شرح ذیل طبقه بندی کرد:1- طرحهای نائین2- طرحهای کاشان 3- طرحهای تصویری 4- طرحهای گل فرنگ جدیدطرحهای تصویری سالیان درازی است كه مورد توجه طراحان و بافندگان کاشمری قرار دارد. اما معلوم نیست با توجه به عدم مهارت بافندگان کاشمری در بافت این نوع طرحها به دلیل رجشمار و شیوه بافت آنها- علت اصرار آنها بر عرضه قالیهایی منقش به تصاویر مینیاتور و امثال آن چیست؟ طرحهای گل فرنگ با رنگ آمیزی خاص قالی کاشمر، دیر هنگامی است که مورد توجه بافندگان و طراحان کاشمری قرار گرفته، ولی عرضه و تولید آن همواره به طور پراکنده ادامه داشته و نمی توان شروع و گسترش آنها را به دوران خاصی نسبت داد. - رنگبندی- رنگرزیدر حال حاضر حدود 10 کارگاه رنگرزی فعال در کاشمر، تأمین کننده بخش مهمی از مواد اولیه کارگاههای قالیبافی کاشمر و حومه آن می باشند که رنگهای جوهری به ویژه رنگهای وارادتی از کشور چین، بخش مهمی از مواد مصرفی آنها را تشکیل می دهد. اگر چه استفاده از رنگهای گیاهی به طور محدود توسط تولید کنندگان جزء انجام می گیرد، ولی تعداد آنها بسیار ناچیز است و نمی توان بر آنها تأکید نمود. نوع رنگ لاکی مورد استفاده در قالیهای کاشمر را می توان یکی از وجوه تمایز و شاید هم تشخیص بافته های این ناحیه قلمداد نمود. این نوع رنگ لاکی که در مناطق دیگر به لاکی گلخاری شهرت دارد، سالیان درازی است که کاربرد وسیعی در بافته های کاشمر دارد و کاربرد آن در قالیهای سبک کاشان، چه در گذشته و چه در حال حاضر، در خور توجه است. نوع گره مورد استفاده در قالیهای کاشمر و حومه آن، گره فارسی است، اما در کنار آن به طور پراکنده و محدود از گره ترکی نیز استفاده می شود. شیرازه کلیه قالیهای کاشمری، پس از اتمام بافت انجام می شود. همچنین پرداخت و قیچی کردن گره ها پس از اتمام فرش، توسط کارگاههای پرداخت، با استفاده از قیچی های برقی انجام می شود. دارهای این منطقه، اغلب چوبی است و در سالهای اخیر استفاده از دار آهنی و یا کاربرد آهن در بخشی از آن رواج یافته است. به نظر می رسد شرکت سهامی فرش ایران در حال حاضر بزرگترین استفاده کننده از دارهای آهنی در سطح منطقه است. چله کشی کلیه قالیهای کاشمر به صورت معروف به ترکی و بر روی دار قالی انجام می گیرد. در حال حاضر پشم، به عنوان ماده اصلی قالیهای کاشمر، در کنار کاربرد محدود ابریشم در قالیهای سبک نائین ، مواد اولیه مورد استفاده در قالی کاشمر را تشکیل می دهند. از دیگر نکات قابل توجه در قالیهای امروز کاشمر، به ویژه قالیهای سبک نائین، سفید نمودن کلافهای پشم قبل از استفاده است. به عبارتی می توان گفت، کلیه خامه های سفید مورد استفاده در قالیهای سبک نائین، قبل از بافت، یک بار دیگر به وسیله رنگهای سفید رنگرزی می شود و باعث درخشش کاذب و بیش از حد نخ سفید در بافت فرش می شود. دلیل این امر هنوز روشن نشده و این اولین باری است که به چنین شیوه ای برخورد می کنیم و با وجود پرسشهای مکرر جواب قانع کننده ای از سوی رنگرزان وبافندگان ارائه نشده است. شاید یکی ازدلایل این امر، استفاده از پشمهای نامرغوب باشد که به علت عدم سفیدی و یک دست بودن اقدام به رنگ نمودن آنها می نمایند. به هر صورت این امر خود دلیلی برای کاهش مرغوبیت و تنزل کیفیت نخهای خامه مورد استفاده در این منطقه است. بیش از 70% نخهای پنبه مصرفی از اصفهان و بقيه از کارخانجات مشهد تأمین می گردد.
منابع
ایرج سعادتمند توندری. ترشیز ۱ - (نگاهی به تاریخ و جغرافیای شهرستان کاشمر). چاپ اول، مشهد: موسسه فرهنگی هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، ۱۳۸۴، ۹۶۴-۲۴۹-۰۵۵-۰، ۲۹۶.
سیدحسن هاشمی - مریم آقایی میبدی - حسن عزیزی فروتقه - مریم سالاری خیابانی. جغرافیای شهرستان کاشمر. چاپ اول، مشهد: موسسه فرهنگی هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، ۱۳۸۴، ۹۶۴-۲۴۹-۰21-6، 160.
اطلس گیتاشناسی استانهای ایران، تهران ۱۳۸۳، ص۱۰۷
کتاب خراسان، ص ۱۵۲-۱۵۰ - هاشم جوادزاده، ۱۳۸۰

No comments:
Post a Comment